پوستر فیلم خروش

جنون را تجربه کن

خروش
Surge
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«جوزف» مأمور امنیت فرودگاه است. او هر روز باید افراد زیادی را بازرسی کند که گاهی این بازرسی‌ها به دلیل وجود وسایل مشکوک به داخل اتاق‌های امنیتی کشیده شده و بازرسی‌های بدنی شدیدتری را موجب می‌شود. اتفاقی که ترس و اضطراب زیادی را برای هر دو سوی ماجرا ایجاد می‌کند. این اضطراب اما همیشه در درون جوزف دیده می‌شود. اضطراب و تنشی که مشخص است مدت‌هاست در درون او رشد کرده است.
فیلم «خروش» روایتی از خشم و جنون مردی جوان است که روزمرگی، تکرار، اجبار و حتی قانون او را چنان دربرگرفته که دیگر یارای تحمل ندارد و نیاز به یک تلنگر کوچک دارد تا خروشان شود. جوزف برای تولد به خانه می‌رود و رفتارهای پدرش حتی مادرش برای تحریک او کافی است. جوزف می‌تواند نماد بسیاری از ما باشد. ما که در این همه صدا و این همه اتفاقات پیرامون‌مان گرفتار شده‌ایم. اتفاقاتی که جز تنش، ترس و اضطراب حرف دیگری نمی‌زنند. خبرهای ترسناک از خشونت هر روزه‌ی افراد و دیکتاتوری‌های حکومت‌ها، حتی اتفاقات مرگبار بسیار شنیده می‌شود. گاه تکنولوژی هم به جای بهتر کردن اوضاع آن را بدتر می‌کند. خراب شدن دستگاه کارت‌خوان گاهی کافی‌ست تا خشم فرد پشت آن را آشکار کند. خرج و مخارج زندگی آن هم در میان شهرهای بزرگ هر روز آنقدر سرسام‌آور بالا می‌رود که می‌تواند با سرعتی بیش‌از‌پیش ما را به سقوط نزدیک‌تر کند. به نظر می‌رسد همه‌چیز روبه‌ جنون است. در این میان تنهایی و نداشتن همراه راه جنون را هموارتر کرده است.
فیلم «خروش» در ابتدا به سادگی جوزف را در فرودگاه نشان می‌دهد. تصاویری که در بیشتر موارد کلوزآپ‌ها و گاه مدیوم‌شات‌هایی از جوزف یا افراد پیرامونی او هستند و می‌توانند به خوبی آشفتگی موجود در محیط را به تصویر بکشند. ما نمی‌دانیم چرا اما همه‌چیز آشفته و پرتنش دیده می‌شود. در ادامه حرکت دوربین که به دنبال جوزف تند و تند راه می‌رود، حتی می‌دود باعث می‌شود قرار گرفتن به جای جوزف همانقدر که آسان شود، سخت نیز گردد. هم‌ذات‌پنداری با او برای بسیاری از ما با توجه به شرایط پش‌روی‌مان کار سختی نیست، اما دوربین آنقدر تکان می‌خورد که به‌راحتی منجر به سرگیجه‌ی مخاطب به‌ویژه مخاطب حساس می‌شود. در این میان اما آنچه می‌تواند اثر تمام اتفاقات را بیش‌ازپیش کند بازی بازیگر نقش جوزف یعنی «بن ویشاو» است. هر کس فیلم «عطر: داستان یک آدمکش» را دیده باشد، او را خواهد شناخت. آدمکشِ خونسرد و آرام آن فیلم حالا در این فیلم تبدیل به جوانی پر از اضطراب و جنون شده است که ما را به درون داستان خود می‌کشد. هرچند هرگز داستان اشاره‌ای دقیق به چرایی کارهای جوزف نمی‌کند، اما بن چنان در این نقش فرو رفته و آن را نمایش می‌دهد که سخت است باور نکردن این شخصیت و فروپاشی درونی او. توجه کارگردان به صداها، به‌ویژه صداهای پیرامونی و قرار دادن موسیقی در راستای حرکات جوزف یکی دیگر از مزایای این فیلم است.
کارگردان این فیلم، « آنیل کاریا»، بعد از تجربه‌ی ساخت فیلم‌های کوتاهِ بسیار حالا براساس یکی از همان فیلم‌های کوتاه‌اش، «ضربان» محصول ۲۰۱۳، داستانی را روایت می‌کند که هر کسی می‌تواند ورای دلایل فرد دیگر با شخصیت اصلی او همراه شود و جنون را تجربه کند.