پوستر فیلم غریبه‌هایی که ما ملاقات می‌کنیم

درام متوسط چینی

غریبه‌هایی که ما ملاقات می‌کنیم
Strangers When We Meet
محصول ۲۰۲۴ – چین
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«ژانگ گولی» که او را بیشتر با بازی در آثار سینماگران نسل پنجم چینی می‌شناسیم، در یکی از جدیدترین ماجراجویی‌های خود در دنیای کارگردانی وارد زندگی مردی پنجاه ساله با نام «چین» می‌شود که به‌تازگی از زندان آزاد شده است.

شروع روایت با دنیای سوررئال‌گونه در غذاخوری زندان آغاز می‌شود که چین به اتفاق یکی از مأمورین زندان برای نظافت آنجا وارد می‌شود. پس از پایان کار او به وزش باد میان درختان بیرون از زندان خیره می‌شود و در نهایت از در خروجی آنجا برای همیشه خود را می‌رهاند. کارگردان سعی دارد از همان ابتدا با ضربآهنگی ملایم و در عین حال خلاصه‌گونه تثبیت این کاراکتر را پس از نزدیک به سه دهه تحمل زندان با محیط شهری تصویر کند. به‌همین سبب است که موقعیت‌های ابزورد و در عین حال کمیک برای او پیش می‌آید تا مخاطب منطق کارگردان را برای ادامه‌ی روایت بپذیرد؛‌به‌طور مثال پول‌هایی که رییس شورای روستای آن‌ها به‌دلیل خراب کردن خانه‌ی پدری و همچنین جاری شدن آب در قبرستان به او می‌دهد لازمه‌‌ی ورود این کاراکتر به دنیایی جدید است که گویی قرار نیست در آن محدودیتی داشته باشد. در نتیجه‌ی این ایجاز‌گویی است که چین به‌اتفاق مخاطب وارد دنیایی می‌شود که در آن قرار است حتماً ازدواج کند و حتماً بچه‌دار شود؛ چرا که به پدر و مادر مرحوم خود قول داده است.

روایت از تقابل چین و «چانگ جوآن» بی‌خانمان مقابل در زندان وارد مسیر اصلی خود، یعنی همراهی این دو مسیر پیش رو، می‌شود. اما با شروع این مسیر گویی آن ایجاز‌گویی ابتدایی که منجر به خلق نوعی کمدی-ابزورد در زندگی چین شده بود، به‌یک‌باره تبدیل به نقطه‌ضعف اصلی روایت می‌شود. آقای ژانگ بسیار سعی کرده که مخاطب را درگیر گذشته‌ی هر دو کاراکتر کند و در عین حال به‌عمد برخی از نقاط گذشته‌ی این دو را بپوشاند تا پرده‌ی سوم تبدیل به یک ملودرام عاشقانه شود. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و اثر در کل پرده‌ی دوم دم‌بریده باقی می‌ماند.

این فیلم بازیگرانی چون «وی فان» و «دونگیو ژو» را دارد که هر دو از بازیگران شناخته‌شده در سینمای مستقل و تجاری چین محسوب می‌شوند. مشکل روایت‌پذیری این فیلم است که علی‌رغم تلاش کارگردان برای ترکیب فانتزی عاشقانه‌ و ذهنی کاراکتر چین، نتوانسته مخاطب را درگیر رابطه‌ی دو کاراکتر اصلی کند. در نتیجه‌ی شکل نگرفتن این منطق روایی است که غریبه‌های این اثر فقط در نیمه‌ی اول روایت است که درگیر دنیای ساده‌ی خود می‌کنند. این روایت به‌راحتی می‌توانست از طریق گذشته و حال چین مخاطب را درگیر درامی تراژیک کند و در عین حال با ورود «چانگ جوآن» این دنیا را بیشتر و بیشتر دچار اختلاط کند؛ آن هم اختلاطی که تراژدی و در عین حال عاشقانه‌ای ساده را به‌همراه دارد. شاید بهترین مثال برای شکل گرفتن چنین دنیایی فیلم زیبای «بازگشت به خاک» است که توانسته بود مخاطب را درگیر انسان، عشق، زیستی ساده و بی‌توقع و در عین حال تراژدی شکسپیری کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟