پوستر فیلم پروژه‌‌ی آدام

شان لوی تراز کمدی‌های نسل جدید هالیوود

پروژه‌‌ی آدام
The Adam Project
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

اگر بپرسید کدام‌یک از کارگردان‌های نسل جدید هالیوود کمدی موقعیت را می‌شناسد، یکی از نام‌هایی که به ذهن می‌آید «شان لوی» است. شان لوی با سری فیلم‌های «شب در موزه»، «پلنگ صورتی»، «دروغ‌گوی خپل»، «قرار شبانه» ژانر کمدی در بدنه‌‌ی هالیوود را به ما نشان می‌دهد. در هر کدام از این آثار موقعیت‌هایی خلق می‌شود که کاراکترها را وادار به واکنش‌هایی غلوآمیز می‌کند. اما لوی این غلوشدگی را با تلفیق کمدی و ژانرهای دیگر به ما نشان می‌دهد؛ از ژانر جنایی گرفته تا هیجان‌انگیز. او البته در فیلم «فولاد ناب» کمی مسیر خود را به‌سوی آثار علمی‌تخیلی تغییر داد. در سال ۲۰۲۱ بود که فیلم جدید او با نام «گای آزاد» را بررسی کردیم. لوی در این فیلم نشان داد که می‌تواند کمید هالیوودی را با مفاهیمی انسانی و کیهانی تلفیق کند و زیر ظاهر پر زرق‌و‌برق آن درون‌مایه‌ی خود را قرار دهد. حال او بار دیگر از «رایان رینولدز» به‌عنوان کاراکتر اصلی فیلم خود استفاده کرده است و این‌بار در تکنیگی زمان قصد سفر دارد.
«آدام» نوجوانی پرچانه است که دائم از همکلاسی‌های خود کتک می‌خورد. او به‌همراه مادرش زندگی می‌کند. پدرش یک سال پیش در تصادفی جان خود را از دست داده است. یک شب صدایی او را متوجه خود می‌کند. بیرون می‌رود و با مرد جوانی که زخمی شده رو‌به‌رو می‌شود. آن مرد جوان خود آدام است، اما آدامی که از سال ۲۰۵۰ بازگشته است. هالیوود و سفر در زمان پیوندی چند دهه‌ای دارند. از کمدی‌های متوسط تا آثار بلاک‌باستر و علمی‌تخیلی. فرق نمی‌کند «بازگشت به آینده» یا «میان‌ستاره‌ای» ساخته شود، در همه‌اشان همان جذابیت پنهان هالیوودی نسبت به زمان وجود دارد. مخاطب هالیوود عاشق این جذابیت پنهان است و بی‌صبرانه منتظر تماشای هر اثری در این باب است. فیلم جدید آقای لوی نیز در خط مستقیم زمانی قرار دارد. او کاراکترهای خود را در سه نقطه‌ی زمانی ۲۰۱۸، ۲۰۲۲ و ۲۰۵۰ به چالش می‌کشد. البته از زبان کاراکتر آدام چنین می‌گوید که به نظریه‌ی ریسمان کاری ندارد و فقط‌و‌فقط قصد دارد زمان خطی را به چالش بکشد. البته که نباید گفت چالش، چون زمان در این فیلم بیشتر همان جذابیت پنهان هالیوودی است. هالیوود شهرفرنگ سینماست. هر وقت که بخواهد ناممکن‌های انتزاعی را چنان به‌تصویر می‌کشد که مخاطب همچون فردی افیون‌زده محو تماشای آن می‌شود. در اثر جدید شان لوی نیز شاهد چنین فضاسازی جذابی هستیم.
شان لوی به‌سبک آثار قبلی خود باز هم از دیالوگ‌های پینگ‌پنگی استفاده می‌کند. این دیالوگ‌ها سریع و بی‌وقفه از زبان دو کاراکتر بیرون می‌آیند و در کلیت خود فضایی کمدی را ایجاد می‌کنند. تسلط آدام رینولدز در این نوع دیالوگ‌ها بر کسی پوشیده نیست. به‌سبب همین توانایی‌هاست که او طی این چند سال در بسیاری از پروژه‌های گران‌قیمت سینمای سرگرمی همچون سری فیلم‌های «ددپول» و «بادیگارد یک آدم‌کش» نقش‌آفرینی کرده است. در نتیجه شان لوی پس از همکاری موفقیت‌‌آمیز با او در فیلم «گای آزاد»، در این فیلم نیز نقش اصلی را بر عهده‌ی رینولدز گذاشته است. شان لوی در این اثر همچون فیلم قبلی تصویری از یک مفهوم انسانی را به‌دست نمی‌دهد. لوی در این فیلم کاملاً روی بعد کمدی آن وقت گذاشته است و اتفاقاً همه‌ی موقعیت‌های کمدی او خوب از کار درآمده‌اند. به‌نوعی می‌توان گفت که با یک اثر کمدی-علمی‌تخیلی متوسط رو‌به‌رو هستیم که کارگردان‌اش در خلق چنین فضاهایی تجربه‌ی خوبی دارد.