یک کتاب متحرک پر امید
پسربچهای بر زمینی سفید و پر برف نشسته است. مولی کوچک (حیوانی شبیه به موش که کور است و در زیرزمین زندگی میکند) سر خود را بیرون میآورد و به پسربچه سلام میکند. پسربچه هم پاسخ میدهد. مول از پسر بچه علت بودناش را در این مکان سوال میکند و پسر پاسخ میدهد که به دنبال خانه است. به دنبال خانهای که بتواند در آنجا زندگی کند. مول تصمیم میگیرد در این راه با پسربچه همراه شود. کمی نمیگذرد که یک روباه و یک اسب نیز به آنها ملحق میشوند.
رمان ۱۲۸صفحهای «پسر، مول، روباه و اسب» توسط «چارلی مکنزی» در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. این کتاب که برای کودکان بالای هشت سال نوشته شده بود خیلی زود خود را به صدر جدول پرفروشترینها رساند و توانست توجه زیادی را جلب کند. همین امر هم باعث شد سینماگران و فیلمسازان زیادی خواهان بازسازی یا اقتباس از آن باشند. در سال ۲۰۲۰ و در اوج همهگیری کرونا بود که بالاخره «کارا اسپلر» این حق را به دست آورد. او به همراه گروهی که متشکل از بیش از ۱۲۰ عضو از ۲۰ کشور جهان بودند از راه دور شروع به طراحی و ساخت این انیمیشن کردند. آنها تلاش کردند تا آنجا که میتوانند طراحیهای خود را به کتاب نزدیک کنند و با استفاده از مداد و خطوطی کاملاً حسابشده و الهامگرفته شده از آبرنگ در پسزمینه تصاویری متحرک بسازند تا تماشاچی هنگام تماشای انیمیشن نه تنها حس خواندن یک کتاب بلکه حس دیدن یک کتاب متحرک را داشته باشد.
انیمیشن «پسر، مول، روباه و اسب» با استفاده از صداهای پخته و زیبای کاراکترهای خود دلیلی دیگر را برای مورد توجه قرار گرفتن به مخاطبان سینما داده است. صدای پسربچه که از میان دهها صدای پسربچهای انتخاب شده است که مورد آزمون قرار گرفتهاند، همانطور که کارگردان خواسته است در القای حس معصومیت و پاکی کمک بسیاری کرده است. صدای این کودک میتواند به راحتی به همراه شمایل کوچکاش مخاطب را درگیر صداقت و معصومیتاش کند. صدای مول، اسب و روباه هم که توسط «تام هالندر»، «گابریل برن» و «ادریس البا» گویندگی شده است در انتقال سخنان و کلام پربار آنها اهمیت بهسزایی داشته است.
این انیمیشن شاید بیش از آنکه بتواند کودکان را جذب کند، مخاطب بزرگسال را متوجه خود میکند، زیرا هر سخن و جملهای که از زبان یکی از شخصیتهای داستان بیرون میآید، خود میتواند پندی عمیق و درسی از زندگی، عشق و امید باشد. مثلاً جواب پرسشی این چنین:« شجاعترین چیزی که تا به حال گفتی چی بوده؟» پاسخی به همین سادگی است:« کمکم کن» و آنجا که گفته میشود:« کمک خواستن تسلیم شدن نیست، امتناع از تسلیم شدن است». اما شاید هیچچیز برای من بیشتر از آنجا که اسب راز بزرگ خود را با دوستاناش در میان میگذارد زیباتر، جذابتر و عمیقتر نیست. رازی که ورای حس حماسی و تخیلیاش میتواند از رهایی و آزادی روح حرف بزند. مول، روباه، اسب و پسربچه هر یک تصویری از وجوه انسانی دارند که به شکلی دیگر در این تصاویر گنجانده شدهاند. شخصیتهایی که از دوستی و آزادی حرف میزنند و خواهان پذیرفته شدن توسط پیرامون خود هستند. شاید به همین دلیل است که من تصور میکنم این انیمیشن برای بزرگسالان بیش از کودکان جذاب خواهد بود. البته که تصاویر زیبا و حس عمیقی که میان شخصیتهای داستان در همین سی دقیقهی کوتاه شکل پیدا میکند میتواند کودک را مجذوب خود کند، اما این مخاطب بزرگسال است که ارتباطی عمیقتر و احساسیتر با آن برقرار خواهد کرد.
«پیتر بینتون» کارگردان این انیمیشن که خود انیماتوری باتجربه هم است با ساخت چهارمین انیمیشن کوتاهاش نشان داد که توانایی ایجاد ارتباط میان تصویر، موسیقی و روایت داستانی را به خوبی دارد و میتواند با این قابلیت در ادامه کارهای بهتری را هم بسازد. البته که او در این راه دستیاران و گروهی متعهد و حرفهای را هم داشته است که مسیر این چالش را برای او آسانتر کردهاند و او را لایقی خوب برای نامزد شدن در اسکار قرار دادند.
این انیمیشن کوتاه نامزد اسکار را میتوانید در اینجا مشاهده کنید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.