پوستر فیلم استریم‌لاین (آب‌لغزی)

قاب‌هایی که حیف شدند

استریم‌لاین (آب‌لغزی)
Streamline
محصول ۲۰۲۱ - استرالیا
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«بنجامین لن» نوجوان بااستعدادی است که امید می‌رود حتی در المپیک آینده مدال طلای شنا را هم از آن خود کند. او اما در ابتدا باید وارد تیم ملی شود. تلاش مادر و مربی شنای بنجامین برای معرفی او به مربیان تیم ملی استرالیا بیش از چیزی است که شاید خود بنجامین بتواند آن را درک کند. او نوجوانی بیش نیست که با بحران‌های فراوانی روبه‌رو است. به‌خصوص با وجود خبر آزادی پدرش از زندان که تمام مدرسه و شهر را پر کرده است.

در مرور آثار سینمای استرالیا مشاهده کرده‌ایم که کارگردانان نوپا و جدید بسیاری در این سال‌ها در این سینما دیده می‌شوند که سعی دارند نامی برای خود دست‌وپا کنند. کارگردانان و فیلمسازانی که اتفاقاً با آگاهی کامل و پشتوانه‌ی سینمایی وارد این عرصه شده‌اند. بیشتر این افراد درس سینما خوانده و فیلم‌های کوتاه ساخته‌اند و می‌توانند آینده‌ای روشن در سینما داشته باشند. آقای «تایسون وید جان‌استون» کارگردان نوپای دیگری در سینمای استرالیا است که اتفاقاً او هم با سابقه‌‌ی ساخت چند فیلم کوتاه تصمیم به ساخت اولین فیلم بلند سینمایی خود کرده بود. او در سال ۲۰۲۱ با به تصویر درآوردن درامی ورزشی وارد سینمای بلند داستانی شد. روایتی که اگرچه قوام داستانی نداشت، اما با قاب‌های انتخابی آقای جان‌استون نشان داد این کارگردان با تلاشی بیشتر می‌تواند آینده‌ای روشن را برای خود متصور شود.

آقای جان‌استون داستان خود را با سکانسی زیبا آغاز می‌کند. او بنجامین را نشان می‌دهد که در دریا در حال شنا است و خط واصل دریا و آسمان آبی را با عضلات این شناگر از هم جدا می‌کند. همین قاب‌های ابتدایی کافی است تا نشان دهد این کارگردان تازه‌کار دوربین را خوب می‌شناسد و توانایی استفاده‌ی هر چه بهتر از آن را دارد. او با انتخاب رنگ آبی و استفاده‌های متمادی از آن در لباس کاراکترها، فضای خارج از استخر و البته انتخاب استخری که روباز است و همواره یا آسمان آبی با این استخر دیده می‌شود یا باران‌های شدید آن حس رنگ آبی را تداعی می‌کنند، توانسته نه‌تنها هارمونی زیبایی با مضمون روایت خود ایجاد کند، بلکه از غم و تنهایی و احساس‌های ضدونقیض کاراکترهای خود نیز حرف بزند. احساس دلتنگی، خستگی، ناامیدی و آشفتگی‌ای که در درون بنجامین و دیگر کاراکترهای روایت دیده می‌شود با این رنگ بهتر و بیشتر نیز تصویر شده است.

آقای جان‌استون بهترین انتخاب‌ها را در قاب‌ها و بازیگران خود داشته است. از بازیگر نقش بنجامین گرفته، تا مادر و مربی و پدر و برادران ناتنی‌اش، حتی دوست‌دختری که در روایت حیف شده و معلم مدرسه‌ای که هیچ چیز درباره‌اش در مسیر روایت گفته نمی‌شود، همگی توانسته‌اند نقش‌های خود را به‌خوبی بازی کنند و از کاستی‌های روایت این کارگردان نوپا بکاهند.

اما ایراد روایت آقای جان‌استون چیست که باعث می‌شود فیلم‌اش نتواند هرگز پا را فراتر از یک روایت متوسط بگذارد؟ او نمی‌تواند شخصیت‌های فرعی روایت خود را شرح درستی دهد. ما چیز زیادی از پدر و برادران بنجامین نمی‌دانیم. چرا خبر آزادی پدر بنجامین از زندان در روزنامه است؟ مگر پدر او به چه جرمی در زندان بوده است؟ آیا او فردی شناخته‌شده است؟ برادران ناتنی بنجامین که هستند و روابط میان آنها در گذشته چگونه بوده و چرا از هم جدا شده‌اند؟ «پدی» به عنوان کسی که عاشق بنجامین است چرا نادیده گرفته شده و فقط برای باز کردن گره داستانی وارد مسیر بنجامین می‌شود؟ آقای جان‌استون باید بداند همانقدر که بر قاب‌ها و دوربین و حتی بازیگران خود تمرکز دارد باید به داستانی که می‌خواهد روایت کند نیز توجه داشته باشد و سعی کند با منسجم کردن آن استعدادش را در فیلم‌سازی حیف نکند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟