پوستر فیلم مادر روی صحنه

در احترام به عقاید یکدیگر

مادر روی صحنه
Stage Mother
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

فیلم در یک کلاب مخصوص همجنس‌گرایان آغاز می‌شود. «ریکی» روی صحنه می‌آید تا آواز بخواند اما بعد از کمی تلوتلو خوردن به زمین می‌افتد. «ناتان» همسرش به سوی او می‌دود و از او سوال می‌کند که چه چیزی را این بار مصرف کرده است. فیلم برش خورده و این بار در داخل یک کلیسا زن مسنی دیده می‌شود که در حال آموزش آواز به تعدادی دیگر از زنان مسن است. «مِیبِلین» مادر ریکی‌ست. او بعد از شنیدن خبر مرگ تنها پسرش از پشت تلفن، تمام تلاش‌اش این است که به مراسم خاکسپاری او برود. اما پدرِ ریکی نمی‌پذیرد. آنها ده سال پیش ریکی را به‌خاطر آنچه که بوده است رها کرده‌اند و دیگر هرگز او را ندیده‌اند. مادر اما بدون پدر راهی سان‌فرانسیسکو می‌شود.
داستان فیلم درباره‌ی تعدادی مرد همجنس‌گراست که هر کدام از آنها به‌نوعی از جامعه و خانواده‌ی خود طرد شده‌اند. ناتان به‌عنوان همسر ریکی هرگز به صورت رسمی همسر او نشده است، چرا که ازدواج همجنس‌گرایان رسمیت ندارد. پس کلابِ او و ریکی و هر آنچه که متعلق به او و ریکی‌ست، از آنجا که به نام ریکی ثبت شده است، به خانواده‌ی ریکی و مادر و پدرش می‌رسد. این امر ناتان را به‌شدت ناراحت و عصبانی کرده است. از سویی دیگر خودِ ریکی و یکی دیگر از افراد کلاب توسط خانواده‌شان طرد شده‌اند. طردشدگی‌ای که منجر به عدم اعتمادبه‌نفس این افراد شده است و شاید به‌نوعی آن را علت مرگ ریکی نیز دانست.
فیلم به‌خوبی توانسته است این شرایط را به بیننده نشان دهد. مادر ریکی با ورود به دنیای پسرش و شناختن آن دنیا و آدم‌های آن متوجه می‌شود که آنها هم مانند همه‌ی آدم‌های دیگر حق زندگی دارند و تفاوت در نوع اندیشه‌ها و عقایدشان نباید باعث دوری آنها از خانواده و جامعه باشد. رنجِ از دست دادن تنها پسرش و ندیدن او قبل از مرگ‌اش باعث می‌شود میبلین تمام تلاش خود را انجام بدهد تا کلاب پسرش را سرپا نگه دارد. اما چیزی که در این میان شاید بیننده را کمی ناراضی کند این تلاش بیش از اندازه‌ی کارگردان برای نشان دادن تلاشِ زیاد میبلین است. با ورود میبلین او قهرمان داستان شده و به تمام این افراد کمک می‌کند. او به‌عنوان کسی که تا چند روز قبل به کلیسا می‌رفت و حالا در کلاب همجنس‌گرایان به آنها کمک می‌کند شاید بیش از اندازه در داستان بزرگ شده باشد. شاید اگر این تلاش به این میزان نبود داستان جذاب‌تر و واقعی‌تر نیز نمود پیدا می‌کرد.
از آنجا که فیلم در کلاب شبانه است، آهنگ‌های مورد استفاده در این کلاب نیز دلنشین است. و این آهنگ‌ها هرچه به پایان داستان نزدیک می‌شویم بیشتر شده و بار معنایی بیشتری نیز پیدا می‌کنند. «جکی ویور» در نقش میبلین و مادر ریکی، به خوبی توانسته است احساس مادر بودن و احساس جدایی و رنج را به بیننده انتقال دهد. او که بیش از هفتاد سال دارد با توشه‌ی تجربیات خود توانسته با حرکات صورت و چشمان خود این نقش را زیباتر هم کند.
این فیلم شاید به‌نوعی می‌توانست در ستایش انسانیت و مهربانی و صداقت باشد. می‌توانست بهتر از آنچه که پیش روی‌مان است دیده شود، اما اصرار زیاد کارگردان برای نشان دادن دیدگاه خود در مورد مسأله‌ی همجنسگرایی شاید داستان را کمی از حالت عادی خارج کرده است و همین امر هم در پایان به ضرر فیلم تمام می‌شود. اگرچه هنوز هم داستان برای دیده شدن و درک دنیای این افراد مفید است.