اثر وارفتهی کارگردان دگرباش
«کارتر اسمیث» از سال ۲۰۰۸ که اولین فیلم بلند داستانی خود را روی پرده برد، نشان داد که دوست دارد در میان مرز بین دلهره و جسم همچون دیوید کراننبرگ حرکت کند. اسمیث در اثر جدید خود نیز سعی دارد همین مسیر را ادامه دهد. او این بار قصد دارد در باب جامعهی دگرباشان و مواجههی مردمان پیرامون با این افراد روایت کند.
طی دهههای اخیر جامعهی دگرباشان تبدیل به درونمایهی بسیاری از آثار سینمایی، بهخصوص هالیوود و فرانسه، شدهاند و مخاطب سینما دیگر کلیشههای این سینما را میداند. در این آثار معمولاً چند پیرنگ اصلی حکمرانی میکنند؛ فرد دگرباش هنوز هویت جنسی خود را پیدا نکرده است یا این فرد همچون یک رهاشده قصد دارد خود را به جامعه ثابت کند یا پیرنگی از جنس عشق کل روایت را در بر میگیرد. اثر آقای اسمیث اما قرار است از دل یک دلهرهی جسمی بیرون بیاید. داستان او در باب دو دوست است؛ «بنجامین» و «دام». بنجامین قرار است برای حضور در آثار هرزهنگاری راهی لسآنجلس شود. دام نیز در آخرین شب حضور بنجامین او را در یک میکده همراهی میکند. اسمیث از همان ابتدا نشان میدهد مخاطب با اثری روبهروست که سراسر عقدهی فروخوردهی سازندهاش را فریاد میزند. چنین آثاری جز مشتی سکانس بیسروته چیزی نیستند. ظاهراً بنجامین مشکل مالی دارد و دام نیز سعی دارد با انتقال مقداری مواد مخدر به او کمک مالی کند. اما این انتقال باید از طریق بلعیدن کیسههای کوچک پلاستیکی و دفع آنها باشد. بنجامین هم ناخواسته درگیر این انتقال میشود.
مشکل روایت آقای اسمیث بازیگران آن هستند. او، بهغیر از «جینا مالون»، از بازیگر حرفهای دیگری استفاده نکرده است. زمانی که در یک اثر سینمایی، بهخصوص سینمای مستقل، از نابازیگر استفاده میشود، مخاطب انتظار دارد این افراد درون فرم فیلم حل شوند. فیلمسازان بزرگی در تاریخ سینما سعی کردهاند از بازیگران غیرحرفهای در آثار خود استفاده کنند و همین باعث شده فرم اثر آنها بیشتر هویدا شود. اما اثر آقای اسمیث نهتنها فرمی ندارد، بلکه روایت نیمهکارهی او توسط این بازیگران بهکلی فرو میریزد. اسمیث سعی دارد مطابق ژانر دلهرهی جسمی کمی با خطوط بدن و فرم تن بازی کند. اما اثر او بیشتر شبیه یک کلیپ مدلینگ برای انتخاب بازیگر در آثار هرزهنگاری شده است. بهطور مثال به زوایهی دوربین او هنگامی که بنجامین با لباس زیر مقابل «ریچ» قرار گرفته توجه کنید. اسمیث در این نما سعی دارد طعنهای به آثار جریان اصلی بزند که نیمی از باسن کاراکتر زن در گوشهی تصویر در برابر کاراکتر مرد در پسزمینه قرار گرفته است. این بازیهای نخنما باعث فرمالیستی شدن اثر این کارگردان نمیشوند. اسمیث در این روایت سراسر عقده است و با هر برخورد بنجامین با مردمان کوچه و بازار این عقده سر باز میکند. فیلم «بلعیدهشده» اثری نیست که بتوان به کارگردان آن بابت نگاه ویژهی فرمیاش تبریک گفت. آقای اسمیث باید به همان دنیای دلهرهی خود بازگردد و شاید نیازی نباشد هویت جنسی خود را در اثری وارفته فریاد بزند. مخاطب سینما طی این سالها بهصورت بیحسابوکتاب در برابر روایتهای مشابه قرار گرفته است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.