«لوری» معلم دبستان است. او روزهای خود را با کودکان دبستانی میگذراند و شبها را با رفتن به این بار و آن بار با غریبهها. او بهتازگی به خانهی مادرش نقلمکان کرده است. مادری که دیری نیست از این دنیا رفته و خانهای بزرگ که اسبابواثاثیهی چندانی ندارد را برای لوری و برادرش به جا گذاشته است. زندگی لوری با دیدن یک استاد دانشگاه مغرور اما دچار تحول میشود.
یکی از مهمترین نقاط قوت سینما که با آن توانسته مخاطبان بسیاری را هر روزه به سمت خود جذب کند آن است که این هنر توانایی دارد مخاطب را دچار همذاتپنداری کند، تجربیات جدیدی را در برابر دیدگاناش قرار دهد و به او اجازه دهد دربارهی شخصیتها از نگاه خودش حتی قضاوت کند. بیننده با تماشای داستانهای مختلف هر کارگردان میتواند هر یک از این داستانها را از نگاهی دیگر دیده و لذت یک زندگی جدید را تجربه کنند یا رنج یک زندگی دیگر را با رنج زندگی خود تطبیق دهد. «لوری» در کشوری چون آرژانتین میتواند دختری جوان، مجرد و زیبا در هر کشوری باشد که استقلال مالی خود را دارد و در جامعه هم بهعنوان یک زن جوان مورد احترام است. زن و دختری که بعد از رسیدن به این هدفها حالا دچار پوچی شده و به دنبال چیزی دیگر برای ادامهی زندگی میگردد. این اتفاق برای هر فردی، چه زن و چه مرد، میتواند رخ دهد. انسان هر زمان به هدفهایی که در زندگی برای خود داشته برسد، انگار دچار پوچی شده و به دنبال هدفی دیگر میگردد تا به زندگی خود معنا دهد. لوری به دنبال این معنا و شاید یافتن هدف و حتی عشق با افراد مختلف قرار میگذارد و حتی به دفترچهی خاطرات مادرش هم نقب میزند. این دفترچه مانند کتابی مقدس در برابر او قرار میگیرد و لوری سعی میکند آن را درک کند. برای درک بیشتر آن او حتی تلاش میکند از زاویه دید کودکان کلاساش هم نگاه کند. کاری که با درگیری بیشتر لوری سخت و سختتر میشود. دیدار لوری با مردی مغرور که بهنظر میرسد او هم به دنبال چیزی است که خوش هم نمیداند چیست تغییر میکند. ایراد اصلی روایت از همینجا خود را بروز میدهد.
فیلم «کتاب لذتها» توانسته به خوبی لوری، دغدغهها و مشکلات او را تصویر کند. اما در تشریح شخصیت مهم دیگر روایتاش یعنی استاد دانشگاه درمانده است. کارگردان زن این فیلم، «مارسلا لوردی»، بهنظر میرسد آنقدر محو شخصیت زن اصلی روایتاش شده که فراموش کرده به دیگر شخصیتهای داستاناش هم زمانی برای پرداخت دهد. بهویژه که دوربیناش هم به زیبایی دنبالکنندهی این شخصیت زن است. درواقع یکی از مهمترین مزیتهای این فیلم را باید در دوربین کنجکاو کارگردان دید. تصاویری که از لوری در شرایط متفاوت گرفته شده هم میتوان اضطراب و نگرانی او را به خوبی نشان دهد، هم لذت و شادی درونی او را. بازی بازیگر این نقش هم در اثرگذاری این تصاویر مؤثر بوده است. گرفتن کلوزآپهای مختلف و بهره بردن از آینه در چند سکانس متفاوت از اتفاقاتی است که کارگردان هوشمندانه از آنها برای بهتر کردن درک مخاطب نسبت به کاراکتر اصلیاش استفاده کرده است. همانطور که گفتیم شخصیتهای دیگر اما دستکم گرفته شدهاند. با پرداخت بیشتر به دیگر شخصیتها اما موقعیت و شرایط لوری در برابر این افراد میتوانست بهتر درک شود و مخاطب با این تصاویر و این بازیگران با روایتی پختهتر و منسجمتر روبهرو میشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.