«یاماما» یک کمدین است که به همراه دوستاش «ناکای» که در نوشتن متون او را کمک میکند، سالهاست تلاش میکنند به عنوان کمدینهایی معروف شناخته شوند اما هنوز هم هیچکس به برنامههای آنها نمیخندد و تنها طرفداری که دارند دختری جوان بهنام «شیائو»ست. تا اینکه فرصتی استثنایی برای آنها پیش میآید تا آنها بتوانند خود را به شهرتی که آرزویاش را همیشه داشتهاند، برسند. آنها با رفتن به خانههای خالی از سکنهای که در آنجا اتفاقاتی ناگوار چون خودکشی و قتل رخ داده است، میخواهند راز این قتلها و مرگها را بیابند. خانههایی که بهنوعی نفرینشده هستند و احتمالاً روحهای سرگردانی را هم در درون خود دارند.
خانهها و ترسی که قرار است از خانهها و نیز از ارواح مخفی شده در این خانهها به بیننده منتقل شود بدون استثنا پای ثابت فیلمهای ترسناک هستند اما اینکه چگونه بتوان از این سوژه استفاده کرد خود یک توانایی محسوب میشود که هر نویسنده و کارگردانی نمیتواند آن را داشته باشد. کشورهای شرقی بهویژه ژاپنیها نیز به عنوان افرادی که به روح و داستانهای فراطبیعی توجه بسیاری دارند و درواقع زندگیشان متأثر از این افکار است، بیش از کشورهای دیگر به این سوژهها و این افکار علاقه و البته اعتقاد دارند. ازاینروست که در بیشتر مواقع سوژههای ناب و خلاق سینمایی از این کشورها و این کشور بیرون آمده است. از کارگردانی چون «هیدئو ناکاتا»؛ کارگردان ژاپنی خالق فیلمهای ترسناکی چون «حلقه» (۱۹۹۸) و «آب تیره» (۲۰۰۵) نیز انتظار میرود ما را با فیلمی نو و خلاق روبهرو کند. اما فیلم «املاک تسخیرشده» چنانکه انتظار میرود و حتی از ابتدا دیده میشود، نمیتواند ما را تا انتهای خود در برابر خود بنشاند.
فیلم «املاک تسخیرشده» با داستانی خاص و شخصیتهایی جذاب آغاز میشود. ورود یاماما به اولین خانهی خالی از سکنه او را وارد داستانی جذاب و ترسناک میکند و مواجههی او و سپس ناکای و حتی شیائو با زنی قرمزپوش در آن خانه و سپس دنبال شدن توسط این زن سکانسهای ترسناکی را در برابرمان قرار میدهد. اما این وحشت که المان اصلی اینگونه داستانها میباشد در ادامه و در خانههای بعدی تبدیل به داستانهایی تکراری و حتی عادی و بدون ترس میشود که مدام یک روح فقط خود را به ناگاه به یاماما نشان میدهد و بس.
فیلم «املاک تسخیرشده» درواقع از چند داستان ترسناک کوتاه و متنوع تشکیل شده که با شخصیتهایی که دنبالکنندهی این داستانها هستند به هم ربط پیدا میکنند. فیلمی که با توجه به پتانسیل زیاد داستان آن و البته توانایی بالای کارگردان آن باید بسیار بهتر از آنچه که هست، میبود. هرچه داستان ابتدایی خوب است، ما در داستانهای بعدی تنها در چند سکانس با ترسهای ناگهانی روبهرو شده و حتی سرگذشت درستی از شخصیتهای آن خانهها هم در برابرمان نمیبینیم. درنتیجه هرچه از زمان فیلم میگذرد داستان ملالتبارتر و خستهکنندهتر میشود چنانکه شاید دیگر رغبتی برای پایان آن هم دیده نشود. اما در پایان فیلم دوباره کمی خود را مییابد و سعی میکند داستان خود را با اتفاقی هیجانانگیز تمام کند و این کار را هم کرده است. با این پایان ما باید منتظر قسمت دوم این فیلم هم باشیم و امیدوار باشیم که قسمت دوم آن بهتر و ترسناکتر از قسمت اول آن باشد.
دانلود از هستی دی ال