حدود ۲ سال پیش بود که از سینمای هند فیلمی با نام «سیلی» را مرور کردیم. سینمای هند که همگان آن را با نام بالیوود میشناسند در میان انبوه آثاری که تولید میکند همیشه یک فاکتور را در نظر میگیرد؛ نشئگی احساس مخاطب هندی. این خیل مخاطبان که بیشترشان کارگران و طبقات پایین جامعه هستند، با دیدن هر کدام از این آثار برای لحظهای دچار خلسهای احساسی و عاطفی میشوند. هستهی مرکزی بالیوود نیز به این امر آگاه است و در نتیجه طی این چند دهه حتی تصمیم به عوض کردن رویکرد خود نگرفته است. اینکه در سینما هند منتظر «ساتیاجیت رای»های جدید باشیم، انتظاری عبث است. ستارههای بالیوودی در این صنعت نشئهباز سینمایی حرف اول را میزنند. شاید ارکانی چون آمیتاب باچان، شاهرخ خان، سلمان خان یا عامر خان پس از پررنگ شدن در این سینما بهمرور وارد دالان تهیهکنندگی و استودیوهای فیلمسازی شدند و حال دیگر آنها هستند که مسیر گذشتگان را ادامه میدهند. اما خبر خوب این است که سینمای هند، هر چند کم، پس از گسترش نتفلیکس و دیگر پلتفرمهای پخش آنلاین کمکم در حال بازنگری در آثار سینمایی خود در ژانرهای مختلف است. سینمای اکشن و ملودرام و همان لفظ فیلمهندی را کاملاً به سینمای تامیل سپردهاند. ژانر بالیوودی و ملودرام را همچنان با همان رویکرد سابق ادامه میدهند. ژانرهای دلهره و جنایی را از طریق سینمای هندیزبان و با کپیبرداری از نمونههای موفق سینمای جهان در حال آزمونوخطا هستند. اما در آن قعر با سینمایی مواجه هستیم که سعی دارد مناسبات سینمای بالیوودی را بشکند و همگام با ژانرهای سینمای جهان آثاری سینمایی را تولید کند. در این قعر مسیر ما با سینمای هند یکی خواهد شد و مطمئناً منتظریم آثاری از این دست را بیشتر در جغرافیایی شاهد باشیم که پیش از این ساتیاجیت رای پرچمدار آن بود.
اینکه فیلمی را با بازیگران سینمای بالیوود تماشا کنید و همزمان آن را در دایرهی خشونت «کورمک مککارتی» و میزانسنهای عریان و بیابانی سرجیو لئونه تعریف کنیم، اتفاقی بس عجیب است. اما این فیلم واقعاً در لوکیشن هندوستان و در صحرای تار ساخته شده است. فیلم با روایت یک افسر پلیس آغاز میشود که در دههی ۱۹۸۰ از آخرین سالهای خدمت خود در راجستان و منطقهای آرام میگوید. راوی از لحظهای میگوید که این آرامش تبدیل به توفانی در آن منطقه شده است.
این فیلم هیچکدام از مسیرهای روایتهای بالیوودی را دنبال نمیکند. به چشمان خود اعتماد کنید. نه خبری از آن اکشنهای بی سروته است، نه رقص با لباسهای رنگارنگ و نه کاراکتری که یک شهر را بههم میریزد. فیلم این روایت سینمایی خود را شاید مدیون آنیل کاپوری باشد که سابقهی همکاری با کارگردانهایی چون «دنی بویل» را در کارنامه دارد. فیلم «تار» همچون یک نئو-وسترن و خشونتی که آن را فقط در رمانها و فیلمنامههای مککارتی سراغ داریم هیچ سنخیتی با آثاری که از سینمای بالیوود میشناسیم ندارد. بههمین سبب است که مخاطب بالیوود با ضربآهنگ پائین فیلم، روایت تاریک آن و رئالیسمی که فقط در آثار رای دیده بودیم فاصلهاش را با این اثر حفظ میکند. کاراکترهای کم و شخصیتپردازی خوب برای هر کدام، طراحی صحنهی متناسب با آن دههی هندوستان و کارگردانی که مینیمالیسم را در قاب خود میشناسد و رعایت کرده است، نشان از اثری قابل قبول در سینمای هند دارد.
این فیلم حتی بهلحاظ پالت رنگی نیز غلو کردن را کنار گذاشته است. فضای غالب بیابانی است و پالت رنگی نیز متناسب با آن در طراحی لباس کاراکترها و محیط اطراف خودنمایی میکند. خطوط روایت این فیلم که دو مسیر جداگانه دارد و بهخوبی در یک نقطه با یکدیگر تلاقی دارند. همهی این فاکتورها در کنار هم فیلمی را مقابل ما قرار میدهد که میتواند یک اثر متوسط و قابل قبول جهانی در قالب نئو-وسترن باشد.
شاید باید این فیلم را بهنوعی آزمونوخطایی خوب از سینمای هند و بنیاد سینمایی کاپور بهحساب آوریم و منتظر پوستاندازی این سینما برای همگامشدن با سینمای جهان باشیم. کشور پهناور هند با موقعیت منحصربهفرد جغرافیایی خود پتانسیل این را دارد که در همکاری با کشورهایی چون کرهی جنوبی، تایوان، هنگکنگ و حتی ژاپن آثاری در خور را به مخاطبان جهانی سینما عرضه کند. شاید دیگر زمان آن رسیده که ملودرامها و اکشنهای آبکی کمی لاغرتر شوند تا جا برای تنوع ژانری در این سینمای مهجور و دورافتاده از هنر سینما باز شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.