پوستر فیلم گرگ نوجوان: فیلم سینمایی

اینجا مدیوم سینماست

گرگ نوجوان: فیلم سینمایی
Teen Wolf: The Movie
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بسیاری از روایت‌ها هستند که در مدیوم تلویزیون و سریال بسیار مخاطب پیدا می‌کنند. طرفداران این‌گونه روایت‌ها عموماً همان‌هایی هستند که تخیلات خود را در میان کاراکترهای مارول و دی‌سی جست‌و‌جو می‌کنند. این آثار تا زمانی که در همان مدیوم جا خوش کرده باشند، به‌راحتی می‌توانند همان هواخواهان را همراه خود داشته باشند. اما زمانی که سازندگان آن‌ها هوای پرده‌ی نقره‌ای در سر داشته باشند، دیگر باید این را بپذیرند که باید بر اساس استانداردهای این مدیوم سنجیده شوند. سریال «گرگ نوجوان» یکی از آن دست سریال‌هایی بود که در زمان خود مخاطب زیادی را پای تلویزیون می‌کشاند. اما همین سریال اقتباسی آزاد و ضعیف از اثری کمدی در دهه‌ی ۱۹۸۰ با همین نام و به کارگردانی «رُد دنیل» بود. «جف دیویس» سعی کرده بود نمایی دیگر از روایت‌های نوجوانی را در تقابل با موجودات فراطبیعی به‌تصویر بکشد. از «گرگ‌و‌میش» تا «خاطرات خون‌آشام» سریال‌های پرطرفداری بودند. حال نوبت گرگینه‌ها بود که خودی نشان دهند. فیلم جدیدی که اتفاقاً جف دیویس نویسنده‌ی آن است همان کاراکترها را دوباره گرد هم آورده تا به‌اصطلاح اثری سینمایی از روی این سریال خلق کند.
آنچه باعث می‌شود فیلم از همان دقایق ابتدایی باعث دوری مخاطب سینما از خود شود ماندن سازندگان اثر در همان حال‌وهوای مدیوم تلویزیون است. در این مدیوم معمولاً با نتیجه‌گیری‌های سریع و تعلیق‌های انتهای اپیزود مواجه هستیم که حربه‌هایی برای نگاه داشتن مخاطب هستند تا قسمت‌های بعدی را نیز دنبال کند. اما در سینما ساختار فیلم‌نامه کاملاً متفاوت است. اثر ابتدا باید یک پیرنگ و اگر می‌خواهد بر اساس فیلم‌نامه‌ی کلاسیک پیش برود باید نقاط عطف مشخص در اواخر پرده‌های اول و دوم داشته باشد. در این فیلم گویا آقای جف دیویس به‌عنوان نویسنده و «راسل مالکهی» به‌عنوان کارگردان دوست دارند همان حال‌وهوای سریال را حفظ کنند. اما در سینما چنین حربه‌های زنگ‌زده‌ای به‌کار نمی‌آید.
مالکهی که تا پیش از این در دنیای دلهره و هیجان‌انگیز آثاری را در سینمای استرالیا روی پرده برده، گویی در این فیلم جای هیچ مانوری ندارد. احتمالاً به‌ پیشنهاد دیویس بوده که همان بازیگران سریال را در اثر سینمایی هم به‌کار برده تا دیویس بتواند به‌راحتی تمام فلش‌بک‌های مد نظرش را در بین روایت قرار دهد. ضعف همه‌ی گروه بازیگری باعث شده که مخاطب سینما حتی رغبتی به ادامه‌ی فیلم پس از ۱۰ دقیقه نداشته باشد. کاراکترها در این اثر تا انتهای پرده‌ی سوم دائم فقط به یکدیگر دندان‌های نیش نشان می‌دهند و غرش می‌کنند. این عمل تکراری که تقریباً ۲ ساعت از زمان فیلم را به خود اختصاص داده ما را به‌یاد گله‌ی سگ‌هایی می‌اندازد که قلاده به گردن دارند و در دو گروه مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند و پارس می‌کنند. تصویر بی‌روایت این فیلم چیزی جز این نیست. شاید بهتر بود آقای دیویس یک فصل سه قسمتی می‌ساخت تا هم طرفداران این سریال با آن تجدیدخاطره کنند و هم او و آقای مالکهی دردسر ساخت یک اثر سینمایی را نکشند. این گرگینه‌ها برای قاب سینما بسیار کاغذی و رنگ‌و‌رو رفته به‌حساب می‌آیند. برای سینمایی کردن کاراکترهای تلویزیونی شاید باید روایت و شخصیت‌پردازی بسیار قدرتمندی وجود داشته باشد که مخاطب سخت‌گیر سینما بتواند آن‌ها را بپذیرد؛ عناصری که گرگ نوجوان هیچ‌کدام از آن‌ها را ندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟