پوستر فیلم شیرین‌عسل

کارگردان هندی-کانادایی گرفتار میان سینمای مستقل و تجاری

شیرین‌عسل
Sugar
محصول ۲۰۲۲ – کانادا، مکزیک
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«ویک سارین» کشمیری سال‌هاست موی خود را پشت دوربین آثار مختلف سینمایی و تلویزیونی سفید کرده است. انبوه آثار او به‌عنوان مدیر فیلمبرداری و کارگردان باعث شده خواه‌ناخواه مورد احترام اهالی سینما قرار گیرد. او در جدیدترین اثر خود سعی دارد به درون دنیای حسرت‌های دختری جوان برود. «ملانی» دختری تنها با پدری تعمیرکار است که دائم در کلاب‌های مختلف سرگردان است تا از نزدیک زندگی اینفلوئنسرهای اینستاگرامی را از نزدیک ببیند و حسرت بخورد. بر حسب اتفاق او در یک شب با یکی از همین دختران مشهور در فضای مجازی وارد مکالمه می‌شود. «کلوئی» مانند خیل عظیم اینفلوئنسرهای دنیای مجازی تنها کاربردی که دارد مجلس‌گرم‌کن گروه‌ مردان ثروتمند و مافیایی است. بیشتر مخاطبان می‌دانند که زندگی رقت‌بار این پر سر و صداهای مجازی چگونه است. حال ویک سارین قصد دارد در قالب درامی هیجان‌انگیز به درون زندگی یکی از آن‌ها برود.
سارین دوست دارد وارد چنین دنیایی شود. اما ساختار درام او به‌گونه‌ای است که راه را بر ورود به زندگی خصوصی این افراد می‌بندد. قاب‌های او آن‌قدر شلوغ هستند که مخاطب لاجرم از فضای خصوصی و حسرت‌ها جدا می‌شود و به درون تعقیب‌و‌گریزهایی پوچ بین کارتل‌های مواد مخدر می‌افتد. شاید خط روایی کارگردان مشکل داشته باشد و شاید اصلاً خود کارگردان چنین روایتی را می‌پسندد. اما زمانی که به کارنامه‌ی سارین می‌نگریم، او را کارگردانی خوش‌ذوق و اتفاقاً مشتاق به بستن قاب‌هایی خلوت و بی سر و صدا می‌‌یابیم. اما این کارگردان در اثر جدید خود چیزی شبیه گرفتاری دو دختر معصوم در دام کارتل مواد مخدر را به تصویر می‌کشد. او دوست دارد تأثیرپذیری ملانی از «کلوئی» و غرق شدن‌اش در دام معروفیت را تبدیل به درون‌مایه‌ی اثر کند. اما مشکل اینجاست که حاشیه‌های روایت خیلی پررنگ‌تر از این تأثیرپذیری ملانی هستند. در نتیجه آن چیزی که در پرده‌ی دوم شاهد هستیم جز شلنگ‌تخته‌انداختن کاراکترها در دنیایی آشفته نیست.
ویک سارین واقعاً می‌خواهد ملانی را در یک خط داستانی پر فراز و نشیب به آغوش پدر و همان زندگی معمولی برگرداند. اما دکوپاژ فیلم چیز دیگری را مقابل مخاطب قرار می‌دهد. سارین برای نشان دادن دنیای پر زرق و برق دروغین اطراف این اینفلوئنسرها سعی دارد بازی غلوشده‌ای با رنگ کند و حتی پا به سواحل پاناما و مکزیک نیز می‌گذارد. حقیقت این است که تلاش‌های این کارگردان خسته چیزی جز آب‌ بستن به روایتی بی‌مایه نیست. آنچه در فیلم سارین گاه چشم را متوجه خود می‌کند همان تک‌شات‌هایی است که او می‌بندد و این را باید به‌حساب تجربه‌ی بالای او در فیلمبرداری گذاشت.
آثار درام در باب اثر مخرب حسرت میان دختران و پسران جوان برای رسیدن به شهرت از طریق فضای مجازی بسیار باید با ظرافت باشند. فیلم جدید آقای سارین این ظرافت درونی را ندارد و قادر نیست مخاطب جوان نشئه‌‌شده در فضای مجازی و صفحات رنگارنگ اینفلوئنسرها را پای اثر خود بنشاند. باید گفت که سینما همچنان در ارائه‌ی تصویری درست از زندگی دروغین اینفلوئنسرها عقیم است و نمی‌توان به چند اثر خوب میان انبوه آثار دلخوش کرد. به‌نظر جای روایت‌هایی که بتوانند زندگی غلوشده‌ی این بی‌هنرهای مجازی را تصویر کنند در سینما بسیار خالی‌ست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟