پوستر فیلم سوییت‌واتر

گی‌گی چرا درباره‌ی موسیقی فیلم نمی‌سازد؟

سوییت‌واتر
Sweetwater
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر درام، ورزشی
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«مارتین گی‌گی» در همه‌ی ژانرها فیلم ساخته و حتی برای یک بار به‌سراغ آن درون‌مایه‌ای مورد علاقه‌اش نرفته است. در مرور آثار چند سال اخیر او اشاره کردیم که گی‌گی برای هرمندانی چون «جو بوناماسا» موزیک‌ویدیو ساخته است و علاقه‌ی او به موسیقی بلوز بر کسی پوشیده نیست. این کارگردان آمریکایی در جدیدترین اثر خود به‌سراغ یک درام ورزشی در مورد یکی از بازیکنان دهه‌ی ۱۹۵۰ ان‌بی‌ای با نام «ناتانائیل سوییت‌واتر کلیفتون»‌ رفته است.
سوییت‌واتر را باید یکی از خط‌شکنان حضور رنگین‌پوستان در بسکتبال حرفه‌ای دانست. داستان گی‌گی هم باید در همین مورد باشد. آنچه در مورد سوییت‌واتر بسیار قابل تأمل است شغل او پس از بازنشسته‌شدن در بسکتبال است. او تا سال ۱۹۹۰ که از دنیا رفت راننده‌ی تاکسی در شیکاگو بود. در سال ۲۰۱۳ او را به تالار مشاهیر بسکتبال اضافه کردند و شاید بسیاری از علاقه‌مندان جدید بسکتبال نامی از او نشنیده باشند. با توجه به این تعاریف، از کارگردانی چون گی‌گی انتظار می‌رود حداقل بتواند با اثری قابل تأمل این نام را بر سر زبان علاقه‌مندان به بسکتبال بیندازد. اما متأسفانه باز هم آن چیزی که از این کارگردان در ژانر جدید می‌بینیم چیزی نیست که از سینمای روایی انتظار داریم.
چند روز قبل بود که به مرور فیلمی در باب زندگی «جورج فورمن» پرداختیم و از این گفتیم که زندگی منحصربه‌فرد این قهرمان ورزشی باعث می‌شود چنین درامی با دیگر آثار مشابه کمی متفاوت باشد. درام آقای گی‌گی هم می‌توانست نسبت به آثار هم‌رده‌اش متفاوت باشد. اما این کارگردان به همه‌ی این فرصت‌ها پشت‌پا زده و درامی شلخته را در برابر ما قرار می‌دهد. شاید اولین نکته‌ای که باعث دوری مخاطب ناآشنا با آن دوره‌ی بسکتبال از این فیلم می‌شود مبهم بودن رخدادهاست. مخاطب کنونی بسکتبال با اصطلاحاتی چون «فید اوی»، «دانک»، «فیک» و … بسیار آشنا است و هر کدام از این حرکات را حین تماشای مسابقات بسکتبال شاهد است. گی‌گی به‌راحتی می‌توانست درام خود را با نمایش تفاوت بین حرکات نمایشی سوییت‌واتر با بسکتبال رایج در آن زمان عمیق‌تر و به‌لحاظ ورزشی حرفه‌ای‌تر کند. اما او تصمیم گرفته همه‌چیز را در یک اتوبوس قدیمی شروع کند و در نهایت با چند دقیقه مسابقه‌ی نمایشی و عاری از هر هیجانی فیلم را به انتها برساند. درام او فاقد هرگونه روایت ساختارمندی است. حتی فلش‌بک‌ها نیز آن‌قدر بیجا بین سکانس‌ها آورده شده‌اند که مخاطب هیچ درکی از سختی شرایط یک مرد سیاه‌پوست در دهه‌ی ۱۹۵۰ ندارد.
شاید نقطه‌عطف اثر گی‌گی همان چند دقیقه عشق‌بازی با موسیقی بلوز در پرده‌ی دوم باشد که این هم هیچ ارتباطی با کلیت فیلم ندارد. گی‌گی به‌راحتی می‌تواند بیوگرافی یکی از خدایان یا الهه‌های موسیقی بلوز را روی پرده ببرد. اینکه چرا او هنوز به‌سراغ سینمایی کردن درون‌مایه‌ای در باب علاقه‌اش نرفته است، جز خودش هیچ‌کس نمی‌تواند به این سوال پاسخ بدهد. این درام حتی به‌اندازه‌ی درام‌های ورزشی متوسط نیز نمی‌تواند مخاطب را درگیر کند. به‌نظر می‌رسد این کارگردان باید کمی بیشتر روی روایت‌های خود عمیق شود تا بتواند مخاطب را درگیر خیرگی به صفحه‌ی نمایش یا پرده‌ی سینما کند. گی‌گی تاکنون بسیار آسان‌گیر بوده و سعی نکرده روایت‌های خود را عرض دهد. حال باید منتظر بود و دید این کارگردان علاقه‌مند به موسیقی بالاخره ما را به دنیایی که خودش نیز به آن علاقه دارد می‌برد یا همچنان کوله بر دوش از این ژانر به‌ آن ژانر مهاجرت می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟