«گومز» و «مورتیشیا» -پدر و مادر خانواده- بعد از اینکه متوجه میشوند «وِنزدِی» -دخترشان- زمان زیادی است که از بودن در کنار آنها طفره میرود تصمیم میگیرند با یک سفر خانوادگی با ماشین بزرگ خود دوباره خانواده را دور هم جمع کنند. اما زمانی که میخواهند مسافرت خود را آغاز کنند مردی خبر از احتمال جابهجایی دخترشان با کسی دیگر در زمان تولد میدهد و این امر نیز دلیل دیگری میشود بر اصرار آنها برای رفتن به این مسافرت.
قدمت داستان «خانوادهی آدامز» آنقدر زیاد است که تمام سینمادوستان جدید و قدیمی با داستانهای آن خاطره دارند چرا که این داستان اولین بار در سال ۱۹۳۸ توسط یک کاریکاتوریست به نام «چارلز آدامز» خلق شد. بعد از آن بود که این داستان در فیلمها و سریالهای مختلفی در سالهای متفاوت به تصویر درآمد. تا اینکه در سال ۲۰۱۹ اولین انیمیشن از روی آن ساخته شد و باز هم توانست مخاطبان خود را پیدا کند. این خانوادهی عجیب متشکل از پدرو مادر، دختر و پسر، یک عمو، مادربزرگ و خدمتکاری عجیبتر است که با تعدادی دیگر از افراد عجیبوغریب توانستهاند خاندانی ترسناک و جذاب را خلق کنند. خاندانی که کارهای غیرعادیشان مهمترین دلیل توجه مخاطب به آنهاست. البته که طنز مخصوص این خانواده که هم در موتیفهای رفتاری آنها و هم در شمایل آنها دیده میشود، یکی دیگر از دلایلی است که باعث توجه همگان به آنها شده است.
فیلم «خانوادهی آدامز ۲» با گذاشتن اولین قدم اشتباه در طرح داستانی خود از همان ابتدا باعث خراب شدن داستان این فیلم و از همه مهمتر خراب کردن ماهیت اصلی این خانواده شده است. ما این خانواده را با آن خانهی عجیب و غریب و شیوهی زندگی خاصشان میشناسیم. پیچیدگیهای رفتاری روزمره و عادی این خانواده که در بستری از موقعیتهای خندهدار در مکانی عجیب رخ میدهد باعث شده بود این خانواده جذابیتهای بصری و داستانی خاصی برای دنبال شدن داشته باشند اما این فیلم با خارج کردن خانواده از این مکان و فضا بهترین بستر لازم برای آنها را از آنها گرفته است و حالا آنها باید دوباره تلاش کنند در محیطی جدید خلاقیتهایی را باعث شوند. اما این فیلم از انجام این خلاقیتها دور مانده و نتوانسته است شخصیتهای خود را با شرایط جدید وفق دهد بلکه میخواهد همان خانواده را با همان شرایط در بستری جدید نشان دهد، ازاین سو است که همهچیز به هم میریزد و دیگر نه شخصیتها، نه داستان و نه فضا هیچکدام برای دیگری جایی مناسب نیستند. از سوی دیگر داستانِ خستهکننده، تکراری و البته شلوغ آن هم تحمل این شخصیتهای خارقالعاده را سخت کرده است.
ایراد دیگر داستان را باید در آن دانست که این خانواده درواقع زمانی عجیب هستند که در میان مردمانی عادی قرار گرفتهاند، اما در این فیلم نه تنها این خانواده بلکه دیگر شخصیتهای آن نیز عجیب هستند. دنیایی که حالا ما در پیرامون این خانواده میبینیم هیچ شباهتی به یک دنیای عجیب ندارد و همه شبیه به هم و عجیب هستند، از این روست که دیگر این افراد در این دنیا عجیب نیستند بلکه آنها دقیقاً در جایی قرار گرفتهاند که باید باشند، پس دیگر چیزی برای خندیدن با ایجاد تمایز میان آنها و دنیای پیرامونی آنها نیست. داستان کلی این فیلم را هم نباید فراموش کرد که چگونه مخاطب خود را با اتفاقاتی درهموبرهم و شخصیتهایی بدون پرداخت گیج و خسته میکند.