«امی مارلو» مجری رادیوی شبانه است که به مدت سی سال با برنامهی «ده دقیقه تا نیمهشب» شبهای خود را گذرانده است. همهچیز به نظر خوب و خوش میآید تا اینکه شبی طوفانی از راه میرسد. این شب نهتنها باد و بوران و باران را با خود به همراه دارد بلکه سری اتفاقات وحشتناکی را منجر میشود که زندگی امی و تمام کارکنان ایستگاه رادیویی را تغییر میدهد. در ابتدا خفاشی امی را گاز میگیرد و سپس او متوجه میشود قرار است دختری جوان و تازهکار جای او را در برنامهاش بگیرد.
بعد از رسواییهای جنسیای که پیرامون مدیران شبکههای تلویزیونی و فیلمسازان و کارگردانان مطرح دنیا انجام شد، ساخت فیلمهایی در این باب نیز رونق بیشتری گرفت. درواقع شهامت نویسندگان و کارگردانان برای نشان دادن این اعمال شرمآور در داستانهاشان بیشتر شد. چنانکه در سال ۲۰۱۹ سریال «برنامهی صبحگاهی» به طور خاص به این موضوع میپرداخت. سریالی که طرفداران بسیاری را هم متوجه خود کرد. در این سریال یک مجری مطرح تلویزیونی به آزار جنسی متهم میشود و در ادامه واقعیت تلخی از او و دیگران در برابر دیدگان همه قرار میگیرد. فیلم «ده دقیقه تا نیمهشب» نیز با این واقعیت تلخ آغاز میشود. زمانی که امی اعتراف میکند برای رسیدن به این جایگاه در ابتدا مجبور شده است چه کارهایی انجام دهد و چگونه مورد تجاوز مدیر ایستگاه رادیویی قرار بگیرد. تجاوزی که از نظر این مدیر مانند تمام مدیران و افراد دیگر قرار گرفته در این جایگاه، تجاوز محسوب نمیشود. البته که این تصور و فکر تنها ساختهی ذهن بیمار اینگونه افراد است تا برای اعمال خود توجیحی در خور را بیابند. برای این افراد همیشه این توجیحات وجود دارد تا خود را مبرا کنند. اما این فیلم تنها این موضوع را نشانه نگرفته است بلکه این اتفاق را آغازی برای نشان دادن مسیر پر فرازونشیب امی برای رسیدن به جایگاه زمان حالاش و البته در ادامه دلیل اعمال و رفتار او قرار داده است.
فیلم «ده دقیقه تا نیمهشب» یک فیلم مفید و مختصر است که در ژانر وحشت و با سکانسهای ترسناک و البته آزاردهندهی خود سعی کرده است وقایع تلخ زندگی امی را در تصاویری که حتی به سمت سوررئال نیز میروند نشان دهد. امی به گذشته نقب میزند و اتفاقات گذشته در زمان حال و در برابرش بار دیگر رخ میدهد و جنون و توهم را بر روح و جسم او وارد میکند. آیا امی خونآشام است یا تصور میکند که خونآشام است؟ آیا دندان خفاش او را علاقهمند به خوردن خون آدمهایی کرده است که همگی خواهان تصاحب جایگاه او هستند یا سرگذشت تلخ و اجبار و فشارهای روانی و عصبی زندگی اوست که او را به سمت خونآشام شدن کشیده است؟ برای پاسخ دادن یه این سؤالها بهتر است هر بینندهای خود به پای داستان این فیلم هفتادودو دقیقهای بنشیند تا هم ترس و وحشت روح امی را درک کند و هم وحشت افراد پیرامونی او را ببیند.
نباید اما از گفتن این جمله غافل بود که فیلم «ده دقیقه تا نیمهشب» به این دلیل فیلمی خاص و البته سرگرمکننده شده که بازیگری باتجربه به نام «کارولین ویلیامز» در نقش امی بازی کرده است. ویلیامز با چهرهی خاص و موتیفهای رفتاری خود که خشونت و عصبانیت را میتواند به خوبی بازی کند توانسته است اثر داستان را بیش از پیش کند و بینندهی علاقهمند به اینگونه فیلمها را از دیدن آن بهواقع بترساند.