پوستر فیلم مشاجره

ترکیب ناهمگون کمدی و مفهوم سوءظن

مشاجره
The Argument
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«لیزا» بعد از مدت‌ها تلاش حالا توانسته است در یک تئاتر معروف نقشی در خور را بازی کند. «جک» به عنوان کسی که او را دوست دارد تصمیم می‌گیرد جشن کوچکی را به‌مناسبت این اتفاق در خانه تدارک ببیند. پس، از دوستش «بِرت» و عشقش«سارا» می‌خواهد او را در این مهمانی همراهی کنند. لیزا نیز دوست و هم‌بازی خودش در آن نمایش را دعوت می‌کند. اما جک از ابتدای شروع این نمایش حس می‌کرده لیزا علاقه‌مند به «پال» است و دعوت لیزا از پال در همان ابتدا باعث ایجاد اختلاف در بین آن‌ها می‌شود و این اختلاف بعد از پایان مهمانی به یک مشاجره تبدیل می‌شود. اما از آنجا که آن‌ها یکدیگر را دوست می‌دارند تصمیم می‌گیرند با برگزار کردن دوباره‌ی همان مهمانی با تکرار همان اتفاقات بفهمند اشتباه‌شان کجا بوده است.
همان‌طور که دیده می‌شود طرح اولیه‌ی داستان جذاب است، طرحی جالب که با خلاقیت در داستان می‌تواند فیلمی زیبا را مقابل مخاطب قرار دهد. ایده‌ای نو با امکان بسط دادن. اما داستان با قرار دادن اتفاقاتی که نه جالب است و نه منطقی، به‌خاطر وجه طنز ماجرا، در همان شب اول، باعث تکرار آن‌ها در شب‌های دیگر می‌شود و فیلم را تا حدودی ناخوش‌آیند می‌کند. رابطه‌ی لیزا و پال کمی بیش از اندازه اغراق‌شده است— حتی اگر فیلم طنز باشد— و همین اغراق‌آمیز بودن باعث می‌شود بیننده آنچنان که باید با شخصیت‌های آن‌ها ارتباط نگیرد و دلیل رفتارهاشان را درست متوجه نشود. تضاد ایجاد شده بین سارا و دیگر افراد داستان نیز می‌توانست بهتر از این نمود کند. سارا شخصیت جدی‌ای دارد که نمی‌تواند رفتارهای دیگران را درک کند، اما به‌خاطر برت تا حدودی آن‌ها را می‌پذیرد. ورود شخصیت‌های دیگر در اواخر داستان نیز به‌جای آنکه نیرویی تازه به داستان دهد، داستان را خسته‌تر از قبل کرد، چرا که این شخصیت‌ها هم هر کدام با رفتارهایی که قرار بوده طنز باشد، اما بیننده را اصلاً به خنده هم نمی‌اندازد، به پیشبرد فیلم کمکی نمی‌کنند. در فیلم‌های کمدی و طنز برای افزودن بار طنز به روایت، هر کدام از کاراکترها موتیفی بدنی یا کلامی دارند که با تکرار آن در فیلم، مخاطب به‌لحاظ بصری شخصیت را با آن می‌شناسد. اما زیاده‌روی کاراکترهای این فیلم در اجرا و نمایش این موتیف‌ها، باعث می‌شوند مخاطب از کاراکتر فاصله بگیرد.
«مگی کیو» بازیگر نقش سارا نیز به‌واسطه‌ی رفتار و حرکات خود برای این نقش بهترین گزینه محسوب می‌شد. «دن فولگر» کمدین معروف تلویزیون نیز در نقش جک به خوبی توانسته است از پس نقش خود برآید.
«رابرت کاپولا شواتزمن» کارگردان این اثر که احتمالاً پیش‌تر به‌خاطر فیلم‌های «خودکشی‌های باکره» و «پالو آلتو» آن را می‌شناسیم، خود را در ساخت فیلم‌های درام و خانوادگی به خوبی نشان داده است. این اثر کمدی هم شاید اگر می‌توانست تبدیل به یک درام شود، تناقض‌های رفتاری مورد نظر کارگردان بهتر و بیشتر در کاراکترها نمود پیدا می‌کردند. ورود به‌دنیای کمدی و از دریچه‌ی آن نقد انسانی و اجتماع را وارد کردن، کار هر کسی نیست و سختی‌های خاص خودش را دارد.