پوستر فیلم کولی

زن‌باره‌ی موجه

کولی
The Bohemian
Il Boemo
محصول ۲۰۲۲ – جمهوری چک، ایتالیا، اسلواکی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

زندگی‌نامه‌ی موسیقی‌دانان کلاسیک همیشه جذاب بوده است. این جذابیت بدان جهت است که مخاطب سینما همیشه تشنه‌ی این است که بداند واقعاً در زندگی پر فراز و نشیب این نابغه‌ها چه گذشته است. این‌بار «پتر واتسلاو» به زندگی یکی از موسیقی‌دانان معروف اهل چک با نام «ژوزف میسلیوچک» پرداخته است. میسلیوچک تقریباً همه‌ی عمر موسیقیایی خود را در ایتالیا گذراند و در قرن هجدهم سمفونی‌های پرطرفداری در ناپل و دیگر شهرهای ایتالیا نوشت. آنچه در زندگی‌نامه‌ی او آمده بیشتر مربوط به حرفه‌ی کاری‌اش است و در باب روابط شخصی جز شنیده‌ها و شایعات چیزی دیگری وجود ندارد. اما در نوشته‌ی همه‌ی هم‌نسلان‌اش و به‌خصوص خانواده‌ی موتزارت که ارتباط نزدیکی با او داشتند، میسلیوچک زن‌باره بوده و در نهایت بر اثر سیفلیس جان داده است؛ هرچند او در نامه‌ای خطاب به موتزارت جوان از سرطان استخوان گفته است. حال آقای واتسلاو سعی دارد بر اساس همان شنیده‌ها این موسیقی‌دان هم‌وطن را به مخاطب سینما نشان دهد.
آنچه در روایت آقای واتسلاو مشهود است تمرکز او روی زن‌بارگی میسلیوچک است. این فیلم روایت دنیای حرفه‌ای این موسیقیدان را به موازات زندگی شخصی آزاد او پیش می‌برد. در این فیلم تمرکز روی دو دهه زندگی مملو از شهرت میسلیوچک است. واتسلاو او را کاراکتری آرام، نجیب و در عین حال ضعیف‌النفس تصویر می‌کند که هیچ‌گاه به اغواهای زنانه پاسخ رد نمی‌دهد؛ از کنتس تا خدمتکار. کارگردان این روابط از هم گسیخته را با ضربآهنگی ملایم همچون نت‌های موسیقی میسلیوچک به نمایش می‌گذارد. شاید به‌همین دلیل است که روایت آقای واتسلاو در یک مسیر مستقیم گام برنمی‌دارد و در عوض زندگی حرفه‌ای این موسیقی‌دان را بر اساس روابط ناموزون او در طی سال‌ها و شهرهای مختلف تصویر کرده است. روایت از این بعد نمی‌تواند نگاه سوبژکتیو کارگردان را مخفی کند. او در هیچ‌جای این روایت قصد ندارد موسیقی‌دان هم‌وطن را بستاید و دائم او را فردی متوسط نمایش می‌دهد که گاه به‌سبب نوشتن یک اپرا برای اپراخوانی چون گابریلی مشهور می‌شود و گاه از طریق نامه‌نگاری با معشوقه‌ای متأهل با علم موسیقی روز آشنا می‌شود. در نسخه‌ای که از میسلیوچک آقای واتسلاو مشاهده می‌کنیم چیزی جز یک زن‌باره‌ی با ادب و با نزاکت که در آن میان موسیقی هم می‌نویسد نمی‌بینیم. واتسلاو حتی به فرم خود هم پایدار نیست. او در طول پرده‌ی اول و دوم دائم سعی دارد آن‌چنان از کاراکترها فاصله نگیرد و نمای غالب او مدیوم‌شات است. اما از انتهای پرده‌ی دوم کم‌کم لانگ‌شات‌ها اضافه می‌شوند و وحدت فرمی اثر را دچار شکستگی می‌کنند.
این فیلم از یک موسیقی‌دان می‌گوید اما چیزی از موسیقی نمی‌گوید. در طول روایت با برخی از آثار او آشنا می‌شویم اما همچون زندگی‌نامه‌ی دیگر کلاسیک‌ها با موسیقی‌دانی که دو دهه در ایتالیا همگان را به سالن‌های اپرا و تئاتر می‌کشانده چیزی نمی‌بینیم. بریده‌هایی از اجراها و نه نوشتن‌ها به مخاطب چیزی از میسلیوچک نمی‌دهد.
واتسلاو در سال ۲۰۱۶ یک مستند را در باب این موسیقیدان روی پرده برد که از روی نامه‌های این موسیقی‌دان زندگی و سفرهای او را مرور می‌کرد. اما واتسلاو در اثر داستانی خود گویا سعی ندارد به چیزی جز فلاکت این موسیقی‌دان در زندگی شخصی بپردازد. این نگاه اصلاً منافاتی با سینما ندارد، اما انتظار می‌رفت که او در اثر خود بتواند حداقل داستان نوشتن برخی آثار میسلیوچک را هم به‌تصویر بکشد. این اتفاق در فیلم آقای واتسلاو رخ نمی‌دهد. روایت او در همان بعدی که جست‌و‌جو می‌کند هم لنگ می‌زند. عنوان فیلم به سفرهای این موسیقی‌دان اشاره دارد که او را متعلق به فرهنگی خاص یا زندگی مشخصی نشان نمی‌دهد. اما همین زندگی کولی‌وار هم آن‌طور که عنوان فیلم روی آن تأکید دارد در متن روایت وجود ندارد. در هر حال حداقل کاری که این اثر برای مخاطب علاقه‌مند به تاریخ موسیقی انجام می‌دهد نام بردن از موسیقی‌دانی‌ست که تاریخ‌نگاران موسیقی در باب آثارش و دو دهه درخشش در موسیقی کلاسیک ایتالیا کمتر نگاشته‌اند و در برخی موارد حتی او را فراموش کرده‌اند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟