«یوناس»، پسری یازده ساله، مدتیست پدرش را از دست داده و حال با مادر و برادر کوچکتر زندگی میکند. مرگ پدر و دوری از او برای یوناس سخت است به همین دلیل سعی میکند هر طور که شده خود را به پدربزرگ برساند و به یاد روزهایی که با پدر به رودخانه و دریا میرفت، حال با پدربزرگاش به قایقسواری برود. او به مادر دروغ گفته و ماجراجویی خود را در تابستانی گرم آغاز میکند. دیدار پدربزرگ اما آنطور که او پیشبینی میکرد، رخ نمیدهد.
چندی پیش بود که فیلم «تعطیلات کوتاه» را مرور کردیم. این فیلم دربارهی اولین تجربهی سفر چهار دختر نوجوان کمسنوسال بود که تلاش میکردند با دوربین عکاسیای قدیمی عکسی از آخر دنیا برای کلاس عکاسی خود بگیرند. این فیلم که از سینمای کاملاً شکلیافتهی کرهی جنوبی بیرون آمده بود، وفادار به این سینما با دنبال کردن شخصیتهای خود و قرار دادن آنها در موقعیتهایی واقعی و قابل باور که میتواند برای هر فرد عادیای رخ دهد و بدون هیچ اغراقی ما را به درون داستان خود میکشید. ما همراه با این نوجوانان تجربهی شیرین زندگی در یک روز گرم تابستانی را میگذراندیم و از آن لذت میبردیم.
فیلم «یاغیان تابستان» اما از سینمای کشوری که نوظهور نامیده میشود بیرون آمده است. سینمای کشور اسلواکی اگرچه از زمان استقلال، دههی ۱۹۹۰، به بعد رشدی چشمگیر داشته است، اما هنوز تا رسیدن به اوج و جایی که نامی برای خود دستوپا کند، فاصله دارد. این فیلم برآمده از همین سینماست و نمیشود از آن توقعی بیش را داشت. این سینما هنوز در ابتدای راه خود است و شاید به همین دلیل هم است که این فیلم ما را به یاد فیلمهای قدیمیتر دوران کودکیمان و آن ماجراجوییهایی که سالها پیش در فیلمهای نوجوانانهی هالیوودی دیدهایم، میاندازد. با همان شیطنتهای بچهگانه، کارهای احمقانه و رفتارهایی که قرار است از ذات پاک این کودکان تازه به نوجوانی رسیده برآمده باشد. این فیلم بیش از آنکه روایتی واقعی را نشان دهد، یک ماجراجویی کودکانه است که قرار است در نهایت موجب آموزش بینندهاش شود.
یوناس و «الکس» در این فیلم شیطنتها و خرابکاریهای زیادی را به خاطر بچه بودناشان انجام میدهند و در پایان نیز به مانند تمام داستانهای در این سطح با فهمیدن اینکه کارهایشان اشتباه بوده است، همهچیز به خوبی تمام میشود. هم بچهها بخشیده میشوند و هم بزرگترها همگی به عشقها و شادیهای خود میرسند. این فیلم با ضربآهنگی تند و موسیقیِ هیجانآوری که دارد، شاید بتواند مخاطب کودک و نوجوان امروزی را برای ساعتی در مقابل خود بنشاند، اما داستان تکراری و فاقد خلاقیت آن نمیتواند آنها را چندان راضی از خود کند.
سفر یوناس برای رفتن نزد پدربزرگ تنها در یک سکانس کوتاه تمام میشود. درصورتی که این فیلم میتوانست همین سفر را با خلاقیتها و ماجراجوییهایی هیجانانگیز پر و بال دهد و باعث شود بیننده از همان ابتدا با یوناس همراه گردد. در ادامه نیز فیلم اگر به جای پرداختن به رابطهی پدربزرگ و اطرافیاناش و یافتن عشق برای او به رابطهی یوناس و پدربزرگاش پرداخته بود، ارتباط بیننده با یوناس به عنوان مهمترین شخص داستان بیشتر هم میشد. درواقع قرار دادن همین پیرنگ فرعی که به درستی هم پرداخت نشده است، میتواند باعث ملال در بینندهی نوجوان شود. این فیلم برای ردهی سنی نوجوان ساخته شده است و کارگردان باید به این امر توجه بیشتری میکرد تا میتوانست مخاطب خاص خود را برای دیدن فیلماش مشتاق نگه دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.