پوستر فیلم موتورسواران

گذری تاریخی و قصه‌محور

موتورسواران
The Bikeriders
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«جف نیکولز» از سال ۲۰۰۷ آثار بسیار کمی روی پرده برده است، اما با نام بردن از هر کدام از این آثار ناخودآگاه متوجه می‌شویم همه‌ی آثار او را مشاهده کرده‌ایم. جف نیکلوز از آن دست فیلمسازانی است که درون آثار خود جا خوش کرده است و اجازه می‌دهد مخاطب ابتدا آثارش را مرور کند و سپس به نام فلیمساز برسد. از فیلم «داستان‌های شات‌گان» تا «پناه‌ بگیر»، «ماد»، «ویژه‌ی نیمه‌شب»، «لاوینگ» و در نهایت «موتورسواران». جف نیکولز با ساده‌تربن زبان ممکن با مخاطب خود وارد مکالمه‌ای از جنس سینما می‌شود. خصوصیت مهم دیگر آثار او انتخاب به‌جای بازیگران اصلی و مکمل است و در نهایت نحوه‌ی بازی گرفتن آن‌ها در کنار هم باعث روان شدن روایت و عمق پیدا کردن کاراکترها می‌شود. نیکولز در طی این دو دهه نشان داده که از آن دست کارگردان‌هایی محسوب می‌شود که بازیگر مورد علاقه‌ی خود را دارد و این بازیگر خوب کسی جز «مایکل شنن» نیست. باید گفت که آقای شنن اثری جدید را کارگردانی کرده که باید منتظر آن اثر نیز باشیم.

روایت جدید آقای نیکولز با الهام از کتاب یک عکاس تصویر می‌شود که بین سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۳ روایتگر یک گروه موتورسوار با نام «رندالز» است. فیلم از طریق مصاحبه‌ی «کثی» با این عکاس روایت می‌شود و همین انتخاب خوب کارگردان باعث می‌شود روایت دچار روزمرگی‌های بی‌مورد و هیجان‌های کاذب نشود. کارگردان از همان ابتدا زاویه‌دید خود را بر اساس گفته‌های کثی و تفاسیر ذهنی او از رخدادهای بین این گروه موتورسوار بنا می‌نهد. این زاویه‌دید باعث می‌شود همه‌ی اعضای ابتدایی این گروه برای مخاطب شخصیت‌پردازی خوبی داشته باشند و مخاطب بدون درگیر شدن در هیاهوی بی‌جهت شلوغی این گروه موتورسوار را درک کند.

زمانی که اثر به پایان می‌رسد و آن را در ذهن مرور می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که روای آقای نیکولز یکی از بهترین تصویرسازی‌ها از گروه‌های موتورسوار در ایالات متحده‌ی آمریکاست و از طریق روابط بینافردی آن‌ها به تغییرهایی که در اجتماع بین دهه‌ی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ایجاد شده نیز اشاره دارد. دیالوگ‌ها در این روایت دو لبه دارند؛ از یک‌سو مخاطب را درگیر دنیای درونی کاراکترها می‌کنند و از سوی دیگر جامعه را تعریف می‌کنند. جنگ ویتنام در این روایت تبدیل به موتیفی کلامی می‌شود. زمان روایت درست در بحبوحه‌ی درگیری ایالات متحده در جنگ ویتنام است و آن حس دوگانه‌ی وطن‌پرستی و سرخوردگی را در ابتدا و انتهای روایت شاهد هستیم. گویی این روایت از سال ۱۹۶۵ با حضور داوطلبانی که برای خدمت به کشور خود عازم ویتنام می‌شوند آغاز شده و در انتها با انبوهی از سربازانی که دچار اضطراب پس از حادثه شده‌اند روبه‌رو می‌شویم. داستان کثی از گروه موتورسوارن درست دچار این افت و خیز است. آقای نیکولز بدون اشاره به جنگ اثری در باب جنگ ساخته است و این دقت و جزئی‌نگری را در آثار این کارگردان به‌فور شاهد بوده‌ایم.

شاید فیلمسازان معدودی چون نیکولز وجود دارند که انبوهی از ستارگان سینما را درون یک قاب گرد هم می‌آورند و به‌خوبی از همه‌ی آن‌ها بهره می‌گیرند؛ از تام هاردی تا مایکل شنن، نورمن ریدس، جودی کامر، آستین باتلر، توبی والاس و دیگران. روایت جدید آقای نیکولز بدون حربه‌ی برش‌ها و مونتاژ ضربآهنگ خود را سینوسی می‌کند و این بالا و پایین بودن ضربآهنگ را به نوع واکنش راوی به رخدادها همچون خاطره‌هایی که در ذهن دارد می‌سپارد. از سوی دیگر این را نیز نباید فراموش کرد که گستردگی روایت آقای نیکولز به‌‌اندازه‌ای است که حتی عکاس نیز خودش در برخی اوقات تبدیل به راوی هم‌زمان رخدادها می‌شود و این یکی از شیرین‌ترین‌ تکنیک‌های روایی در این اثر محسوب می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟