برای برخی فیلمسازان هیچ اثری پایان راه نیست. آنها ممکن است اثری کوتاه را بسازند و بعد از چند سال دوباره به همان داستان بازگردند و مخاطب را در برابر یک اثر داستانی بلند قرار دهند. خانم «ارین واسیلوپولوس» در سال ۲۰۱۵ اثری کوتاه را ساخت و حال همان اثر را تبدیل به یک فیلم بلند کرده است. مخاطب پس از تماشای هر دو فیلم به این پی میبرد که اثر کوتاه در اصل پیرنگی برای فیلم بلند بوده است.
همانطور که در عنوان این مرور آمده، خانم واسیلوپولوس سعی دارد هم از «اتوبوسی بهنام هوس» اثر تنسی ویلیامز بهره ببرد و هم از رازآلودگی موجود در «جادهی مالهالند» اثر دیوید لینچ. اما او در همین حین روایت خود را مقابل مخاطب قرار میدهد. فیلم دربارهی دو خواهر است. «ماریان» با عجله وارد شهر زادگاهاش میشود و به خانهی خواهر دوقلوی خود، «ویوین»، پناه میبرد. در یکچهارم ابتدایی فیلم مخاطب حس میکند که در حال تماشای یک بازسازی از اثر تنسی ویلیامز است؛ همانکاری که وودی آلن چند سال پیش انجام داد. اما کارگردان این اثر روایت مستقل خود را دارد و مارین و ویوین را درگیر نوعی تبادل زندگی روزمره میکند. ویوین پذیرفته که زنی خانهدار است و همراه همسر خود در همان شهر کوچک مشغول روزمرگی است. اما مارین در نقطهی مقابل او قرار دارد. او عضو یک گروه موسیقی راک است و زندگی لحظهبهلحظه برایاش غافلگیریهای جدیدی دارد. کارگردان این دو شخصیت را در طول پردهی دوم فیلم به درون زندگی آن دیگری میبرد. در پردهی دوم است که خانم واسیلوپولوس وارد دنیایی لینچی میشود. استفاده از پالت رنگی پر از کانتراست و در عین حال برتری رنگ قرمز در این پالت باعث میشود مخاطب دچار نوعی سرسام ذهنی در ضربآهنگی ملایم شود.
روایت خانم واسیلوپولوس در اولین اثر بلند خود تلفیق دو دنیا نیست، بلکه تجربهای از زن بودن، احساس ضعف و در نهایت نوعی خودشناسی است. هر دو زن در این فیلم تبدیل به یک کل واحد میشوند تا خودکامگی حاصل از مردسالاری را به زیر بکشند. کارگردان این خودکامگی را در لابهلای آشفتگیهای ذهنی مارین بهتصویر میکشد. او بهخوبی از روایت خود و کاراکترهایاش آگاهی دارد و بههمین سبب پردهی سوم تبدیل به جنگ برای ابراز وجود و نفس کشیدنی با طعم آزادی میشود. مارین و ویوین برای رسیدن به این نقطه دچار آزمونوخطایی میشوند که کارگردان در پردهی دوم برای آنها طراحی کرده است. شخصیتپردازی هر دو خواهر آنقدر خوب است که مخاطب لذت ویوین از برخورد دوباره با همان رهاشدگی در خیابانها را با تمام وجود درک میکند. در این راه فاصلهی دوربین با کاراکتر و حرکت تراولینگ باعث پویایی بیشتر قاب شده است. از سویی دیگر میزانسن دقیق کارگردان، بهخصوص در خانهی ویوین، باعث میشود سرما و گرمای روابط انسانی در آن خانه با حضور مارین و ویوین در برابر همسر ویوین بهخوبی احساس شود. این فیلم روایتی از تلاش دو زن برای رسیدن به حداقلهایی است که بهعنوان یک انسان در جامعه میخواهند. آن حداقلها را شاید بتوان همان آزادی فردی گمشده زیر ماسک مردسالاری سنتی، جنسی و حبس شدن در پوشش یک زن خانهدار نامید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.