پوستر فیلم پرستار بچه: ملکه‌ی قاتل

نوجوان‌هایی که روح خود را معامله کردند

پرستار بچه: ملکه‌ی قاتل
The Babysitter: Killer Queen
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«کول» حالا بزرگ شده است، اما اتفاقات قسمت اول همچنان روی ذهن او تأثیر گذاشته‌اند و در مدرسه دیوانه خطاب می‌شود و در خانه با ترحم به او نگاه می‌کنند. فیلم «پرستار بچه» در ادامه‌ی قسمت اول خود به زندگی «کول» بازمی‌گردد تا راز کتاب سیاه و نوجوان‌هایی که روح خود را به شیطان فروخته‌اند را باز کند. فیلم در نهایت یک اثر متوسط در ژانر اسلشر-کمدی است. خصیصه‌ی اصلی این ژانر به‌تبعیت از «اره برقی در تگزاس»‌ استفاده‌ی اغراق‌شده از خون و سلاخی‌های پی‌درپی است. اما آنچه باعث جدا شدن این آثار از فیلمی همچون اره‌برقی می‌شود، اضافه‌ شدن بار کمدی به آن است و حضور نوجوان‌هایی که باید لحظات طنز را حتی هنگام سلاخی‌ شدن ایجاد کنند.
هیچ‌کس در مدرسه «کول» را قبول ندارد و مشاور او نیز جز قرص برای‌اش چیز دیگری ندارد. حتی خود کول هم تا حدی باور کرده که شاید تمام اینها حاصل توهم اوست و باید قرص‌های‌اش را به‌موقع مصرف کند. تنها کسی که در مدرسه او را پذیرفته، همان «ملانی» بلوند است که در قسمت اول هم همراه او بود. قرار است برای عوض شدن حال‌و‌هوای کول، آخر هفته را به کنار ساحل دریاچه بروند و کمی خوش بگذرانند. ملانی به‌طور غیرمستقیم به «کول» می‌فهماند که چیزی بین آنها در حال رخ دادن است. حضور دختری به‌نام «فوبی» باعث می‌شود فیلم کمی خود را وسیع‌تر کند و داستان فرعی دیگری را نیز پی بگیرد.
فیلم در حد و اندازه‌های آثار هجو و فکاهی روزنامه‌های زرد است. انتظار بیشتری از آن نیست. گروه فیلم‌ساز هم که توانسته بودند در قسمت اول نظر منتقدان را جلب کنند، سعی کردند با همان تیم کار را به قسمت دوم برسانند. اما نه دیگر شخصیت‌ها جذابیتی برای مخاطب دارند، و نه داستان توان این را دارد که خود را بهتر از قسمت قبلی نشان دهد. عده‌ای نوجوان در یک اثر فکاهی قرار است با شلنگ‌تخته‌انداختن مخاطب را سرگرم کنند. کشته‌شده‌های قسمت اول بازگشته‌اند و قرار است خون یک بی‌گناه را برای جاودان شدن بنوشند. هیچ‌کدام از کاراکترها، حتی با آشنایی قبلی مخاطب با آنها، قدرت همراهی با او را ندارند.
در هر حال، اثری که نتواند – با همان متر و معیار آثار هم‌رده‌ی خود – سینما را ارائه دهد، نخواهد توانست مخاطب سینما را نیز با خود همراه کند. این فیلم در نهایت می‌تواند مخاطب بسیار ساده‌گیر را راضی نگه دارد و در نهایت همان مخاطب هم به‌سرعت این اثر را فراموش خواهد کرد. هر فیلم‌سازی، زمانی که قصد دارد یک اثر را در چارچوب مشخصی و تحت یک ژانر سینمایی خلق کند، باید به قواعد آن ژانر احترام بگذارد. اما در این فیلم نه کاراکترها پایه‌ و اساس خوبی دارند و نه پرده‌های فیلم. تمام این ضعف‌ها وقتی بیشتر خودنمایی می‌کنند که بدانیم این فیلم ادامه‌ی قسمت اول خود است و این کاراکترها در همان دنیا در حال زیست هستند.