پوستر فیلم بچه‌لوس‌ها

کار راحتی که کارگردان از عهده‌اش برنیامد

بچه‌لوس‌ها
Spoiled Brats
محصول ۲۰۲۱ – فرانسه
ژانر کمدی
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

پدری برای درس دادن به فرزند تنبل‌اش او را به سر کار می‌فرستد و در همین حین مادر برای اینکه پسرک دچار زحمت نشود به او پول می‌داد تا شب نزد پدر بیاورد. اما پدر هر بار پول را درون تنور می‌انداخت و پسر هم با تعجب به او نگاه می‌کرد. این داستان و مثل معروف را بسیار شنیده‌ایم. «نیکولاس کوش» در جدیدترین اثر خود در شهر موناکو داستانی مشابه را روایت می‌کند.

روایت او در باب پدری است که سه فرزند کاملاً لوس و تنبل دارد. او افتتاحیه‌ی روایت را با داستان متناقضی از شهر موناکو و زندگی روزانه‌ی این سه فرزند آغاز می‌کند. شاید بتوان گفت که همه‌ی اثر در همین افتتاحیه خلاصه می‌شود و بیش از آن دیگر توانایی هیجان‌زده کردن مخاطب را ندارد. کارگردان در ابتدا سعی می‌کند این سه جوان را رهاشده میان دنیای پول و تنبلی تصویر کند و از آن‌سو پدری را به تصویر بکشد که از سبک زندگی این سه فرزند به ستوه آمده است. مشکل اصلی این روایت در جان نگرفتن آن است. کاراکترها آن‌قدر کاغذی هستند که علی‌رغم بازی خوب بازیگران برای مخاطب قابل پیش‌بینی می‌شوند.

شخصیت‌پردازی روایت‌ها در این فیلم می‌توانست با کمی تأمل کارگردان آن‌قدر خوب و ملیح شکل بگیرد که مخاطب در طی این ۹۰ دقیقه از یک کمدی میانه‌ی فرانسوی لذت ببرد. حتی میزانسن هم بسیار ناموزون و خلوت و شبیه استیج نمایش می‌ماند. گویی گروه فیلم‌سازی چند مکان را اجاره کرده‌اند و با عجله صحنه را با چند وسیله‌ی دم‌دستی پر کرده‌اند و در نهایت فیلم‌برداری آغاز شده است. این نوع نگاه به فیلم‌سازی باعث می‌شود مخاطب نیز نتواند با کل فضای فیلم ارتباط بگیرد.

این روایت می‌توانست از همان‌ دست داستان‌هایی باشد که مخاطب سینمای سرگرمی به‌راحتی آن را بپذیرد و سرگرم شود. اما آقای کوش در این راستا هیچ تلاشی نکرده است و هر چه فیلم پیش می‌رود سرعت رخ دادن اتفاق‌های فیلم بیشتر و به‌تبع آن داستان نیز آشفته‌تر می‌شود. کارگردان در طول روایت سعی دارد آن را بسط دهد، اما این تلاش به‌ جایی نمی‌رسد. برخی کاراکترها مانند بسیاری دیگر از کمدی‌هایی از این دست، بدون اینکه پرداخت شده باشند، وظیفه دارند که در نقطه‌ای از فیلم ظاهر شوند و بخشی از ماجرا را بر عهده بگیرند.

اگر بخواهیم در کمدی فرانسوی غرق شویم تاریخی بی‌نظیر را می‌توانیم مرور کنیم. اما این فیلم هیچ شباهتی به هیچ‌کدام از آن ساختارها ندارد. فیلم جدید آقای کوش حتی متوسط هم نیست و هرچه رنگ و لعاب بیشتری به آن تزریق می‌شود تصنعی‌تر جلوه می‌کند. این کمدی در نظر مخاطب همچون یک گل مصنوعی می‌ماند که شاید از دور رنگ داشته باشد، اما نمی‌توان بوی عطری از آن استشمام کرد. آنچه مشخص است چنین آثاری هر چند در دنیای سینمای سرگرمی ساخته می‌شوند، اما توانایی سرگرم کردن مخاطبی را که دوست دارد برای لحظاتی از روزمرگی خود رها شود ندارند. این فیلم نیز در همان افتتاحیه‌ی رنگارنگ خود غرق می‌شود و قادر نیست به‌اندازه‌ی یک سکانس مخاطب را درگیر خود کند. در سینمای سرگرمی این فقط مخاطب است که نقش تعیین‌کننده دارد و کارگردان باید در لحظه‌لحظه‌ی ساخت فیلم خود را جای آن مخاطب بنشاند. آقای کوش اما در اثر جدید خود هیچ‌گاه روی این صندلی نمی‌نشنید و در نهایت اثری را مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد که توانایی شکل دادن دنیایی داستانی را ندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟