گذر از شب بدون هیچگونه هیجان (ویلیس در ورطهی تکرار کردن خودش طی سالهای اخیر)
سِری فیلمهای ارائهشده در باب اکشن و هیجانانگیز آنقدر فراوان در دنیای سینما وجود دارد که طرفداران این سبک میتوانند مدتهای مدیدی هرکدام را تماشا کرده و از آن بهره ببرند. اما کدام بیشتر در ذهناشان پس از مدتی نقش بسته است؟ کدام اثر نیز پس از سالها سنگ محک مناسبی برای ارزیابی با دیگر فیلمها در سبک مشابهشان است؟
مت اسکندری فیلمساز مهاجر ایرانی قرار است روایتی از شبی طولانی را به مخاطب ارائه کند. او پیش از این فیلمهایی مثل قربانی (۲۰۱۰)، بازی آدمکشها (۲۰۱۳)، عمق ۱۲ فوت(۲۰۱۷)، مرکز تروما (۲۰۱۹) و قتل سخت(۲۰۲۰) را به جهان سینما عرضه کرده است. بعد از آثار «مرکز تروما» و «قتل سخت»، بروس ویلیس با وی همکاری داشته است. حال باید نظاره کرد آیا ویلیس در حد و اندازهای که سالهای خاطرهانگیزی را در یادهای مخاطبان سینما در ژانر اکشن داشت، حال نیز میتواند کاراکتر قابل قبولی برای مخاطب به نمایش بگذارد؟
روایت دو برادر که پس از سرقت مقادیر زیادی پول قرار است به مکزیک بگریزند و در فروشگاهی میانِ راه توقف کرده و باعث دردسر و قتل زنی میشوند. برادر بزرگتر -متی – که صبور است و همیشه به برادر کوچک- جیمی- امر و نهی میکند. در این بین متی-تایلر جان اولسِن – تیر خورده و نقشهی آنها بههمین راحتی برای اندکمدتی قرار است به تعویق بیفتد. نقص روایت اینجاست؛ که با وجود مقدار زیاد پول دوباره چرا بلاهت جیمی – شیا باکنِر- وارد داستان شده و آنها را به دردسر میکشاند! در پی مداوای متی، با پزشکی به نام ریچ- چاد مایکل مورِی- برخورده و او را تعقیب میکنند تا در فرصت مناسب وی را مجبور به مداوای متی کنند. خانوادهی پزشک که تازه از ماجرای عمل جراحی نافرجام رَستهاند و قرار است اوضاع متلاطم و درهم خانه به آرامی گرایَد و دوباره جریان یابد. مشاجرات میان ریچ و همسرش که دختری نوجوان بهنام رایلی دارند، حاکی از بغرنج بودن رابطه است. حال با ورود مجرمان به خانه شاهد ایجاد درگیری و قتل مادربزرگ خانواده میشویم. پدربزرگ- بروس ویلیس- کلانتری بازنشسته است.
درگیری میان نیروی خیر و شر؛ داستان تکراری نزاع میان کلانتری کارکشته و مجرمان تازهکار. ماجرای چگونگی درمان و جراحی به نمایش درآمده و باید از خود پرسید آیا نحوهی بهنمایشدرآمدن آن نیز موفقیتآمیز خواهد بود یا خیر! نزاعهایی که تهی از خلق تصاویر اکشنِ قابل توجهی بودند پیدرپی شکل میگیرد و منصفانه فقط در نمای تعقیب و گریز ماشینها تا حدودی کار خود را درست انجام داد. نورپردازیهای نابهجا و عدم القای حس به بیننده در سکانسها و نماهای گرفته شده در فیلم از دیگر نقاط ضعف اثر است. موسیقی نابهجای «نیما فخرآور» هم از درجهی تهییج اثر کاست و نتوانست به ایجاد تحرک و هیجان مبدل شود و فاقد القای حس بود.
موضوعی که به رابطهی برادری از سویی و حفظ صیانت و محافظت خانواده پرداخت؛ در رابطهی نخست به حد تمام و کمالی ضعیف و احمقانه اشاره شد؛ وجود برادری به این اندازه احمق که دردسرهایاش تمامی ندارد. اما شاید انسجام و حفظ خانواده در رابطهی میان پدر و پسر که بهتازگی از بحران جَستهاند را بتوان کمی باور داشت؛ که حال در میانهی ماجرا دست به دست هم داده تا اوضاع را بهبود و کنترل کنند. در پایان باید اذعان کرد که فیلم حتی برای سرگرم کردن هم فاقد ارزش برای تماشا است. این فیلم در دریایی از نکات منفی غرق شده است و چونان موجی ضعیف که به راحتی در دریا حل شده، محو میشود و قاصر از تأثیر و قدرت است.