پوستر فیلم سوپرمن

زشت، زشت، زشت

سوپرمن
Superman
محصول ۲۰۲۵ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

گاهی در حین تماشای مزخرفاتی از این دست با خود می‌گوییم که احتمالاً در حال تماشای هجوی در باب دنیای ابرقهرمانی یا هر ژانر دیگری هستیم. اما زمانی که فرآیند چندساله‌ی ساخت و اکران این آثار را از نظر می‌گذرانیم، شاهد حضور صدها نفر برای ارائه‌ی چنین خزعبلی هستیم. گویا «جیمز گان» هم پس از شانه‌خالی‌کردن‌های متعدد در نهایت مسیر ابتذال روایی دی‌سی را تجربه کرد؛ مسیری که همچون همان سیاه‌چاله‌ی جهان کوچک خودش در این فیلم او را به‌یک‌باره بلعید.

گویا دیگر عادت شده که بلاک‌باسترهای ابرقهرمانی هرقدر به‌به و چه‌چه تیک‌تاکی و اینستاگرامی هدایت‌شده و لایه‌برداری و معنای فرامتنی دور خود داشته باشند، مخاطب باید انتظار اثری پاشیده‌ازهم و درمانده را داشته باشد. سوپرمن سال ۲۰۲۵ ادامه‌ی فیلم «مرد پولادین» زک اسنایدر محسوب می‌شود. در اینکه هالیوود نگاهی خط قرمزی و نوستالژیک به کاراکترهای بتمن، سوپرمن و کاپیتان امریکا دارد شکی نیست. این را می‌توان در تلاش همه‌ی رسانه‌های آمریکایی در هر سطحی مشاهده کرد که چگونه دست به تفاسیری فرامتنی در باب این واپاشیده‌های تصویری می‌زنند. اما کیست که نداند این حناها دیگر بی‌رنگ شده‌اند. هالیوود شاید تا همین یک دهه‌ی پیش این پاره‌پاره‌های تصویری را همچون پرچمدران آثار استودیویی خود به جهان غالب می‌کرد، اما مخاطب کنونی سینما بدون شک با ذائقه‌ای والاتر نسبت به آنچه در یک دهه‌ی پیش بود فقط‌و‌فقط داستان طلب می‌کند.

سوپرمن آقای جیمز گان در همان خط‌های ابتدایی و بازی با عدد ۳ تمام می‌شود. گویی این سکوت و شروع داستانی کوتاه که از سه قرن پیش آغاز می‌شود و سه دقیقه‌ی قبل به پایان می‌رسد شیرین‌ترین لحظه‌ی این روایت است. پس از این با دنیایی خلوت مواجه هستیم که گویی آقای جیمز گان اتفاقات آن را در حیات خلوت و نه در سوله‌های مرکزی کمپانی برادران وارنر فیلمبرداری کرده است. این فیلم حتی به‌اندازه‌ی یک فریم هم مخاطب را درگیر موقعیت‌های کمدی‌ای که تبحر آقای جیمز گان در فیلم‌های «نگهبانان کهکشان» و «جوخه‌ی انتحار» بود نمی‌کند. جیمز گان از آن دست فیلمسازانی‌ست که در مرور یکی از آثارش چنین مقدمه‌ای نوشتم: «اگر بخواهید بدانید «جیمز گان» چه جایگاهی در سینمای معاصر دارد، خیلی ساده می‌توان این‌گونه پاسخ داد که او ترکیبی از نولان و گاسپار نوئه است. جیمز گان همان‌قدر که هنر سینما را می‌شناسد، به‌ همان میزان شامه‌ی خوبی برای ساخت بلاک‌باسترهای سینمایی دارد. جیمز گان به‌یک‌باره سریالی اینترنتی را در باب هرزه‌نگاری جنسی می‌سازد، آثار دلهره روی پرده می‌برد و سپس تمام تمرکز خود را روی کمیک‌بوک‌ها می‌گذارد و کاراکترهایی را خلق می‌کند که در نظر نوجوانان دیروز و امروز ایالات متحده تنه‌به‌تنه‌ی کاراکترهای جنگ ستارگان می‌زنند و چه بسا بسیار باورپذیرتر از آن‌ها باشند. جیمز گان در طول فعالیت هنری خود ثابت کرده که هم کمدی را می‌شناسد، هم دلهره و هم می‌داند چگونه از درون برهوت مارول و دی‌سی توجه همه‌ی مخاطبان سینما را به خود جلب کند.» حال همین کارگردان در دام روایتی افتاده است که راه نجاتی ندارد.

در باب بی‌روایتی اثر گفتیم اما آقای جیمز گان حتی در انتخاب بازیگر (که مشخص است اکثر این ترکیب را کمپانی تعیین کرده است) و ترکیبی که مقابل دوربین برده نیز کمیتش لنگ است. به بازی «دیوید کورنسوت» در نقش کلارک یا همان سوپرمن دقت کنید. او در طول فیلم دائم در حال تلاش برای احساسات مختلف است؛‌ از عصبانیت و فریاد و نعره‌های ممتد تا نگاه عاشقانه و حس شوخ‌طبعی و در نهایت ناامیدی و سوگ و گریه. باید گفت این بازیگر در این فیلم یکی از معدود بازیگرانی است که در ارائه‌ی تمام این احساسات فاجعه‌بار عمل کرده است. به‌نوعی با گروهی از بازیگران مواجه هستیم که در دنیای خلوت آقای جیمز گان هم قادر به برقراری ارتباط با کاراکترهایی نیستند که در خطر کشته‌شدن و تمام‌شدن جهان قرار می‌گیرند.

حال با روایتی که شکل نمی‌گیرد، جهانی که خلق نمی‌شود و در نهایت بازیگرانی که هیچ درکی از دنیای کاراکترها ندارند چرا باید دست به دامان فرامتن‌هایی شویم که سی‌ان‌ان و نیویورک‌تایمز را ارضاء می‌کنند؟ با تمام وجود امیدواریم آقای جیمز گان به‌سلامت از این منجلاب رها شود و همان فیلمساز منعطفی را شاهد باشیم که با تسلط ژانری‌اش در سینما به‌راحتی هر مخاطبی را سرگرم می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟