پوستر فیلم استوکر

اگر هیچکاک در سال ۲۰۱۳ فیلم می‌ساخت

استوکر
Stoker
محصول ۲۰۱۳ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

اولین نکته‌ای که پس از تماشای فیلم «استوکر» به‌ذهن می‌رسد این است که گویی «هیچکاک» بار دیگر جان گرفته و در سال ۲۰۱۳ و بدون محدودیت‌های پروداکشن‌کد به بازسازی «سایه‌ی یک شک» پرداخته است. اما آقای پارک در همین روایتی که یک روی آن به اثر هیچکاک ادای دین می‌کند باز هم امضای خود را کاملاً پررنگ در اثر دارد. این فیلم اولین اثر انگلیسی‌زبان آقای «پارک چان ووک» محسوب می‌شود و به‌همین سبب است که مخاطب آثار این کارگردان به‌یک‌باره در دنیایی نو قرار می‌گیرد.

روایت از همان افتتاحیه همچون شعری از زبان «ایندیا» تصویر می‌شود. در عین حال آقای پارک با استفاده از مکث و حرکت باعث شکل‌گرفتن تیتراژی متناسب با واگویه‌های کاراکتر اصلی می‌شود. پس از این تیتراژ ابتدایی که برشی از آخرین پلان‌های فیلم است وارد زندگی ایندیا و مادرش، اِولین، می‌شویم. پدر اولین طی یک سانحه‌ی رانندگی فوت کرده و مخاطب از لحظه‌ای وارد زندگی این مادر و دختر می‌شود که آن‌ها در حال تدارک مراسم تشییع و تدفین ریچارد هستند. گره اصلی روایت در همین مراسم مقابل چشم مخاطب قرار می‌گیرد؛ دوربین کمی پایین‌تر از خط چشم و در نمایی محوگونه مردی جوان را بالای تپه تصویر می‌کند. چارلی یکی از نقاط اشتراک مشخص بین روایت آقای پارک و هیچکاک است. او عموی جوان ایندیا محسوب می‌شود که برای این مراسم به عمارت برادر بزرگ آمده است. همه چارلی را تکریم می‌کنند، اما در عین حال چشمان خود را از او می‌دزدند. این خیرگی‌ها و دزدیدن نگاه‌ها توجه ایندیا را به خود جلب می‌کند و همین باعث می‌شود تا او مرز مشخصی را بین خود و این مرد اغواگر ایجاد کند.

آقای پارک در ابتدای روایت با جزییات به شخصیت‌پردازی کاراکترها می‌پردازد و در عین حال برخی از ویژگی‌های اخلاقی آن‌ها را پنهان می‌کند تا مخاطب در ابهامی شیرین داستان را پی بگیرد. او حتی سعی نمی‌کند از کلیشه‌های رایجی که در برخی از نقاط روایت شاهد هستیم وارد نزدیکی بین چارلی و ایندیا شود؛ به‌طور مثال در مدرسه که ایندیا مورد قلدری پسران جوان قرار می‌گیرد، این خود دختر تازه‌جوان است که در برابر آن‌ها می‌ایستد و نه چارلی همچون یک شاهزاده‌ی شمشیربه‌دست و آماده. آقای پارک با احتیاط مخاطب را وارد دنیای عشق ممنوعه‌ای می‌کند که آقای هیچکاک برای کاراکتر شارلوت در نظر گرفته بود. او در نیمه‌ی دوم داستان عملاً این مسیر را تبدیل به بازی رنگ سیر قرمز و روشنای روز یا خاکستری آسمان در حال بارش می‌کند و از طریق نشانه‌هایی چون عنکبوت‌هایی که از ران‌های ایندیا بالا می‌روند یا کفش پاشنه‌بلندی که چارلی به پای ایندیا می‌کند و در نهایت خودارضایی جنون‌آمیز ایندیا در باب صدای شکستن گردن کاراکتر ویپ مخاطب را به درون این حصار جنسی می‌برد. آقای پارک در روایت خود مسیر تغییریافته‌ی هیچکاک را تبدیل به مقدمه‌ای برای تولد یک روان‌آزار می‌کند که همچون شکارچی از کودکی آموزش دیده، اما پدر راه‌های ورود ایندیا را به این دنیا با مشغول کردنش به شکار حیوانات بسته بود. با مرگ پدر است که ایندیا ابتدا دچار سردرگمی و سپس توسط چارلی هدایت می‌شود. آقای پارک همه‌ی تلاش خود را می‌کند تا این مسیر تبدیل به هویت اصلی روایت شود و در این راه نیز موفق است.

آنچه در این اثر شاهد هستیم ادای دین تکنیکی و فرمی آقای پارک به هیچکاک است. او سعی دارد ابتدا از طریق روشنای روز سایه‌های ایجادشده در پس نور آفتاب سکانس‌های راه‌پله را به‌تصویر بکشد. او از طریق همین امضای هیچکاک رابطه‌‌ی ایندیا و چارلی خود را از رابطه‌ی شارلوت و چارلی هیچکاک مجزا می‌کند. به‌نوعی در روایت آقای پارک این چارلی است که دچار همان تله‌پاتی جنسی و اروتیک شده است. در هر حال شاید داستان آقای پارک فقط‌و‌فقط به‌سبب بازیگران انگلیسی‌زبان است که از داستان هیچکاک چند گام عقب می‌افتد. ساختار فرمی روایت و قاب‌های آن از اکت بازیگران جلوتر است. پس از پایان روایت دائم با خود این را مرور می‌کنیم که در روایت آقای پارک اگر بازیگران کره‌ای جایگزین بازیگران انگلیسی‌زبان می‌شدند، اکنون با داستانی کمال‌یافته مواجه نبودیم؟

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟