پوستر فیلم ماجراهای پینات و خوک

انیمیشنی برای از یاد بردن

ماجراهای پینات و خوک
The Adventures of Peanut and Pig
محصول ۲۰۲۲ – آیالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

میمونی باهوش با نام «مونیکی» در جزیره‌ای، «گولا»، زندگی می‌کرد که در وسط دریا قرار گرفته بود. این میمون می‌دانست به زودی این جزیره به زیر آب می‌رود، به همین دلیل دستگاهی اختراع کرد که می‌توانست جزیره را برای همیشه بر روی آب نگه دارد. سال‌ها گذشت و حیوانات به راحتی در این جزیره زندگی می‌کردند، تا اینکه ناگهان روزی افراد نگهدارنده‌ی دستگاه متوجه اختلالاتی در آن شدند. حال عده‌ای از حیوانات باهوش باید تلاش کنند دلیل خراب شدن این دستگاه را بیابند.
مرور انیمیشن‌های کودکانه در این مدت به ما نشان داده است که دنیای انیمیشن‌های کودکانه‌ی ایالات متحده‌ با این دنیا در کشورهای دیگر هزاران فرسنگ فاصله دارد. کمتر پیش آمده است ما مروری از انیمیشن‌های آمریکایی داشته باشیم که به ستایش آنها بپردازیم. حداقل در میان انیمیشن‌های کودکانه که این‌گونه بوده است. اگر هم انیمیشنی از این ایالات خوب بیرون آید یا برای مخاطب نوجوان ساخته شده است و یا برای مخاطب بزرگسال. به نظر می‌رسد کودکان در دنیای انیمیشن‌های این ایالات جایی ندارند. این دنیا را با دنیای داستان‌های کودکانه‌ی سینمای ژاپن مقایسه کنید. چگونه این کشور آسیایی با تمام محدودیت‌هایی که همواره به خاطر مسائل سیاسی داشته است، نگاه قدرتمند خود را به دنیای کودکان از یاد نبرده است. آنها می‌دانند همین کودکان قرار است آینده‌ی کشورشان را بسازند. حال در کشوری چون آمریکا ساخت انیمیشن‌های کودکانه آنقدر آشفته و باری‌به‌هر‌جهت است که اگر از کودکی که در برابر یکی از این انیمیشن‌ها نشسته است، بپرسند که داستان این انیمیشن چه بوده با تعجب فقط نگاه می‌کند. سرنوشت این انیمیشن تازه‌ی آمریکایی نیز چیزی جز این نیست.
من این انیمیشن را با کودکی دیدم که اتفاقاً از تصاویر ساده و رنگ‌های استفاده شده در آن بدش نیامد. او از ابتدا تا انتهای انیمیشن را هم دید، اما وقتی در پایان از او پرسیدم داستان این انیمیشن چه بود، پاسخی جز «نمی‌دانم» نداشت. گاهی فکر می‌کنم شاید باید انیمیشن‌های کودکانه را با کودکان تماشا کرد تا با آگاهی از حسی که آنها از تماشای روایت‌های کودکانه دارند نقدی منصفانه را ارائه داد. این انیمیشن برای من به عنوان فردی بزرگسال نیز کاملاً مبهم بود. داستان آنقدر آشفته و بی‌جهت است که به هیچ عنوان نمی‌توان هدف آن را درک کرد. دستگاهی ساخته شده است که معلوم نیست چگونه کار می‌کند. حال عده‌ای برای یافتن ایراد در این دستگاه باید وارد مسیری شوند که مشخص نیست این مسیر چرا وجود دارد و قرار است باعث چه اتفاقی در دستگاه شود.
شخصیت‌ها هم بدون کوچک‌ترین تعریفی در داستان قرار گرفته‌اند. نه مشخص است چرا سازنده‌ی دستگاه به ناگهان می‌خواهد دستگاه را خراب کند و نه مشخص است این همه شخصیت برای چه در روایت وجود دارند. گفتن یک توضیح کوچک هرگز نمی‌تواند دلیل خرابکاری‌های بزرگی توسط فردی که خود این دستگاه را ساخته، باشد. چرا باید فردی که در گذشته این همه وفادار به سرزمین‌اش بوده به ناگاه بخواهد آن را خراب کند؟ کودکان برای درک یک داستان به تمام دلایل نیاز دارند.
حال شاید پرسیده شود پس چگونه این کودک توانسته تا پایان این انیمیشن را تماشا کند. پاسخ واضح است؛ کودکان رنگ‌ها را دوست دارند. تماشای حرکت حباب‌های رنگارنگ برای آنها جذاب است. اینکه کسی در جایی دچار خطر است و کسی آن را نجات می‌دهد، حتی اگر احمقانه هم باشد، می‌تواند آنها را برای چند ثانیه به وجد آورد، اما فقط چند ثانیه. روایتی که هیچ درسی برای کودک نداشته باشد قطعاً در یاد آنها هم نخواهد ماند و بعد از پایان‌اش خیلی زود فراموش می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟