جنگهای جهانی، حوادث واقعی و تبعیض نژادی از جمله مسائلی هستند که در این اثر به نمایش درآمدهاست. فیلمی به کارگردانی 《کوین ویلمات》 درامی تاریخی که به تابستان ۱۹۱۷ برمیگردد. داستان آن مربوط به هنگ ۲۴اُم میشود که در تلاش هستند به نیروهایشان در فرانسه ملحق شوند. جنگ جهانی اول و دوباره داستان متحدین و متفقین؛ اینبار سربازان سیهچرده که جزئی از نیروی نظامی ایالات متحده هستن و با افتخار برای کشور و زادگاهشان خدمت میکنند اما رنگ متفاوت پوست آنها مانع از احقاق حق و عدالت میشود و نقطه تمایزی چشمگیر و مرارتبار به حساب میآید. هرچهقدر هم که به وظیفهی خود به نحو احسن جامهی عمل بپوشانی باز هم سزاوار حقوقی هماندازه با سفیدپوستها نخواهی بود. در ایناثنا سربازی تحصیلکرده در پی آشتی میان دو گروه است و با صبوری خواهان دریافت حق به روش مسالمتآمیز است اما با موانع بسیار همچون تعصبهای کورکورانه و ایدههای نژادپرستی مواجه میشود. در مقابل با افسری رئوفالقلب مواجهیم که علیرغم مخالفت پدر و برادرش بهواسطهی خدمت در میان رنگینپوستان همچنان تمایل به گذران حرفهاش در میان آنان دارد.
بدرفتاری نیروی پلیس با سربازان سیاهپوست و البته سوءرفتارهایی با اهالی منطقه باعث نارضایتی و خشم سربازان شده تا جائی که تصمیم به انتقام گرفته و منازعهای محلی شکل میگیرد. بهدنبال آن دادگاه نظامی برای رسیدگی به قتلها تشکیل میشود که از آن به بزرگترین دادگاه نظامی ایالات متحده یاد میشود. در ادامه به اتفاقاتی منجر میشود که بهتر است به تماشا بنشینید.
داستانی کلیشهای اما شاید برمبنای واقعیت بودن آن و البته جزئی از تاریخ امریکا و منحصر بهفرد بودن این قضیه تا حدودی به جذابیت اثر کمک کرده است. فیلمنامهای متوسط اما داستانی گیرا که با بسط آن قطعاً میشد به ارائهی اثری بهتر منتهی شود. موسیقی اثر توانسته بود تا حدودی به تراژیک کردن قضایا مدد برساند و از سوی دیگر بازیگران نقشآفرینی متوسطی پیشکش نگاه مخاطبان کردند، اما در کل این فیلم هنوز با معیارهای پیشین و سطح انتظارات مخاطبان از ایندست موضوعها فاصله دارد.