پوستر فیلم شوگر ددی

تصاویری پست‌مدرن در روایتی از درد

شوگر ددی
Sugar Daddy
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«دارن» دختری بیست‌وپنج ساله است که در آرزوی موزیسین شدن به شهر آمده است. او که صدای زیبایی دارد عادت داشته با خواهرش همواره به آواز خواندن بپردازد از این رو از همان بچگی او را دختری با استعداد و با آینده‌ای روشن معرفی می‌کردند. اما او حالا یک سال است به شهر آمده و مدام کارهای خرده‌ای را انجام می‌دهد تا بتواند گذران زندگی کند. او ناامید و خسته است. تا اینکه در یکی از مهمانی‌هایی که به عنوان خدمتکار مشغول به‌کار است با زن جوان زیبایی آشنا می‌شود که او را با وبسایتی آشنا می‌کند. در این وبسایت مردان ثروتمند برای تنها یک قرار شام ساده با یک دختر جوان حاضرند مبلغ زیادی را بپردازند.
فیلم «شوگر ددی» از همان شات‌های سکانس‌های ابتدایی می‌تواند توجه بیننده را به خود جلب کند. تصاویری از دخترانی با زیبایی طبیعی که در کنار دریا آواز می‌خوانند و می‌رقصند یا شاتی که تعدادی از افراد از دور در کنار درختی ایستاده‌اند و در حال سوگواری‌اند. در ادامه این شات‌ها با روایت داستان نیز همراه می‌شوند و هر چه دوربین کلوزآپ‌های خود را بیشتر می‌کند، ما را بیشتر به درون روحیات دارن وارد می‌کند و تنهایی او و جداشدن‌اش از دنیای پیرامون‌اش را نشانمان می‌دهد. او که با اولین قرار به راحتی می‌تواند مبلغ غیرقابل‌باوری را به دست آورد به سرعت به سمت خریدن آلات موسیقی‌ای که دوست دارد، روان می‌شود. او شب‌ها تا صبح به موسیقی و به کارهایی که دوست دارد می‌پردازد و روزها تا هنگام غروب و کمی بعد از آن با مردانی قرار می‌گذارد و با آنها شام می‌خورد یا حتی به گالری‌های هنری سری می‌زند. همه‌چیز به‌نظر راحت می‌آید. از این رو او احساس می‌کند که این کار ارزش‌اش را دارد اما همه‌چیز به این آسانی‌ها نیست و هر چه او بیشتر به این کار روی می‌آورد، بیشتر احساس می‌کند چیزی از درون‌اش در حال کاسته شدن است. به خصوص که با هم‌اتاقی خود؛ «پیتر» که عاشق‌اش شده، به مشکل خورده است. درنتیجه پیتر هم کار او را برای دیگر دوستان‌اش آشکار می‌کند و دارن مورد قضاوت دوستان‌اش قرار می‌گیرد. فشارهایی که از همه طرف به او وارد می‌شود و سوءاستفاده‌هایی که در این مسیر از او می‌شود همگی باعث می‌شوند دارن از درون رفته رفته دچار شکست شود. فیلم در به تصویر کشیدن این شکست نیز به خوبی عمل کرده و آشفتگی‌های رفتاری دارن و دست‌وپازدن‌های‌اش برای پیداکردن یک نفر، تنها یک نفر که او را فقط برای خودش و افکارش بخواهد، را نشانمان می‌دهد.
فیلم روایتی پست مدرن دارد و ما را مدام با تصاویری به عمق ذهن و روحیات دارن می‌برد. دارن مدام تلاش می‌کند کاری متفاوت انجام دهد. او خود را گم کرده است اما تلاش می‌کند دوباره خود را باز یابد. او با موسیقی و با خیال‌اش مدام در افکار خود غوطه خورده و ما آنچه را که او تصور می‌کند و آنچه را که بازسازی می‌کند را می‌بینیم. روایتی هنری از دردی که دارن در حال کشیدن است و رنجی که شاید قبل از شکستن پوسته‌ی خود بر خود روا می‌دارد، تا بتواند رشد کند. فیلم از لحاظ بصری و حتی موسیقی‌هایی که در درون خود استفاده کرده است، بهترین عملکرد را داشته و ما به‌خوبی می‌توانیم با دارن همراه شده و آشفتگی روحی او را درک کنیم.