پوستر فیلم بچه‌های آلتو نایتس

روایت تنبل و بی‌هدف

بچه‌های آلتو نایتس
The Alto Knights
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

نام «بری لوینسن» نزدیک به ۵ دهه است که در سینمای آمریکا خودنمایی می‌کند؛ از آثاری چون «صبح‌به خیر ویتنام»، «خفتگان» و «ارتفاعات آزادی» تا «مرد سال» و «الان چه اتفاقی افتاد». در طول این چند دهه او با ستارگانی چون رابین ویلیامز، بیل مورای، آل پاچینو، داستین هافمن، رابرت دنیرو، برد پیت، تام کروز و دیگران همکاری کرده است. در لیست آثار او می‌توان آثار مختلفی را در سینمای ژانری مشاهده کرد که نشان از تسلط این فیلمساز روی روایت‌ها و قواعد ژانری دارد. این مقدمه به این دلیل بود که نشان دهیم انتظار مخاطب سینما از چنین فیلمسازی اثری ساده و در نهایت دارای ساختار روایی قابل اعتنا است.

آقای لوینسن در این فیلم وارد دنیای دو گنگستر معروف ایتالیایی-آمریکایی با نام‌های «فرانک کاستلو» و «ویتو جینووزه» شده است. البته راوی روایت فرانک کاستلو است و به‌نوعی از طریق موقعیت‌هایی که او ترسیم می‌کند به گذشته وارد می‌شویم. اما آقای لوینسن روایت را با نقطه‌عطف آن آغاز کرده است؛ زمانی که در سال ۱۹۵۷ فرانک کاستلو توسط یکی از افراد ویتو ترور می‌شود و در نهایت از آن جان سالم به‌در می‌برد. پس از این رخداد کارگردان مخاطب را از طریق فرانک به ابتدای قرن بیستم می‌برد و در ضربآهنگی بالا سعی دارد شکل گرفتن دوستی این دو در کلابی با نام «آلتو نایتس» را از طریق قاب‌های سیاه‌و‌سفید و فریزشده ارائه دهد.

آنچه در این اثر شاهد هستیم تلاش کارگردان برای بازنمایی زندگی دو گنگستر دیگر در میانه‌‌ی قرن بیستم است. اما داستان آقای لوینسن متأسفانه خط داستانی، کاراکترهای پرداخت‌شده، موقعیت‌های روایی و در نهایت توان درگیر کردن مخاطب با کاراکترهای خود را ندارد. به‌نوعی از کاراکتر فرانک تا هر آن کاراکتر دیگری که فرانک از آن‌ها نام می‌برد همچون شخصیت‌هایی وارفته و بی‌هدف در این روایت به این‌سو و آن‌سو می‌روند. از سوی دیگر همین کاراکترهای نیم‌بند در موقعیت‌های روایی قابل اعتنایی هم قرار نمی‌گیرند که بتوان از طریق کنش‌ها و واکنش‌های بین‌‌اشان وارد روایت شود. آقای لوینسن در جای‌جای روایت خود در را برای ورود مخاطب بسته است و گزارشی‌تر از هر بیوگرافی گزارشی مرسومی در هالیوود داستان خود را تصویر می‌کند.

آقای لوینسن در این اثر جسارت ندارد. آنچه را که او در این فیلم ارائه می‌دهد پیش از این فیلمسازانی همانند اسکورسیزی و کاپولا در فرمی قابل اعتنا ارائه داده‌اند و به‌طور حتم مخاطب با سخت‌گیری بیشتری پای اثر می‌نشیند.

شاید این فیلم تنها قمار خود را روی بازی دوگانه‌ی رابرت دنیرو در نقش‌های فرانک و ویتو گذاشته است. اما باید گفت که آقای لوینسن حتی می‌توانست از بازیگری چون جو پشی در نقش ویتو بهره ببرد و صرفاً این اقدام کار بسیار جسورانه‌ای نبوده است. در همین اقدام قمارگونه‌ی کارگردان نیز می‌توان شاهد طراحی چهره‌‌ای بود که روی صورت رابرت دنیرو ننشسته است و احتمالاً نقطه‌قوت این بازی دوگانه تبحر دنیرو در ادای دیالوگ‌هاست. فیلم جدید آقای لوینسن گزارشی ویکیپدیایی از داستان زندگی دو گنگستر، دو دوست و دو هموطن است که هیچ ارزش افزوده‌ای در ساختار سینمای گنگستری ندارد. شاید تنها حسرتی که پس از پایان این اثر مخاطب را در بر می‌گیرد بخشی از واگویه‌های فرانک باشد که در جملاتی طلایی از جایگاه مهاجران ایتالیایی در بین دیگر مهاجران آمریکایی می‌گوید؛ به‌طور حتم همین واگویه به‌راحتی می‌توانست تبدیل به گزاره‌ی اصلی این داستان شود. اما این اتفاق رخ نداده و هر آنچه که طی این ۲ ساعت شاهد هستیم واکنشی جز حسرت ندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟