پوستر فیلم باکره‌ی ماه اوت

چگونه تبدیل به خود واقعی‌مان شویم؟

باکره‌ی ماه اوت
The August Virgin
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

تابستان است و مردم مادرید برای فرار از گرما از آنجا خارج می‌شوند و به شهرها و روستاهای خوش آب‌وهوای اطراف نقل مکان می‌کنند و آن کسانی که در شهر باقی می‌مانند -که البته تعدادشان محدود است- برای گذران شب‌ها و روزهای این ماه آتشین جز چرخیدن و رقصیدن و نوشیدن در جشن‌هایی که عموماً در فضای باز میان شهر برگزار می‌شود کار دیگری انجام نمی‌دهند. «ایوا» دختری سی‌ودو یا سی‌وسه ساله با به امانت گرفتن خانه‌ی یکی از دوستان‌اش اما در مادرید می‌ماند و روزهای ماه اوت را برای شناختن و یافتن دوباره‌ی خود در میان همین جشن‌ها و مواجه شدن با آدم‌های مختلف می‌گذراند.
اگر در فیلم‌هایی چون «شکاف تاریک» و «سرزمین» (۲۰۲۰) شخصیت‌های داستان بعد از مرگ عزیزان‌شان برای درک و فهم و گذراندنِ درد‌های خود پا به میان جنگل و طبیعت می‌گذارند تا به دور از مردمان دوباره راهی برای زندگی کردن بیابند یا مانند فیلم «به سوی طبیعت وحشی» پسری جوان تنها برای آرامش و یافتن دوباره‌ی خود میان طبیعت وحشی می‌رود اما این بار ایوا به وسط شهری می‌رود و با آدم‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شود تا بتواند به خود واقعی‌اش تبدیل شود. او اهل اسپانیاست و هرگز هم از آنجا خارج نشده و اما حالا احساس می‌کند بعد از این همه سال و بعد از حتی موفق بودن در شغل‌اش تمام چیزهایی که دارد آن چیزی نبوده است که می‌خواهد. او احساس می‌کند آنچه که هست نه خودِ واقعی او که خودی‌ست که دیگران از او می‌خواهند. او خجالتی و کم‌حرف است و بندهای بسته شده به پای‌اش و تفکراتی که او را محروم و محروم‌تر حتی از لذت بردن از زندگی عادی کرده مانع شده است او هرگز بتواند احساس آزادی و خود واقعی بودن را داشته باشد. او روزها در میان خانه‌ای که در وسط شهر است و آفتاب از هر سوی آن به میان خانه می‌افتد به فکر کردن به خود می‌پردازد و گاه‌گداری نیز خود را به دیدن شهر و البته ملاقات با آد‌م‌های متفاوت مهمان می‌کند و البته که در این میان می‌تواند هرچه بیشتر به خود نزدیک شود. مواجهه‌ی ایوا با آدم‌های متفاوت و شنیدن حرف‌هایی که کاملاً عادی و معمولی هستند و هیچ حرف بزرگی را در درون خود ندارند و قرار نیست نصیحتی برای ایوا باشند او را هرچه بیشتر به شناخت خودش نزدیک می‌کند. ایوا در سادگی و راحتی زندگی دیگران خود را می‌تواند دوباره بازشناسد.
فیلم «باکره‌ی ماه اوت» داستانی ساده و ریتمی آهسته دارد که این آهستگی ریتم گاهی آن‌قدر زیاد است که ما برای چند دقیقه تنها ایوا را می‌بینیم که در آفتاب اتاق خانه‌اش نشسته است و به هیچ‌چیز نگاه می‌کند و فقط فکر می‌کند. سکانس‌های طولانی بدون کلامی که تنها تصویر ایوا در آن قرار گرفته ما را در بطن داستان زندگی او وارد می‌کند و انگار ما نیز در کنار او در حال اندیشیدن به خود هستیم. تصاویری که حتی در شلوغی محیط اطراف ایوا باز هم او را به نوعی جداشده از دیگران نشان می‌دهد و حالات چهره و البته چشمان بازیگر نقش ایوا نیز در نشان دادن این جداشدگی و دور بودن او از فضای پیرامونی بسیار مؤثر است. ایوا به دور از همه و با محدودیت‌های که در خود احساس می‌کند تلاش می‌کند دوباره آزادی درونی خود را بیابد. درواقع بزرگ‌ترین مزیت این فیلم را باید در همین سکوت‌ها و تصاویری که به آرامی ایوا را دنبال می‌کند دید. کلوزآپ‌های چهره ایوا به همراه لانگ‌شات‌هایی که او را با محیط و در محیط پیرامونی جدا شده از همه نشان می‌دهد همگی در راستای هدف داستان اثر اتفاقات را بیش از پیش کرده است.