پوستر فیلم تابستانی آن‌چنان

گذری در دنیای بی‌حدومرز سه زن

تابستانی آن‌چنان
That Kind of Summer
محصول ۲۰۲۲ – کانادا
ژانر درام
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

در سینمای «دنی کوته» با مقوله‌هایی همچون انزوا، عصیان علیه وضع موجود و سرگردانی در دنیایی که کاراکترها توان عبور از آن را ندارند مواجه می‌شویم. کوته طی ۲ دهه فیلم‌سازی خود سعی کرده از طریق نیمه‌مستندها و آثار داستانی این درون‌مایه‌ها را به‌تصویر بکشد. او در آثار خود فضایی یکسان به زن و مرد داده است و سعی دارد از طریق هر دو جنس به دنیا بنگرد. کوته در جدیدترین اثر خود سه زن را که دنیای‌اشان حد و مرزی نمی‌شناسند به‌تصویر می‌کشد.

دوربین ۱۶ میلمیتری و قاب‌های ۵ در ۳ که در ابتدای روایت اکستریم کلوزآپ‌هایی را از کاراکترهای اصلی فیلم به مخاطب می‌دهند نشان از روایتی دارند که قرار است به پنهانی‌ترین جنبه‌های انسانی این کاراکترها نفوذ کند. سه زن نیمفومانیاک قرار است ۲۶ روز را به‌طور آزمایشی در یک مرکز مطالعاتی بگذرانند. از همان ابتدا هدف از این طرح مشخص نمی‌شود و آنچه مشخص است مطالعه‌‌ی دقیق روی این دسته از زنان است. «اوژنی»، «لئونی»، و «گائل» سه زن مورد آزمایش در این مرکز هستند. در برابر آن‌ها سه کاراکتر دیگر وجود دارند؛ مردی با نام «سامی» که به‌عنوان مددکار در اینجا به‌سر می‌برد، «دایان» که آشپز است و در نهایت «اکتاویا» که به‌عنوان روانشناس ناظر از آلمان به کانادا آمده است.

کوته در همان ابتدا مسیر خود را مشخص می‌کند؛‌ قرار است تقابل سه انسان از دنیای معمولی را در برابر این سه زن مشاهده کنیم. کل روایت تقابل این دو دسته با یکدیگر است. سامی تقریباً تک‌بعدی‌ست و به‌سبب حقوق اضافه‌ای که در این مرکز می‌گیرد سعی دارد ۲۶ روز را بدون هیچ تنشی بگذراند. دایان زنی از جامعه‌ی زنان سنتی است که در طی این مدت دائم دختر خود و این سه را مقایسه می‌کند و در نگاهی که به آن‌ها دارد نوعی غرور و خوشحالی از اینکه دخترش شبیه هیچ‌کدام از آن‌ها نیست در چشمان‌اش موج می‌زند و در نهایت اکتاویا که کوته سعی دارد قاب‌های بیشتری را در اختیار او قرار دهد؛ چرا که در رخنه به تنهایی اکتاویا مسئله‌ی تأثیرپذیری یا تأثیرگذاری بیش از هر چیزی هویدا می‌شود. کوته در اثر خود سعی ندارد هیچ نامی از وسوسه ببرد. در این داستان وسوسه در زندگی دایان، سامی و اکتاویا معنا دارد. اما در دنیای اوژنی، لئونی و گائل مفهومی با نام وسوسه معنای خود را به‌طور کامل از دست داده است. این سه خودشان درون وسوسه زندگی می‌کنند. کوته در پرداخت به هر کدام از این کاراکترها چنین نشان می‌دهد که هر سه کاراکتر طی رخدادهایی در گذشته‌اشان برای همیشه تبدیل به این شخصیت‌ها شده‌اند؛ دختری که در کودکی مورد تجاوز پدر قرار گرفته یا دختر جوانی که قربانی تجاوز گروهی شده است.

دوربین کارگردان در این روایت کاملاً خشک است و حتی پالت رنگی قاب‌ها نیز نشانی از اعوجاج رنگ‌های گرم برای انعکاس وسوسه در خود ندارند. داستان این دو گروه بی آنکه حتی یک تنش دراماتیک در خود داشته باشد به پایان می‌رسد. کوته همان‌طور که در آثار گذشته‌ی خود نشان داده به‌هیچ عنوان درگیر نقاط عطف و دنیای سینوسی نیست. او در عوض مخاطب را با کمک انتزاع اسیر گذشته می‌کند و در ادامه با نگاه‌های خیره‌ی کاراکترها نتیجه‌ی کلی اثرش را در برابر دیدگان مخاطب قرار می‌دهد. این نتیجه را می‌توان در خیرگی‌های سکانس پایانی سامی، دایان و اکتاویا به‌وضوح تماشا کرد. کوته حرف خود را به‌سادگی می‌زند. روایت او در برابر داستان اکستریم فون‌تریه قرار دارد. در اثر او فقط این سامی است که به‌عنوان جنس مذکر چهره‌اش مشخص است. مردان دیگر روایت یا پشت به تصویر هستند یا دوربین از آن‌ها فاصله‌ی معناداری می‌گیرد، به‌جز کامیون‌داری که ناآشناست و از تقابل با اوژنی و جسارت‌اش شوکه می‌شود. کوته در اثر خود سعی دارد همین مرز پررنگ بین این آسیب‌دیدگان اجتماعی و مردمان جامعه را تصویر کند. او با لحنی طعنه‌آمیز نشان می‌دهد که آن‌ها در نهایت سوژه‌های مطالعاتی جذاب یک گروه روانشناسی و اسباب‌بازی‌های جنسی مردان هستند. در انتها بد نیست بار دیگر به آن گذر شبانه‌ی لئونی و گائل بازگردیم که بدون هیچ واهمه‌ی درون تاریکی مطلق به میان دشت می‌روند و به آسمان خیره می‌شوند؛ یکی از سکانس‌هایی که رهایی را بدون هیچ واسطه‌ای تصویر می‌کند.

واکنش سریع

واکنش تو به این نقد

بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر می‌کنی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟