کاش کارگردان در زمان صرفهجویی نمیکرد
یک نوزاد دختر با نام «ژو» در کنار مادر و پدری نابینا زندگی میکند. یک روز ژو بر اثر کشیدن سیم پلوپز برقی دچار سانحه شده و دست چپاش میسوزد. از آن پس مادر و پدر برای یافتن دخترشان در خانه دستبند و پابندی کوچک را به دستها و پاهای او میبندند تا او را راحتتر بیابند. سالها بعد زمانی که ژو نوجوان است این دستبند هنوز بر دست او دیده میشود.
سال ۲۰۲۰ فیلمی با نام «بوری» را مرور کردیم که در آن دختربچهای کوچک و سالم با پدر و مادری ناشنوا زندگی میکرد. روایت این فیلم بر این دختربچه، خواستهها و دیدگاهاش به زندگی تمرکز داشت و سعی کرده بود بوری را در یک برههی زمانی خاص نشان دهد. بوری در این فیلم میخواست مانند مادر و پدرش ناشنوا شود و برای این کار دست به کار هم شد. اما فیلم «تلألو زندگی» بعد از نشان دادن چند سکانس در پانزده دقیقهی ابتدایی از کودکی ژو روایت را به دوران نوجوانی او میبرد و مخاطب را با سؤالات زیادی در باب بزرگ شدن او مواجه میکند. شاید بهتر بود این فیلم هم تمرکز داستان خود را بر یک برههی زمانی از زندگی ژو و مادر و پدرش قرار میداد تا میتوانست مخاطب را بهتر به درون خود بکشاند. فیلم «کودا»، محصول ۲۰۲۱، هم روایت یک نوجوان سالم در خانوادهای ناشنوا را تصویر میکرد که علاقهاش به موسیقی دنیای او و خانواده را تغییر میداد. در فیلم «تلألو زندگی» نیز ژو یک هنرمند است و علاقهی زیاد او به نقاشی قرار است راهگشای او در مسیر زندگی باشد. این فیلم اما نتوانسته از این هنر ژو بهرهی چندانی ببرد و تنها علاقهی او ژو به نقاشی را بهانهای برای ماندن یا نماندناش در کنار خانواده قرار داده است.
فیلم «تلألو زندگی» روایتی واقعی از زندگی خود کارگردان است. کارگردانی که فیلماش را به پدر و مادرش تقدیم کرده و تلاش کرده آنچه در زندگی خود گذرانده را برای مخاطب ترسیم کند. «جود چو» بخشهای نوجوانی داستان ژو را که درواقع داستان خودش است، به خوبی نشان داده است. ناراحتی ژو از مادرش و از بودن در این خانواده با صبر و پرداخت خوب مخاطب را متوجه داستان میکند. چو زمان زیادی را برای نشان دادن احساسات ژو گذاشته و باعث شده مخاطب با این شخصیت همذاتپنداری کند. زندگی در خانوادهای نابینا شاید حتی سختتر از زندگی در خانوادهای ناشنوا باشد. چو مادر را هم کمی نشان میدهد. او و احساس نیازش به دختر کاملاً مشهود است. همین نشان دادن احساسات ژو و مادر درک رابطهی آنها را آسان میکند. پدر اما شاید در این میان کمی دور افتاده و کارگردان نتوانسته به خوبی به شرح او دست زند. تنها سکانسی که موفق میشود رابطهای کمی عمیق را میان پدر و ژو نشان دهد همان مکالمهی شبانهی این دو با هم است. چو روند تغییر ژو را بهسرعت پیش میگیرد و این تغییر آنقدر زیاد است که مخاطب نمیتواند آن را به درستی درک کند. در نهایت باید گفت شاید اگر چو زمان بیشتری به روایت خود میداد و به شرح کاملتری از شخصیتهای خود میپرداخت میتوانست اثری بیادماندنی را ایجاد کند بهخصوص که این روایت از یک داستان واقعی نشأت گرفته و میتواند راهگشای بسیاری از انسانها شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.