پوستر فیلم نسخه‌ی آزمایشی

آن زمان که ناخودآگاه‌مان در دنیای مجازی همه‌ی ما را عیان می‌کند

نسخه‌ی آزمایشی
The Beta Test
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از مزایای تماشای سینمای مستقل مواجهه با آثاری است که همان سوژه‌های تکراری سینمای جریان اصلی را با نگاهی دقیق‌تر به‌تصویر می‌کشند. در سال ۲۰۲۰ از «جیم کامینگز» یک اثر کمدی-دلهره با نام «گرگ اسنوهالو» را مرور کردیم. کامینگز در آن فیلم توانست با استفاده از کلیشه‌های مرسوم در یک اثر چندژانری به مخاطب خود تصویری از دلهره، تعلیق، هیجان و در عین حال طنز ارائه دهد. او نیز مانند وودی آلن در بیشتر آثار خود نقش اصلی را برعهده دارد. گویی این دسته از کارگردان‌ها دچار نوعی وسواس فکری هستند که با حضورشان در کنار دیگر کاراکترها می‌توانند درون‌مایه‌ی اثر را به مخاطب انتقال دهند.
«جردن» جوانی فعال است که به‌همراه دوست صمیمی‌اش یک دفتر در لس‌آنجلس تأسیس کرده‌ است. آن‌ها قصد دارند با ستاره‌های هالیوود برای انجام انواع امور تبلیغاتی و رسانه‌ای قرارداد امضا کنند. اما این چیزی است که کارگردان در طول فیلم به ما ارائه می‌دهد. هدف کارگردان از دادن این شغل به کاراکتر اصلی خود این است که ضربآهنگ سریع کلامی او را توجیه کند. جردن بلند فکر می‌کند و سریع حرف می‌زند و این یعنی او در هر لحظه قصد دارد به سریع‌ترین و بهترین نتیجه برسد. اما یک اتفاق زندگی او را دچار آشوب می‌کند؛ پاکتی به دست او می‌رسد که گویی نسخه‌ی آزمایشی یک اپلیکیشن دوست‌یابی است. اما همه‌چیز این نیست؛ در این قرار فرد با یک شخص دیگر به‌صورت کاملاً تصادفی، در حالی که چشمان‌اش بسته است در یک اتاق رزرو شده در هتل، رابطه‌ی جنسی خواهد داشت. جردن تا چند ماه دیگر قرار است با دوست‌دختر و هم‌خانه‌اش ازدواج کند. کامینگز درست در همان لحظه‌ای که این پاکت نامه به دست جردن می‌رسد کار خود را برای بازی با ذهن مخاطب آغاز می‌کند. کارگردان در یک سو تعهد را قرار داده و در سویی دیگر وسوسه‌ای یک ساعته که فرد می‌تواند با شخصی دیگر بدون اینکه بداند او کیست هم‌بستر شود. اما کامینگز ضربآهنگ فیلم خود را پایین نمی‌‌آورد تا مخاطب را دچار خلأ کند و به او اجازه دهد پیش‌‌قضاوتی اخلاقی داشته باشد. او در عوض مدام ضربآهنگ فیلم خود را با آشفتگی‌های بیشتر جردن بالا می‌برد. برای بسیاری از ما نیز رخ داده که پس از انجام عملی که نقض تعهد ماست سعی داریم خود را در دادگاه ذهنی‌مان تبرئه کنیم. کامینگز قبل از شروع این ماجراها آن روی دیگر شخصیت جردن را برای ما آشکار می‌کند؛ جردن با دیدن بخش‌هایی از بدن زنان دچار تحریک می‌شود و دائم خود را مشغول کاری دیگر می‌کند تا این وسوسه از او دور شود.
کامینگز در پس این اتفاقات به هوش مصنوعی شبکه‌های اجتماعی هم گذری زده و آن را تبدیل به نقطه‌اشتراک طعمه‌های ناشناس جنسی این برنامه کرده است؛ همه‌ی آنها در شبکه‌های اجتماعی خود بخشی از فانتزی‌های جنسی‌شان را ناخودآگاه عیان می‌کنند و همین امر آنها را طعمه‌هایی جذاب می‌کند و در نهایت آن‌ها را تبدیل به قربانیانِ خشم لحظه‌ای همسران متعهد خود خواهد کرد.
کامینگز در فیلم خود آشفتگی دنیای مدرن را با مقابل هم قرار دادن تعهد و خیانت به‌خوبی آشکار می‌کند. گویی در دنیایی که بخشی از آن را کارگردان عیان می‌کند همه‌چیز در زیر لایه‌ای از اخلاق، تمدن و جامعه پنهان است. در فیلم کامینگز این لایه‌ها به کناری می‌روند و آن روی دیگر این از هم گسیختگی عیان می‌شود. فیلم «نسخه‌ی آزمایشی» تقابل تضادهای درونی و بیرونی انسان مدرن است که گویا هیچ‌گاه نمی‌خواهد به ثبات و سکونی ذهنی در باب زندگی برسد.