ادامهای مبتذلتر بر فیلم اول
چه بر سر سینمای بدنهی چین آمده که دوست دارد بار دیگر تاریخ را با زبان پروپاگاندای چینی بازنویسی کند؟ سالها بود که از سینمای چین فقط آثاری را بهیاد داشتیم که کنگفوکاران چینی در شهری کوچک علیه اشغالگران انگلیسی، ژاپنی و در اواخر آمریکایی قیام تکنفره میکردند. در آن آثار که در سینمای اکشن-رزمی بود، استادی انزواطلب در مبارزهای تکبهتک اساتیدی از ژاپن یا کشورهای غربی را از پای در میآورد و به نماد آزادگی مردمان چین بدل میشد. در آن سالها مخاطب سینما نوعی همذاتپنداری با این کاراکترها داشت و در کوچه و خیابان همیشه نامی از فیلمهای بروسلی یا دیگر بازیگر-ورزشکاران چینی روی زبانها بود. اما طی دههی اخیر سینمای بدنهی چین سرمایهگذاری عجیب و غریبی روی آثار سینمایی داشته است. این آثار با مبالغی هنگفت تولید میشوند و همهاشان در مقولهی سینمای جنگ یک هدف دارند و آن چیزی نیست جز تبلیغ تاریخ به نفع چین کمونیستی. در قسمت اول فیلم «نبرد در دریاچهی چانگجین» به این هدررفت سرمایه اشاره کردیم؛ اینکه چگونه با پردهی سبز سه ساعت از زمان مخاطب بههدر رفت و هر چه دیدیم جز آشفتههای تصویری نبود. اما سازندگان این فیلم همچنان پا پس نکشیدهاند و در سال ۲۰۲۲ قسمت جدید این هرزهنگاری تصویری را روی پرده بردهاند.
فیلم با همان بازیگران ادامه پیدا میکند و اینبار قرار است لشگر پیادهی هفتم چین پلی را که تنها راه ارتباط نیروهای آمریکایی است از بین ببرند. همانند فیلم اول، این اثر نیز با ضربآهنگی بالا آغاز میشود و در همان ۱ ساعت ابتدایی لشگر پیادهی چین میتواند دو پایگاه مهم آمریکایی را با خاک یکسان کند. از مضحکترین سکانسهای این بخش میتوان به لحظهای اشاره کرد که یکی از گروهانها توپ و دیگر ادوات نظامی آمریکایی را غنیمت گرفتهاند. جنگندههای آمریکایی با بمباران آن ادوات را از بین میبرند. اما لشگر پیادهی هفتم که کمی از آنها فاصله دارد بازمیگردد و دوباره به پایگاهی دیگر حمله میکنند و ادوات جدیدی را به غنیمت میگیرند. گویی در این سکانسها ما شاهد یک جنگ کلاسیک میان دو کشور نیستیم. در عوض گویی در حال تماشای دموی یک بازی بیکیفیت کامپیوتری هستیم که سوررئالیسم ذهنی کارگردان در آن تصویر میشود.
باز هم جلوههای ناموزون تصویری و فضایی تصنعی که دیدن هر فریم از آن بهلحاظ کیفی عذابآور است. چینیها همانقدر که در تولیدات دیگر خود عجله دارند و دوست دارند هر چه سریعتر تعداد بیشتری محصول با کیفیت پایینتر را تولید کنند، در سینما نیز قابلیت این را دارند که نزدیک به ۶ ساعت رودهدرازی کنند، اما هیچ کیفیتی از سینما را ارائه ندهند. این فیلم نه یک اثر جنگی، بلکه نمودی از ضعیفترین کاربرد جلوههای بصری در یک فیلم است. حتی یک نمای ماندگار در این اثر وجود ندارد که بتوان از طریق آن فیلم بودن این ابتذال تصویری را ثابت کرد.
اشتباه و بلندپروازی مکآرتور در جنگ دو کره باعث شده تا چینیها بهسبک خود و در سال ۲۰۲۲ دندانی تیزتر از گذشته را به طرف غربی نشان دهند. اما این دندان تیز مصنوعی آنقدر بهلحاظ تصویری غیرواقعی است که مخاطب عادی سینمای گروه ب نیز از آن فراری میشود. در هر حال هر زمانی که جنگی رخ داده، سالها بعد سینمای هر کدام از کشورهای درگیر جنگ تعبیر خود از آن لحظات را روی پرده بردهاند. این نکته در سینمای جنگ جریان اصلی غیرقابل اجتناب است. اما آن طرفی پیروز این رقابت هنری است که درک بهتری از سینما و فضاسازی و روایت داشته باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.