مسیر روشنی که از انیمیشن چندجهانی عنکبوتی آغاز شد
یکی از داستانهای کمیکبوکی هالیوود که هیچگاه روی پردهی سینما به حق خود نرسیده بیشک داستان لاکپشتهای نینجایی است که در اینسو و آنسوی نیویورک بهدنبال اثبات خود بودهاند. در طی ۶ سری فیلم و انیمیشن که سعی داشتند داستان این چهار لاکپشت را تصویر کنند، هیچکدام آنقدر تأثیرگذار نبودند. بههمین سبب بود که داستان این چهار لاکپشت همانند خودشان گویی آوارهای در راهروهای فاضلاب شهری نیویورک بهحساب میآمد. گاه برادران وارنر سعی میکرد آنها را بازسازی کند و گاه استودیویی دیگر بدون توجه به داستانهای قبلی دوباره از اول سعی در تصویر کردن این لاکپشتها داشت. اما در سال ۲۰۱۸ دنیای چندجهانی عنکبوتی با آن ساختار منحصربهفرد و خیرهکنندهی خود نشان داد که اگر کمیکبوکها بتوانند داستانهای خود را در فرم انیمیشن بهجای لایواکشن تصویر کنند، مخاطب سینما ارتباط بهتری با آثارشان برقرار خواهد کرد. «جف رو» با همکاری «سث روگن» در سال جدید سعی کردند با همین نگاه داستان دیگری از لاکپشتها را به مخاطب ارائه دهند.
در همان نماهای ابتدایی بهراحتی میتوان تأثیر بیچونوچرای چندجهانی عنکبوتی را روی این انیمیشن شاهد بود؛ تنوع رنگی، خطوطی که بدون نظم خاصی و در کنار یکدیگر و تقاطعهایی که ایجاد میکنند تصویری مشخص را در برابر ما قرار میدهند و در نهایت حضور پررنگ طراحی دستی کمیکبوکی در کنار انیمیشن کامپیوتری باعث شده مخاطب در همان نیویورک مرد عنکبوتی باقی بماند و اینبار داستان لاکپشتهای نینجا را دنبال کند. در این فیلم ما دوباره به ابتدای داستان میرویم. اما تفاوت در اینجاست که کارگردان سعی دارد مخاطبی را که بهتازگی در برابر این انیمیشن قرار گرفته است سردرگم نکند. بههمین سبب است که پس از افتتاحیهای که ضربآهنگ بسیار بالایی دارد، بهیکباره دچار سکون میشویم تا موش معروف این داستان، «اسپلینتر»، آن خلأ پانزده ساله را برای مخاطب تعریف کند.
سث روگن و جف رو در این انیمیشن خطبهخط دچار برنامه هستند. به داستان فیلم توجه کنید که در پسزمینهی خود دائم در حال ارائهی شبهای نیویورک است و چگونه از پالت رنگی وونگ کاروای در «چانگکینگ اکسپرس» الهام گرفته است. به برخی از تراولینگها در فیلم توجه کنید که ما را بهیاد بازیهای فرمی «سینما وریته» میاندازند. در این انیمیشن سث روگن و جف رو بهخوبی از تاریخ سینما الهام گرفتهاند و در ادامهی مسیر موفق چندجهانی عنکبوتی باعث شدهاند لاکپشتهای نینجا برای اولینبار جان بگیرند.
شاید بسیاری از مخاطبان سینما دیگر بدانند که چرا «آپریل او-نیل» دیگر قرار نیست همچون لایواکشن چندسال پیش کاراکتری قلمی و باربیشکل را همچون «مگان فاکس» به مخاطب ارائه دهد. در سیاست جدید همهی ارکان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایالات متحده مقولهی گوناگونی نژادی یکی از اولین سیاستهایی است که کمپانیها و استودیوهای مختلف در طراحی یک بازی یا استخدام نیروها در نظر میگیرند؛ بهطور مثال اگر شما بهعنوان مدیر یک شرکت با دو مصاحبهشونده مواجه هستید و یکی از آنها مردی با رزومهی قوی اما سفیدپوست بود و دیگری دختری سیاهپوست با رزومهای ضعیفتر، بهتر آن است که دختر سیاهپوست را انتخاب کنید. این نگاه در باب تنوعهای جنسی نیز به همین گونه است. در نتیجه کاراکتر آپریل با گذر از این فیلتر ناپیدا تبدیل به دختری سیاهپوست شده است؛ که اتفاقاً باربی هم نیست. اما حداقل در این فیلم ما هیچ نقصی در این طراحی کاراکتر نمیبینیم و اتفاقاً آپریل بهخوبی در بطن روایت قرار گرفته است.
این انیمیشن اگر روایتی عمیقتر داشت و بهنوعی مخاطب را در برابر بازسازی تکراری از انبوه بازسازیهای قرار نمیداد، در همهی ارکان خود قدرتمند بود. اما این اتفاق رخ نداده و بهنوعی با همان حوادث قابلپیشبینی مواجه هستیم. اما فراموش نکنیم که هالیوود حداقل در حال برداشتن گامی درست است و اگر بتواند در این مسیر بسیاری از پرهزینههای لایواکشن ابرقهرمانی و ماجراجویی ۱۳ سالهی خود را به درون ساختار انیمیشن ببرد، با انقلاب و تنفسی دوباره در سینمای جریان اصلی مواجه خواهیم بود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.