«ماساشی» کوچکترین عضو خانوادهی چهارنفرهی «آساداس» است. او عاشق عکاسی است و از کودکی زمانی که پدر برای اولین بار از او و برادرش عکس گرفت، عاشق دوربین عکاسی و عکس شد و در ادامه سعی کرد با عکاسی ارتباط عمیقتری میان افراد یک خانواده ایجاد کند. او اما در ابتدا بسیار بیتفاوت و خونسرد خود را نسبت به خانواده نشان میداد و نمیتوانست مانند برادر بزرگتر با خانواده برخورد کند. در ادامه سونامی و زلزلهی سال ۲۰۱۱ ژاپن دیدگاه او به خانواده و زندگی را تغییر داد.
فیلم «آساداس» در ستایش خانواده است. این فیلم با تمرکز بر شخصیت ماساشی قرار است دیدگاه او را نسبت به خانواده نشان دهد و ما را از طریق این دیدگاه و تغییری که در مسیر روایت در او رخ میدهد با ماهیت این واژه بیشتر آشنا کند. ماساشی به عنوان کوچکترین عضو خانواده همواره مورد توجه پدر و مادرش بوده، به طوری که حتی گاهی برادر بزرگتر نیز احساس کمبود کرده است، اما این برادر هم برای نشان دادن خود به خانواده به ماساشی بیشتر توجه میکند. در نتیجه عملاً ماساشی نمیتواند اهمیت داشتن یک خانوادهی خوب را درک کند. این اتفاق مانند آن است که شخصی همیشه آب در دسترساش باشد. او نمیداند آب چقدر مهم است تا زمانی که دیگر آبی در کنارش نباشد. تازه آن هنگام است که عمیقاً میتواند وجود و اهمیت آب را درک کند. ماساشی نیز برایاش خانواده این گونه است. او هرگز عمیق وجود و اهمیت خانواده را درک نکرده است تا زمانی که آن اتفاق شوم رخ میدهد.
فیلم «آساداس» را میتوان به دو بخش جداگانه تقسیم کرد. نیمهی اول با حضور دوربین در خانوادهی آساداس و تلاشی که تمام اعضای آن برای رسیدن ماساشی به موفقیت انجام میدهند، میگذرد. در این نیمه خانوادهای شاد و خندان که همواره پشتیبان یکدیگر هستند نشان داده میشود. نیمهی دوم اما قرار است معنای خانواده را در جایی نشان دهد که بسیاری از افراد آن را از دست دادهاند و دقیقاً در همین نیمه هم است که ماساشی میتواند وجود و معنای آن را درک کند. این فیلم از طریق عکاسی و توجهی که به عکس دارد هم میخواهد به همان اهمیت وجود خانواده برسد به همین دلیل اگرچه در تمام مسیر روایت عکس و عکاسی مهمترین جنبهی داستان دیده میشود، اما باید به معنای عمیقتر هر عکس توجه کرد. ایدهی عکاسی این فیلم نیز ایدهای جذاب و خلاق است. در این جا باید گفت که خوشبختانه این فیلم بر اساس داستانی واقعی و شخصیتهایی واقعی ساخته شده و اتفاقات درون آن و آن عکسهای خلاقانهی خانوادهی آساداس واقعاً گرفته شدهاند.
این فیلم با داستانی ساده اما خلاق روایتی قابل درک را در برابر دیدگان ما قرار میدهد که میتواند از همان ابتدا باعث جذب مخاطب شود. نیمهی اولی که به درستی یک خانوادهی واقعی را نشان میدهد و نیمهی دومی که درد ناشی از عدم وجود خانوادههای بازماندگان فاجعهی ژاپن را به تصویر میکشد. بازی ملموس و واقعی بازیگران فیلم نیز یکی دیگر از زیباییهای آن است که توانسته منجر به جذب بیشتر ما شود. در این میان اما شاید کمی پرداخت به دیگر شخصیتهای خانوادهی آساداس میتوانست این روایت را بهتر هم کند. شخصیت پدر و مادر خانواده افرادی جذاب برای بیشتر دیده شدن بودند، اگرچه دوربین از این دو غافل نبوده، اما جای بیشتری برای دیدن آنها میتوانست وجود داشته باشد. برادر بزرگتر خانواده و دختری که عاشق ماساشی است، اما در بحبوحهی اتفاقات گم شدهاند و دوربین از آنها غافل شده است. در صورتی که در ابتدای روایت حتی میشد تصور کرد این داستان برادر ماسوشی است نه خود ماسوشی. در نهایت اما دیدن این فیلم و نگاهی خاص که به نهاد خانواده داشته است، فیلمی لذتبخش و گیرا را در برابر ما قرار داده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.