پوستر فیلم آدم‌کش

شاید پای هزینه‌ها در کار بود، شاید هم انتخاب بد کارگردان

آدم‌کش
The Assassin
محصول ۲۰۲۳ – کره‌ی جنوبی
ژانر اکشن، کمدی
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

پس از تماشای برخی از آثار سینمایی با خود فکر می‌کنید که اگر این رخدادها در موقعیت زمانی دیگری رخ می‌دادند اثری بسیار گیراتر را شاهد بودید. در بسیاری از این موارد پای این مبحث به میان می‌آید که کارگردان قصد داشته کمی ساختارشکنی کند و همه‌چیز را در موقعیتی نامعمول تصویر کند. اما باید این پرسش را مطرح کرد زمانی که موقعیت زمانی و روایت ناهمگون هستند، مگر می‌شود جز این تصوری داشت؟ «کواک جئونگ دئوک» در جدیدترین اثر سینمایی خود درست روی همین نقطه ایستاده است.

روایت او در باب آدم‌کشی اجاره‌ای با نام «لی نان» است که توسط یک راوی قصه‌گو برای مردمان دهکده‌اش روایت می‌شود. لی نان در دوره‌ی چوسان زیست می‌کند و در یکی از آخرین مأموریت‌های‌اش متوجه می‌شود که دیگر نباید دست به شمشیر ببرد، وگرنه دیگر زنده نخواهد ماند. پزشک از او می‌خواهد که ریشه‌ی یک داروی گیاهی را که بسیار کمیاب است به‌دست آورد تا بتواند دوباره زیست عادی خود را ادامه دهد. داستان در همین گیر و دار به مهمانخانه‌ی زنی بیوه که همراه پسرش زندگی می‌کند کشیده می‌شود. به‌طور حتم این کلیشه را که یک آدم‌کش حرفه‌ای وارد زیست مردمان عادی می‌شود برای شما بسیار آشناست و در بسیاری از آثار اکشن آن را تماشا کرده‌اید. در این فیلم هم چیزی جز این رقم نمی‌خورد.

آنچه در این فیلم باعث تعجب است و مرا وادار کرد پاراگراف اول را به‌عنوان مقدمه بنویسم این نکته است که کارگردان کره‌ای چرا این اکشن را تبدیل به یک اکشن شهری در دنیای روز نکرده است؟ به‌طور حتم او می‌توانست با همین کاراکترها و همین قصه اثری جذاب‌تر را تقدیم مخاطب سینمای سرگرمی کند. اما زمانی که به لوکیشن فیلم نگاه می‌کنیم، این حدس قوی به ذهن خطور می‌کند که شاید تنها مشکل همان بودجه باشد. چند خانه‌ی قدیمی چوبی، سکانس‌هایی که در یک راهروی جنگلی در فضای باز گرفته شده‌اند و در نهایت طراحی لباس کاملاً اقتصادی ما را در این حدس به یقین نزدیک‌تر می‌کنند. کارگردان کره‌ای اگر می‌خواست این فیلم را تبدیل به یک اکشن شهری کند ناگزیر بود که از خیابان‌ها، ماشین‌ها، بدل‌کارهای بیشتر و دیگر ریزبینی‌های این دست اکشن‌ها استفاده کند. در نتیجه متوجه می‌شویم که کارگردان ناگزیر به هجرت تاریخی در قصه‌ی خود شده است. این مسئله که کارگردان شاید در مسیر آثار کم‌هزینه قدم گذاشته است نیز رد می‌شود، چرا که در طول روایت و تشنگی او برای خلق کردن سکانس‌های اکشن قابل‌توجه چیزی غیر از این می‌گوید. کارگردان کره‌ای به‌راحتی و با یک انتخاب هوشمندانه می‌توانست اکشنی جذاب‌تر را خلق کند، چرا که انتخاب بازیگران‌اش و تمام خطوط روایی و کمدی‌های موقعیت در این اثر برای مخاطب قابل تحمل هستند جز ناهمگونی تاریخی و روایت مدرن؛ روایتی که فقط از طریق یک اکشن شهری می‌توانست جذاب شود و مخاطب سینمای سرگرمی را پای این اثر بنشاند. از سویی دیگر کارگردان با استفاده‌ی اغراق‌آمیز از جلوه‌های صدای شمشیر در پاره‌ای موارد مخاطب را به مرز سرسام می‌رساند. این فیلم آکنده از تمامی این ناهمگونی‌هاست و چیزی جز حسرت را در انتهای خود ندارد؛ حسرتی که می‌توانست به راحتی تبدیل به تحسین شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟