اثری غریب در کارنامهی کارگردان زن
خانم «تم سینزبری» تا پیش از این اثر بیشتر در دنیای ملودرام و عاشقانه و بعضاً کمدی سیر کرده است. حال او در سال ۲۰۲۴ دو اثر را روی پرده برده است که فیلم «تابستان سیزدهم» در مسیری غیر از دنیای فیلمسازی این کارگردان سیر میکند. خانم سینزبری در اثر خود مخاطب را وارد روایتی رازآلود و جنایی در سفر تابستانی یک زوج به کلبهی ساحلیاشان میکند.
«بن» و «وی» در همان ابتدای روایت و بدون هیچ مقدمهای مخاطب را همراه خود میکنند. اولین نشانههای اختلاف این زوج را میتوان در چهرهی برافروختهی بن نسبت به فروشندهی فروشگاهی که به باسن همسرش خیره شده مشاهده کرد. از طریق تصویر روی جلد یک مجله متوجه میشویم که بن یک افسر پلیس است و به سبب قتل یک فرد مورد توجه رسانهها قرار گرفته است. کارگردان از طریق همین نشانهها در جایجای روایت سعی دارد شخصیتپردازی هر دو کاراکتر را در اختیار مخاطب قرار دهد. باید گفت که خانم کارگردان در این زمینه موفق است و فضای روایت از همان ابتدا مخاطب را درگیر میکند.
خانم سینزبری در طول پردهی اول و کل پردهی دوم آنقدر فضای کمکاراکتر خود را وسیع میکند که بهراحتی میتوان از طریق غور کردن در رابطههای بینافردی کاراکترها به مشکلات پنهان روحی هر کدام و ریشهی اختلافهایاشان پی برد. بهطور مثال با مردی مواجه هستیم که بهشدت محافظهکار و در عین حال دچار سوءظن است. برای پررنگتر کردن این حس کاراکتر الکس بهعنوان مهمانی ناخوانده در کلبهی ویلایی همسایهی آنها ظاهر میشود. حضور این کاراکتر حتی روی شخصیت «وی» نیز تأثیر میگذارد و بهنوعی به او اجازه میدهد خود را جدای از دنیای محدودی که بن برای او ایجاد کرده، در مکالمه و تنش برآمده از برانگیختگی جنسیاش نسبت به الکس آشکارتر کند.
خانم سینزبری از طریق همین سه کاراکتر مناقشهای که جستوجو میکند به دست میآورد؛ غریبهای با رفتارهای مشکوک باعث برانگیختن دو حس متضاد در یک زوج میشود. زن به او دلبسته میشود و مرد بهدنبال راهی برای اثبات این است که الکس آن کسی نیست که میگوید. ای کاش خانم سینزبری از طریق تعلیقهای سادهی هیچکاکی سوءظنهای بن و مقاومتهای وی را بیشتر و بیشتر در برابر مخاطب قرار میداد تا شاهد پردهی سومی نباشیم که عملاً گویی بخش عمدهای از آن دچار برشهای ناموزون کارگردان شده و منطق روایی اثر را دچار لرزشی ویرانگر میکند.
آنچه در این روایت حسرت زیادی را در پی دارد جز پردهی سوم شلخته و مملو از تعجیل کارگردان نیست. خانم سینزبری در پردهی سوم به راحتی هر آنچه را رشته بود پنبه میکند. اگر این برشها و ایجازهای مضحک در پردهی سوم وجود نداشت، آنگاه بهراحتی میتوانستیم از تعلیق زیبای کارگردان در صحنهی پایانی لذت وافر ببریم. اما این اتفاق نمیافتد و داستان با فرار از منطقی که در طول دو پرده ایجاد کرده بود، مخاطب را با پردهی سوم از هم پاشیدهاش رها میکند. شاید خانم سینزبری باید بیشتر و بیشتر در چنین روایتهایی غور کند، چرا که بهراحتی میتواند در آثار بعدی خود با این ساختاربندی موفق شود. فیلم «تابستان سیزدهم» اثریست که مخاطب را تا مرز پردهی سوم همراه میکند، اما با آغاز پردهی سوم و ورود دو کاراکتر دیگر روایت دچار نوعی فروپاشی منطقی میشود و سعی دارد هر چه سریعتر حفرههای ایجادشده در دو پردهی قبل را پر کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.