باز هم داستانی از سوپرمن و دنیای افسانهای او. اما این بار با نگاهی متفاوت. این بار سوپرمن نه در آمریکا که در اتحاد جماهیر شوروی فرودآمده و با استالین همنشین است. «سوپرمن» که ذات درست و سالمی دارد در ابتدا استالین را رهبری محق برای رسیدن به آرمانِ جهان برتر میداند اما هنگامی که یک خبرنگار آمریکایی او را از دستهای پشتپردهی استالین آگاه میکند، سوپرمن با کشتن استالین، قدرت را بهدستگرفته تا مصادیق خود را به کرسی بنشاند. او که در ابتدا با آرمانهایی بزرگ پابهعرصهی سیاست گذاشته، رفتهرفته گرفتار دام آن شده و میخواهد دنیا را با زور و قدرت خود هم شده به صلح نزدیک کند.
شخصیت«لکسلوثر» هم که همیشه در تمام داستانهای سوپرمن، شخصیتی بدذات و بدخواه است اینبار، اینجا به مثابه کسی نشاندادهمیشود که جز خوبی آمریکا و دنیا، چیز دیگری نمیخواهد و در تلاش است تا با مبارزه علیه سوپرمنِ جماهیرشوروی قدرتی را که دارد، از او بگیرد و مانعِ از بین رفتن دنیا شود.
چیزی که بیش از همه در داستان این انیمیشن به چشم میخورد شخصیتهای خاکستری آن است حتی سوپرمن و لوثر. آنها هم، هر دو برای صلح میجنگند، بدون توجه به اثری که بر دنیا میگذارند و هر دو اشتباه هم میکنند. اما درنهایت باز هم این آمریکاست که خود را بهتر نشانمیدهد.
انیمیشنی سیاسی که به زیرکی برای نشاندادن قدرت آمریکا پیام خود را در لابهلای صحنههای زیبای این انیمیشن جامیدهد و در نهایت هم او را پیروز میکند. سیاستی که در این انیمیشن از آن به بدی سخن گفته میشود را میتوان در خودِ انیمیشن هم دید و حتی میتوان خالقان اثر را محکوم به همین سیاست کرد که میخواهند باز هم حرف خود و حرف آمریکا را به کرسی بنشانند و بگویند بهتر از آمریکا وجود ندارد. و البته که شاید از دیدی دیگر این رفتار هم، بد نباشد چرا که آنها برای رسیدن به صلح تلاش میکنند و این ما و دیگر کشورهای دنیا هستیم که باید با نشاندادن آثار خود، خود و نیت صلح خود را به دیگران نشان دهیم.
انیمیشنی با تصاویری جذاب و کارشده و درعین حال ساده، تصاویر دیسی و تم تاریک آن، داستانی که اینبار در خلال تاریخ گذشته روی میدهد و از استالین و دیوار برلین سخن میگوید. واندروومنی که زنی همجنسگراست و با سوپرمن همراه میشود. همه و همه داستان این انیمیشن را جذاب کرده و مختص بزرگسالان. انیمیشنی که دوستداران این ژانر را حتما راضی نگهخواهدداشت.