انیمیشنی کودکانه که همراهی بزرگسالی را طلب میکند
«یونا» تمام عمرش را در یتیمخانه گذرانده و هرگز هیچ خانوادهای نداشته با این حال او همیشه این خانه و دوستاناش را دوست داشته است. سرپرست یتیمخانه نیز مهربان است و همهی بچهها را دوست دارد. یک روز شهردار که از عملکرد ضعیف خانم سرپرست در یافتن خانواده برای بچهها ناراحت است پیشنهاد میکند این یتیمخانه را تعطیل کنند. خانم سرپرست و تمام بچهها از این اتفاق ناراحت میشوند. پس خانم سرپرست سعی میکند برای بچهها خانواده بیابد. در این میان «یونا» برای زندگی نزد یک میمون فرستاده میشود.
برای ساخت انیمیشنهای کودکانه آن هم برای کودکان ۵ تا ۸ ساله باید نکات ریزی را مورد توجه قرار داد که قاعدتاً یک بزرگسال نسبت به آنها نمیتواند واکنشی خاص را نشان دهد و احتمالاً از دیدن انیمیشنهای آن نیز احساس خستگی خواهد کرد، چراکه دنیای کودکان همانطور که بارها نیز گفته شده است با دنیای بزرگسال تفاوتهای بسیار زیادی دارد. دنیای کودکان عموماً منطق دنیای بزرگسالان را ندارد. برای آنها همهچیز ممکن است. آنها نه هرگز از اینکه کسی زیر ماشین برود و چون کارتونهای موش و گربه صاف شود و دوباره با باد کردنِ خودش بزرگ و زنده شود، تعجب میکنند و نه از اینکه پدر و مادر کودکانی، افرادی جز انسان باشند، از این روست که انیمیشنی مانند انیمیشن «ستارهی میمون» نیز باعث تعجب آنها نمیشود. اینکه میمونی عظیم برای یافتن کودکی سالها تلاش کرده باشد تا در نهایت در یک دیدار ساده او را بیابد هرگز برای کودکان غیرممکن و عجیب نیست. بلکه آنها با ذات داستان ارتباط برقرار میکنند و با رفتارهایی که در میان داستان گفته میشود آموزش میبینند. در این میان اما این انیمیشن آنچنان هم بدون ایراد نیست. اگر کودکان از وجود یک میمون بزرگ در میان انسانها تعجب نمیکنند اما برایشان سوالهای زیادی دربارهی سرگذشت او پیش خواهد آمد. این میمون که است و چه میخواهد؟ ابزار و وسایلی را که به فروش میرساند از کجا تهیه میکند و چرا تنها غذایی که بلد است بپزد تخممرغ است؟ حتی شاید برای بعضی کودکان سؤال شود که چرا حیوانات دیگری در این شهر وجود ندارند؟ تمام اینگونه سؤالات احتمالاً به ذهن کودکان خواهد رسید و یک بزرگسال با پاسخ به این سؤالات باید روند این انیمیشن کودکانه را تکمیل کند و این یعنی انیمیشن «ستارهی میمون» چندان هم کامل و جامع نیست.
اما از سوی دیگر در انیمیشن «ستارهی میمون» حرفهای آموزندهی زیادی بیان شده است؛ از دوستی و رابطهی دوستانه گرفته تا رعایت حقوق هر انسان حتی اگر آن انسان کودک باشد. از نشاط و بازی کودکانه و خواندن کتابهای زیبا گرفته تا کمک کودکان به خانواده و تعیین وظایفی خاص برای آنها. درواقع در این انیمیشن کودک به طور مشخص کودک دیده میشود و با دادن وظایف به آنها ورود آنها را به جامعهی بزرگسال آسان میکند. همچنین تصاویر این انیمیشن با رنگهای آبرنگی و شاد میتواند خود را به دنیای کودکان نزدیک کند. انگار کودکان درحال تماشای نقاشیهای خود هستند که درحال حرکتاند. استفاده از سایه و دقت در نشان دادن جزئیات ریزِ محیط پیرامونی از دیگر مزیتهای تصاویر این انیمیشن است که در عین سادگی، آن را جذابتر هم کرده است.