در این روایت انسانیت زنگ میزند
اینکه امروز قرار است به سهگانهی انتقام آقای «پارک چان ووک» بپردازیم دو دلیل دارد؛ ابتدا حسرتیست که پس از تماشای «میکی ۱۷» دچار آن شدیم. سینمای دههی ۲۰۰۰ آقای پارک و آقای «بونگ جون هو» در تلفیقهای ژانری و استفاده از رگههای کمدی-ابزورد درون خود شباهت دلپذیری به یکدیگر داشت. اما علت دوم انتظار برای اثر جدید این فیلمساز در سال ۲۰۲۵ است و به این بهانه سعی داریم کمی در سهگانهی بینظیر او سرک بکشیم.
این فیلم سه بخش دارد که در هر کدام از آنها آقای پارک با مفهوم سرخوردگی اجتماعی، انتقام کور و در نهایت زنگزدگی و پوچی انتقام دستوپنجه نرم میکند. بخش اول تا دقیقهی ۵۶ ادامه دارد. در این بخش وارد زندگی مرد جوانی میشویم که کر و لال است. او در یک کارخانه کار میکند، خواهری دارد که دچار نارسایی کلیه است و در نهایت دوستدختری با افکار رادیکال چپ تروریستی او را همراهی میکند. در این بخش آقای پارک با ظرافت و در عین حال خشکی رئالیستی روایت خود مخاطب را درگیر قابدرقابهایی زیبا و در عین حال دردآور و مهمتر از آن ابزورد میکند تا کاراکتر کر و لال با تشویق دوستدختر خود فرزند صاحب کارخانهای که او را تعدیل کرده است برباید. نبض روایت در این بخش مانند همهی آثار آقای پارک وابسته به ضربآهنگی است که او از طریق برشهای خشک ایجاد میکند. از یکسو با روایتی مواجه هستیم که مخاطب را درگیر کمدی-ابزوردی نرم میکند و از سویی دیگر شاهد داستانی هستیم که رفتهرفته قرار است خود را بهسوی یک اثر جنایی سوق دهد. این تغییر مسیر درست در دقیقهی ۵۶ رخ میدهد تا مخاطب وارد بخش دوم شود.
در بخش دوم داستان نهتنها زاویهدید از پسر کر و لال به پدر دختربچهی ربودهشده تغییر میکند، بلکه شاهد تغییری وجودی درون این مرد هستیم. آقای پارک در این بخش این مرد را از پدری که تحمل شرحهشرحهشدن بدن دخترش را در پزشکی قانونی ندارد تبدیل به مردی میکند که با تماشای جسد پوسیدهی خواهر آن پسر جوان در همان پزشکی قانونی همچون خونآشامی که تشنه به خون است سیراب میشود. هدف اصلی بخش دوم درست در همین تغییر ساختاری است و آقای پارک آن را با ظرافتی مثالزدنی تصویر میکند. اما تغییر دیگر در این بخش مربوط به ضربآهنگ و ژانر قصه است. آقای پارک در این بخش بهخوبی داستان را از آن رئالیسم خشک اجتماعی بخش اول بهسوی یک اثر نئونوآر با ساختار جنایی و خشن میبرد. در این بخش دیگر حماقتی وجود ندارد و تنها انتقام کور پدری است که همهی هستی خود را در اختیار بازرسی قرار میدهد که خود او نیز درگیر سلامتی دخترش است. روایت آقای پارک در این بخش آنقدر فضا دارد که مخاطب بهراحتی خردهروایت بازرس پلیس را نیز پی بگیرد.
اما بخش سوم را باید تلفیق انتقامها نامید. از یکسو با کاراکتری مواجه هستیم که معلولیتاش محرک اصلی این دومینوی انتقام ناخواسته شده است و از سویی دیگر با پدری مواجه هستیم که دیگر نیازی به سنگ تراز اخلاقیات ندارد و قرار است این مسیر را تا انتها ادامه دهد. بهنوعی در بخش سوم پایانی مجزا را برای پایان این دو کاراکتر شاهد هستیم. آقای پارک در بخش سوم روایت خود که از دقیقهی ۹۹ آغاز میشود و کوتاهترین بخش روایت است مخاطب را در فشردگی ویرانکنندهای وارد لوپ بیانتهای خشونت و انتقام میکند. زمانی که با دو اثر بعدی این سهگانه مواجه شویم بهراحتی میتوان این اثر را افتتاحیهای بلند برای داستان انتقام آقای پارک نامید؛ روایتی که بهتنهایی بار رئالیستی را بهدوش میکشد و اجازه میدهد انتزاع و سوررئالیسم در دو اثر بعدی جوانه زنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.