پوستر فیلم تِمِنگور

فیلمی در تحقیر بومیان

تِمِنگور
Temenggor
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

داستان این فیلم درباره‌ی قبیله‌ای‌ست که در میان جنگل‌های «تمنگور» در کشور مالزی زندگی می‌کنند. دختر جوان رئیس قبیله عاشق مردی عادی‌ست، اما پدرش خواهان ازدواج او با یکی از مهم‌ترین جنگجویان قبیله است. از سوی دیگر زن پیشگوی قبیله خبر از قحطی و مرگ و نفرین تمنگور می‌زند که تنها راه در امان ماندن از آن قربانی‌کردن برای این جنگل است؛ رئیس قبیله باید تنها دخترش را برای این جنگل قربانی کند تا از هجوم این نفرین در امان بمانند. پس همان جنگجوی قبیله برای این کار مأمور می‌شود.
قبایل و بومیان هر کشوری تاریخ زنده‌ی آن کشوراند و نشان‌دهنده‌ی نسلی که وجودشان می‌تواند، راز گذشتگان را بر نسل‌های جدیدتر بازگو کنند. در این میان سینما نیز برای نشان دادن این تاریخ زنده بهترین گزینه‌ی ممکن است. آمریکا به عنوان یکی از جدیدترین قاره‌های شناخته شده، هنوز هم قبایل خود را در میان جنگل‌های انبوه‌اش دارد، پس ساخت فیلم‌هایی در باب آنها کار سختی برای‌ آنها نیست. فیلم‌های زیاد خوبی نیز در راستای شناسایی قبایل گوناگون، سنت‌ها و تفکرات آنها ساخته شده است. فیلم «مُهر»؛ محصول ۲۰۰۷، فیلمی‌ست که نشان‌دهنده‌ی پایداری سنت‌های اجتماعی گذشتگان در زندگی مدرن است. فیلم «آتانارجوت: دونده سریع»؛ محصول ۲۰۰۱، یک ماجراجویی سنتی و قدیمی‌ست، درباره انتقام جنسی و استقامت جنگجویان برای پایداری قبایل خود. «نشانه‌های دودی»؛ محصول ۱۹۹۸ و «جرونیمو: افسانه‌ی آمریکایی»؛ محصول ۱۹۹۳ نیز فیلم‌های دیگری در باب شناساندن قبایل گوناگون به مخاطبان‌شان هستند.
اما فیلم «تمنگور» از کشور مالزی با رفتن به عمق جنگل‌های خود سعی در بازگویی افسانه‌ای قدیمی دارد. اما چیزی که از همان ابتدا توجه بیننده را جلب می‌کند، محیط ایجاد شده و گریم و حتی لباس‌هایی‌ست که هیچ شباهتی به لباس‌های قدیمی و بومی ندارند. لباس‌های تمام افراد پارچه‌هایی نو و شیک هستند که به زیبایی و با نظم خاصی بر روی بدن افراد قبیله جای گرفته‌اند. نوع آرایش زنان و استفاده از انواع و اقسام زیورآلات دستی هم برای هرچه زیباترکردن شخصیت‌ها به‌کارگرفته شده است. اما مسأله‌ی مهم‌تر بازیگران جوان آن است که هیچ همخوانی‌ای با داستان ندارند. تمام افراد قبیله مردان و زنان جوانی هستند با گریم‌ها و آرایش‌های کاملاً امروزی می‌خواهند، رفتارهایی بومی و سنتی را از خود بروز دهند. حتی رئیس قبیله پسر جوانی‌ست که دخترش نیز هم‌سن او دیده می‌شود. این‌گونه است که از لحاظ دیداری هیچ سنخیتی میان تصاویر و آنچه که قرار است، رخ دهد، در فیلم مشاهده نمی‌شود. اصرار این بازیگران مالزیایی برای سخن گفتن به زبان انگلیسی و ساخت فیلمی به زبان انگلیسی نیز خود جای بسی تعجب است. اما این تمام ماجرا نیست داستان فیلم هم از اساس دچار مشکل است و با وارد کردن افرادی که نه معلوم است که هستند و نه معلوم است چه می‌خواهند، بیننده را گیج می‌کنند. اینکه یکسری مردان با کشتن افراد آن قبیله‌ی مذکور گوشت و خون آنها را می‌خورند و با آنها هم‌خوابگی می‌کنند، بدون آنکه پشتوانه‌ی داستانی‌ برای این افراد گفته شود، کاملاً داستان را بی‌معنی کرده است. حتی فیلم سعی نکرده سکانس‌های این کشته‌شدن‌ها را نیز به درستی نشان دهد و تنها با چند نبرد تن‌به‌تن در انتهای داستان شهامت این بومیان را به تمسخر گرفته است.