پوستر فیلم جعبه

کارگردان و روایت در خدمت انتشار آلبوم موسیقی

جعبه
The Box
محصول ۲۰۲۱ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

شاید برای بسیاری از مخاطبان سینما درام‌های موزیک‌محور در هالیوود خلاصه می‌شوند. طی یک دهه‌ی گذشته سینمای کشورهای دیگر و به‌خصوص اروپا و آسیای شرقی روی این درون‌مایه تمرکز بیشتری کرده‌اند و سعی دارند هر از گاهی مخاطب علاقه‌مند به موسیقی را با آثار خود سرگرم کنند. همان‌طور که در مرور فیلم «زندگی زیباست» اشاره کردیم، سینمای کره‌ی جنوبی هم طی این سال‌ها بیکار ننشسته و سعی دارد در دنیای موزیکال‌ها قدم بردارد. اما فیلم «جعبه» موزیکال نیست، بلکه در باب موسیقی است. آقای «یانگ جانگ-وونگ» در اولین تجربه‌ی سینمایی خود سعی دارد یک درام جاده‌ای را در تلفیق با موسیقی در برابر مخاطب قرار دهد. یانگ پیش از این اثر در حوزه‌ی نمایش فعالیت حرفه‌ای داشته است و با اثر «جعبه» اولین گام خود را در سینما برداشته است.
یانگ در فیلم جعبه سعی دارد از همه‌ی ژانرهای موسیقی کمال بهره را ببرد. او سعی کرده یک بازیگر سینما را در کنار یک خواننده وارد این سفر جاده‌ای کند. «مین-سو»‌ یک تهیه‌کننده‌ی شکست‌خورده است. فیلم با دوران اوج تا افول این کاراکتر آغاز می‌شود. در همان افتتاحیه‌ی اثر به‌وضوح می‌توان تأثیرات هنر نمایش را روی کارگردان و سکانس‌هایی که گرفته مشاهده کرد؛ عده‌ای دور مین-سو نشسته‌اند و در حال جشن گرفتن هستند و با هر برش از تعداد آن‌ها کم می‌شود و مین-سو کم‌کم پژمرده‌تر می‌شود. یانگ پس از این سکانس به‌سرعت قصد دارد دو کاراکتر اصلی خود را در کنار یکدیگر قرار دهد تا سفر جاده‌ی را آغاز کند. در نتیجه‌ی این انتخاب مین-سو و جزئیات مهم زندگی او که قرار است باعث قوام یافتن شخصیت‌اش در داستان ‌شوند شکل نمی‌گیرند. دو کاراکتر کاملاً تصادفی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و در طول این سفر با تروماهای ذهنی خود رو‌به‌رو می‌شوند و در نهایت همه‌چیز به خیر و خوشی به پایان می‌رسد.
شاید تنها نکته‌ی مثبت این فیلم گوناگونی موسیقی در آن است؛ از راک-‌اند-‌رول تا موسیقی کولی‌ها. فیلم «جعبه» در باب موسیقی است، اما در نهایت یک اثر سینمایی است و مخاطب باید کاراکترها را در قابی که مقابل‌اش قرار گرفته درک کند. مخاطب در این قاب‌ها فقط چند فلش‌بک از زندگی «جی هون» می‌بیند و این صحنه‌ی تکراری باید به گونه‌ای در ذهن مخاطب نقش ببندد که علت در جعبه قرار گرفتن او و ترس از دیدن مردم به همین حادثه‌ی کوتاهی که می‌بینیم ربط پیدا کند. کارگردان با استفاده از جعبه و ترومای ذهنی سعی دارد درام خود را ساختاربندی کند. اما در نهایت همه‌ی این‌ها را همچون یک شوآف شیک و لوکس به نمایش می‌گذارد و در نهایت همان روند کلیشه‌های هالیوودی را ادامه می‌دهد. یکی از دلخوشی‌های مخاطب علاقه‌مند به موسیقی هنگامی است که جی هون در اتاق خواب مین-سو از خواب برمی‌خیزد. در اتاق پوسترهایی از بی‌بی‌ کینگ، فستیوال‌های جز، راک و بلوز می‌بینیم. اما در ادامه و با جان گرفتن روایت شاهد هستیم که همه‌ی این‌ها شو‌آف کارگردان برای بازی با ذهن مخاطب است. این روایت حتی درام جاده‌ای کاملی نیست. آنچه از شخصیت‌پردازی ابتدایی بر‌می‌آید، مواجهه با دو کاراکتر رهاشده در زندگی است که طی یک سفر جاده‌ای به مناطق مختلف کشور کره‌ی جنوبی دچار خودشناسی و در نهایت یافتن مسیر زندگی خود می‌شوند. این انتزاعات ذهنی هیچ‌گاه در فیلم شکل نمی‌گیرند و در نهایت با اثری رو‌به‌رو هستیم که «پارک چانیول» از دل آن آلبوم موسیقی خود را با نام «جعبه‌»‌ منتشر کرده است؛ این یعنی همه‌چیز در خدمت خواننده‌ی پاپ معروف.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟