«کلر» قهرمان شنا است اما در آخرین مسابقهی خود نمیتواند وارد آب شود و دچار نوعی فوبیا شده است. او که این کارش بهمنزلهی انصراف از مسابقات شنا است، در خانه مشغول به استراحت میشود. پدرش که میداند مشکل کلر چیست، او را بهعنوان مربی شنا به یک کمپ تعلیم شنا برای مسابقات قهرمانی میفرستد. کلر که ابتدا مربیگری برایاش تفریح است، با آشنا شدن با کاپیتان تیمی که قرار است مربی آنها باشد، تصمیم میگیرد این کار را جدی بگیرد.
فیلمهای در باب ورزش و قهرمانهای ورزشی و بهنوعی اسطورهسازیهای سینمایی همیشه برای عموم مردم جذاب بودهاند. انگار آدمها میتوانند در سینما به آرزوهای خود برسند. البته که در بسیاری از این فیلمها عموماً اول شدن و قهرمان بودن در مقایسه با داشتن روحی سالم و رفتاری انساندوستانه در درجهی کمتری قرار گرفته است. در واقع سینما دریچهای میشود برای دیدن ورزشها و این ورزشها دریچهای میشوند برای دیدن و شناختن انسانهای خوشقلب، مهربان و انساندوست و این نوع فیلمهاست که باعث میشوند مخاطبان بیشتری نیز جلب آنها شوند. در فیلم «راکی»، شخصیت راکی با خوشقلبی تمام میتواند بهدور از انتظاری که دیگران از او دارند، موفق باشد. برعکس در فیلم «گاو خشمگین» شخصیت اصلی داستان با این تواناییِ خود تنها در حال آسیب رساندن به دیگران است و خشمی که در خود دارد را بروز دهد. در فیلم «یونایتد لعنتی» مربی موفق تیم تلاش میکند تیم را چنان که باید تیم نشان دهد و از تکگوییها و اسطورهسازیهای تکنفرهی تیمی جلوگیری کند. و از همه مهمتر شاید فیلم « ارابههای آتش» است که از استقامت و تعصب و سختیهای مسیرِ یک پیروزی حرف میزند. حال باید دید فیلم پیشروی ما میخواهد از چه حرف بزند و آیا او نیز میتواند در زمره فیلمهایی باشد که به یادماندنی خواهند شد.
فیلم روایت دختریست که قبلاً یک شناگر ماهر بوده است، اما در اثر اتفاقی که برایاش میافتد حالا از غرقشدن میترسد. او با دیدن یک پسر و رفتاری که پسر با او دارد، سعی میکند نشان دهد که بهتر از آن چیزیست که آن پسر فکر میکند. و بههمین راحتی فیلم دچار همان کلیشههای دختر و پسری میشود و در عین حال کلیشهی قهرمانشدن افراد تیم را هم بهدنبال خود دارد.
رفتارهای دختران این کمپ جز درگیریهای سخیفی که شاید شیکتر از مابقی فیلمها باشند، چیزی نیست و رفتارهای پسران در برابر مربی دختری که همسنشان است هم همان کلیشههای نپذیرفتن و مسخره کردناش را دارد. این نیمهی ابتدایی فیلم است. در نیمهی دوم هم باید تمام این اتفاقات در مسیر خوب شدن رفتارهای همه اعضا با هم و البته قهرمان شدن تیم قرار بگیرد. داستان قرار نیست اتفاقی خاص را نشان دهد و قرار هم نیست از انساندوستی و تلاش فراوان در مسیر رسیدن به موفقیت صحبت کند. البته که تلاش میکند در چندین سکانس از تمرینات سختی که مربی جوان برای اعضای پسر تیم خود اعمال میکند، چیزهایی را نشان دهد، اما در نهایت این تمرینات سخت هم به سخره گرفته میشوند.