پوستر فیلم مالیات‌جمع‌کن

اکشنِ بی‌‌طعم

مالیات‌جمع‌کن
Tax Collector
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

یک مکزیکی در کسب‌و‌کاری خانوادگی از گنگ‌های سطح شهر مالیاتِ تأمین امنیت کسب‌و‌کار آنها را جمع‌آوری می‌کند. او و دوست به‌ظاهر بی‌رحم‌اش میان تمام این باندها شناخته شده هستند. فیلم در محدوده‌ی فیلم‌های انتقامی و شهری قرار است مخاطب را درگیر قضایایی کند تا شاید بتواند جایی در ذهن او باز کند. اما نه تنها موفق نیست، بلکه سکانس‌به‌سکانس در مرداب سردرگمی غرق می‌شود. پوستر فیلم و نام بازیگران شاید در ابتدا مخاطب را به فکر بیندازد که اثری جذاب و سرگرم‌کننده را قرار است مشاهده کند، اما آشفتگی کارگردان در به تصویر کشیدن رخدادها و صد البته عجله‌ی او برای بستن سکانس‌ها و صحنه‌ها باعث شده تا اثر عقیم بماند.
شلوغی کاراکترها در هر فیلم نیاز به کنترل فیلم‌ساز دارد و صرفاً آوردن و حذف کردن آنها برای رسیدن به خشونت بیشتر در فیلم کار بیهوده‌ای‌ست. نیاز است تا هر کاراکتری در یک فیلم شخصیت‌پردازی مناسب شده باشد و به‌تناسب حضور او در روایت و تأثیرگذاری‌اش در اتفاقات بعد از خود، کارگردان تصمیم به حذف او بگیرد.
همسر شخصیت اول فیلم و دوست صمیمی‌اش که در کسب‌و‌کار همراه اوست کاراکترهای مکملی هستند که هر کدام به‌نوعی در زندگی او تأثیر دارند. اما متأسفانه چیزی به نام پرداخت در آنها وجود ندارد و صرفاً در کنار او حضور دارند و بس. در لایه‌ی بیرونی این سه کاراکتر افراد دیگری، اعم از فرزندان او و خویشاوندان‌اش هم حضور دارند و این جمع را شلوغ‌تر کرده‌اند. اما فقط شلوغ کرده‌اند و مخاطب در جایی از داستان دیگر به خود زحمت شناخت و وصل کردن رابطه‌ی آنها به شخصیت اصلی را نمی‌دهد. چون می‌داند که تأثیر زیادی در پیشبرد داستان ندارند و فقط حضور دارند که حذف شوند یا بی سرانجام رها شوند و دیگر شاتی از آنها مشاهده نکند.
خطر بزرگی که در فیلم‌هایی از این دست پیش می‌آید این است که کارگردان باید یک ناظر خداگونه بر تمام شخصیت‌ها باشد و نگذارد هر کدام از آنها در نقشه‌ی فیلم رها شوند. اما کارگردان این فیلم در این امر ناتوان بوده و خود را حتی در مرتبه‌ای پایین‌تر از کاراکترها و روایت فیلم قرار داده و بیشتر به فکر رسیدن خط سیر اصلی قصه به پایان خود بوده است. او حتی نتوانسته حس انتقام را به‌طور کامل در شخصیت اول خود برانگیزد. این شخصیت با معرفی ابتدایی کارگردان انسانی تیزرو و خشن به‌حساب می‌آید و حتی در خاطره‌ای که از زبان همسرش نقل می‌شود، از زمان نوجوانی در آن مکان مسئول انتقام بوده است. اما در نیمه‌ی دوم فیلم چیزی از این شخصیت مشاهده نمی‌شود و صرفاً شخصی را می‌بینیم که حتی قدرت تصمیم‌گیری در لحظات بحرانی را ندارد.
اما شخصیتی پنهان در این میان وجود دارد که پدر شخصیت اول است. فیلم‌ساز به‌خیال خود با اضافه کردن او به‌عنوان شخصیت مرموز و پدرخوانده‌گونه‌ می‌تواند مخاطب را در میان انبوهی از کنجکاوی‌ها رها سازد. حال اگر رها کردی چرا کلید ماجرا را در دستان مخاطب قرار نمي‌دهی؟ کارگردان در پرده‌ی گره‌گشایی فیلم پاسخی برای این سؤال ندارد.
فیلم حتی اگر با چشم‌بستن روی ضعف‌ها تحمل شود، باز هم اثری نیست که بتواند مخاطب این ژانر را در خود غرق کند و باعث شود کاراکتر او در ذهن بیننده تا مدتی باقی بماند؛ همچون سرابی می‌آید و در نهایت محو می‌شود.