پوستر فیلم دادگاه نظامی شورش ناو کین

آخرین یادگار آقای فردکین

دادگاه نظامی شورش ناو کین
The Caine Mutiny Court-Martial
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

زمانی که صحبت از درام‌های دادگاهی می‌شود، بسیاری از مخاطبان ناخودآگاه و بر اساس تعارف مختلف به‌یاد اثر ماندگار «سیدنی لومت» می‌افتند؛ «۱۲ مرد خشمگین». آن چیزی که باعث ماندگاری بیشتر اثر آقای لومت می‌شد، تک‌لوکیشنی بودن محل مناقشه‌ی هیئت منصفه و سپس شکوفا شدن تقابل‌های اخلاقی در باب گناهکاری یا بی‌گناهی متهمی که هیچ‌گاه نمی‌بینیم، بود. «ویلیام فردکین» فقید که تقریباً نامی آشنا برای همه‌ی مخاطبان سینمای جهان است، آن هم با اثری چون «جن‌گیر»، در آخرین تجربه‌ی سینمایی خود قبل از مرگ (در آگوست سال ۲۰۲۳) به درون یکی از این درام‌های دادگاهی رفته است. اما دادگاه او یک دادگاه نظامی در باب سرپیچی از فرمان خدمه‌ی یک ناو مین‌روب نیروی دریایی ارتش آمریکاست؛ ناو «یو اس‌اس کین». طرف اتهام «استیو ماریک» به‌عنوان افسر اجرایی است که در هنگام طوفانی شدید فرمانده «فیلیپ کوییگ» را با همکاری دیگر افسران خلع می‌کند تا کشتی را از غرق شدن نجات دهد. این همه‌ی آن چیزی است که دادستان در ابتدای فیلم با فراخواندن کاپیتان کوییگ عنوان می‌کند وروایت پس از این وارد مناقشه‌ی بین دادستانی نظامی و وکیل‌مدافع ماریک می‌شود.

چنین درام‌هایی که در یک لوکیشن داخلی تصویر می‌شوند خطری بزرگ را در کنار خود حس می‌کنند و آن هم تبدیل شدن به یک تله‌تئاتر است. مهم‌تر آنکه این اثر از روی نمایشنامه‌‌ای با همین نام به‌سال ۱۹۵۲ اقتباس شده است. آنچه برای جدا کردن این درام از یک تله‌تئاتر نیاز است، ابتدا زاویه‌های دوربین و نمایی بسته و مدیم کارگردان است و سپس بازی کلامی و میمیک چهره‌ی کاراکترهاست که مخاطب را از فضای یک تله‌تئاتر دور کند. آقای فردکین با انتخاب درست بازیگران باعث شده مخاطب از همان ابتدای فیلم درام را در آغوش بگیرد.

آخرین راز زیبای فردکین در بارور کردن یادگار نهایی‌اش در سینما شکوفا کردن لحظه‌ای مناقشات اخلاقی در بین کاراکترهاست. آقای فردکین از همان ابتدا مخاطب را ثانیه‌به‌ثانیه و پلان‌به‌پلان در معرض قضاوت اخلاقی قرار می‌دهد و از این طریق سعی دارد او را در سفری به درون دیالوگ‌ها و بازنمایی ذهنی رخدادهای پیش‌آمده ببرد. بازی زیبا و بی‌نقص «مونیکا ریماند» در نقش دادستان، «کیفر ساذرلند» در نقش کوییگ، «جیسون کلارک» در نقش وکیل مدافع، «جیک لیسی» در نقش ماریک، و در نهایت «لنس ردیک» در نقش قاضی باعث چفت شدن کاراکترها و دیالوگ‌های‌اشان به یکدیگر شده است. آقای فردکین از طریق این کاراکترها روایت خود را کم‌کم وارد برزخی اخلاقی می‌کند. مخاطب در شروع پرده‌ی سوم کم‌کم دچار نوعی مناقشه‌ی ذهنی می‌شود که واقعاً کیست که در این میان حقیقت را می‌گوید؟ آیا این یک پاپوش زیرکانه است یا صرفاً تناقضی اخلاقی برای عدم پذیرش اشتباهات یک افسر باتجربه. این همان فن کوزه‌گری کارگردانی چون فردکین است که تعلیق را در میان دیالوگ‌ها پنهان می‌کند و مخاطب را در فضایی که نیاز به هیچ جلوه‌ی ویژه و هیچ هزینه‌ی اضافی (به‌طور حتم این را طعنه‌ای به ردلی اسکات حساب کنید!) ندارد درگیر مناقشه‌ای مملو از هیجان می‌کند؛ مناقشه‌ای که فقط کلمات آن را دچار افت‌و‌خیز می‌کنند و نه لشکرکشی‌‌های کامپیوتری.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟