پوستر فیلم تاتامی

خانم امیرابراهیمی، شما بازی نکن

تاتامی
Tatami
محصول ۲۰۲۴ – گرجستان، ایالات متحده
ژانر درام، ورزشی
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

طی چند سال اخیر مواردی پیش آمده که از سینماگران بیرون از مرزهای ایران آثاری را مرور کرده‌ایم. در بسیاری از آن‌ها حلقه‌ی گمشده‌ای با نام وحدت روایت وجود داشته است و هر کدام بر اساس دنیایی که خلق کرده بودند گویی دچار بغضی شده بودند که کل روایت را تحت تأثیر قرار می‌داد. خانم «زهرا امیرابراهیمی» پس از اتفاقات جشنواره‌ی کن و اهدای تندیس بازیگری نقش اول دچار دایره‌ی وسیع‌تری در انتخاب‌های سینمایی شد. اما پس از آن در هر اثری که از او روی پرده رفته چیزی جز شک و شبهه در باب آن جایزه را در ذهن نیاورده است. حال این بازیگر در نقش کارگردان-بازیگر به‌سراغ اثری رفته که به گفته‌ی او از رخدادهایی که برای آقای مولایی پیش آمده الهام گرفته است. چه در کشتی و چه در هر رشته‌ی ورزشی دیگری تقابل بازیکنان تیم‌های ملی ورزشی با حریفان خود از اسراییل همیشه مورد توجه بوده. برخی مانند آقای مولایی و چند تن از بازیکنان شطرنج از عرفی که در تیم‌های ورزشی ایران وجود دارد سر باز زده‌اند و برخی دیگر همان مسیر را پیش گرفته‌اند. حال خانم امیرابراهیمی در همکاری با آقای «گای ناتیو» سعی کرده این داستان را حول یک کاراکتر داستانی با نام «لیلا حسینی» روایت کند.

آقای گای ناتیو را حداقل با اثری چون «پوست» می‌شناسیم. او هم در سینمای بریتانیا و هم در هالیوود در میان سینماگرانی قرار دارد که همیشه نوعی روایت متوسط را در برابر چشمان مخاطب قرار می‌دهد و نمی‌توان از داستان‌های‌اش انتظار بالایی داشت. در این اثر هم هر چه می‌بینیم از این کارگردان و امضای سینمایی اوست. اینکه چرا نقش خانم امیرابراهیمی را در خلق آن تنش و ضربآهنگ بالای اثر کم‌رنگ می‌دانیم به‌سبب این است که او به‌تنهایی در این اثر همه‌ی نقاط ضعف روایت و شخصیت‌پردازی را از آن خود کرده است. در این فیلم قرار است با روایتی پر تنش مواجه شویم که در طول مسابقات جهانی جودو رخ می‌دهد و طی آن لیلا حسینی به‌یک‌باره دچار نوعی عصیان می‌شود و خود را تبدیل به ارتشی تک‌نفره در برابر همه‌ی نفرات تیم می‌کند. این تنش هر جا که خانم «آرین مندی» در آن به ایفای نقش می‌پردازد وجود دارد. باید امیدوار بود که از بین بازیگران ایرانی-آمریکایی چنین استعدادی کشف شده و به‌خوبی هم توانسته درون‌مایه‌ی روایت و اضطراب کاراکتر اصلی را مقابل چشم مخاطب قرار دهد. اما در مقابل او خانم امیرابراهیمی به‌تنهایی و در هر بار حضورش در قاب روایت را دچار سکته می‌کند. این مشکل ناهمخوان بودن اکت بازیگر با روند روایت مختص به خانم امیرابراهیمی نیست و تقریباً همچون یک اپیدمی در میان بسیاری از بازیگران فارسی‌زبان جریان دارد. این بازیگر در روایت پیش رو گویی زودتر از متن روایت دچار استرس می‌شود، گویی بازی با ماهیچه‌های صورت را نمی‌داند، و در نهایت تافته‌ای جدابافته در روایت محسوب می‌شود.

شاید همه‌ی مشکل روایت بر دوش بازی خانم امیرابراهیمی نباشد و ساختار کلی داستان را نیز باید دارای حفره‌های بزرگ دانست. گروه کارگردانی این اثر گویی آن‌قدر عجله داشته‌اند یا آن‌قدر درگیر دچار ریتم نگاه داشتن ضربآهنگ بوده‌اند که در نهایت چشم خود را روی کاراکترهای فرعی، رخدادهای پیرامون کاراکتر اصلی و حتی موتیف‌های اثر و کاراکتر بسته‌اند. در نتیجه‌ی این چشم‌بستن‌هاست که با روایتی نحیف مواجه هستیم که همه‌ی بار آن روی دوش بازیگر نقش اول است.

اما انتخاب قاب‌های سیاه‌و‌سفید برای این اثر و گرفتن رنگ از آن گویی کاملاً بی‌هدف و بر اساس زیبایی‌شناسی زردی است که صرفاً فیلمسازان دوست داشته‌اند رنگ را از اثر بگیرند. در چنین روایت‌هایی معمولاً رنگ‌ها در پس عبور از آن مرز بحرانی و رسیدن به نوعی آرامش باز می‌‌گردند و روایت را دچار نوعی لطافت می‌کنند. اما در این اثر هیچ نوع زیبایی‌شناسی فرمی و دغدغه‌مندی پشت این انتخاب وجود ندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟