سرود کریسمس بهروایت شان آندرس
«سرود کریسمس» اثر چارلز دیکنز و کاراکترهایاش نزدیک به ۱۰۰ سال است که در دنیای سینما مخاطبان را سرگرم میکند. «ابنیزر اسکروج»، کاراکتر اصلی این رمان، پیرمردیست قدبلند و خسیس که در شب کریسمس توسط روح شریک سابق خود بهیکباره مسیر انسان شدن را طی میکند. این رمان ساده و شیوا و شخصیتپردازیهای خارقالعادهی آن دستآویز بسیاری از انیمیشنها و آثار سینمایی شده است و تا بههمین امروز اقتباسهای متنوعی از روی این رمان روی پرده رفته است. جدیدترین اقتباس از اسکروج توسط یکی از کمدیسازهای خوب هالیوودی با نام «شان آندرس» ساخته شده است. آندرس در اقتباسی آزاد به دنیای دیکنز پا میگذارد.
به فیلمشناسی آندرس که نگاه میکنیم، با آثاری مواجه میشویم که در آنها زوجهای بازیگری توانستهاند کمدی موقعیت و دیالوگ را بهخوبی ارائه دهند. بهطور مثال آثاری مانند «اینه پسر من» محصول ۲۰۱۲، «خانوادهی فوری» محصول ۲۰۱۹، «رئیسهای وحشتناک» محصول ۲۰۱۴، یا دو فیلم «بابایی خونهست» نشان میدهند که روایتهای آندرس روی زوج بازیگری استوار هستند. کمدیهای او برای کمپانیهای هالیوود تیکت قابل قبول خوردهاند و بههمین سبب در انتخاب بازیگر هیچ محدودیتی ندارد. او نیز طی این سالها از بازیگرانی چون «ویل فرل»، مارک والبرگ»، «کریستوف والتز»، «آدام سندلر» و دیگران استفاده کرده است. شاید ویل فرل و مارک والبرگ بازیگران دلخواه آندرس طی این سالها بودهاند. اما او باز هم دست به تغییر چینش زوج بازیگری خود زده است و اینبار «ویل فرل» را در برابر «آدام رینولدز» قرار داده تا موزیکالی کریسمسی را مقابل مخاطب خود قرار دهد.
اقتباس آندرس کاملاً آزاد است. او نزدیک به صد سال پس از رخداد شب کریسمس اسکروج را بهتصویر میکشد. اسکروج تبدیل به روحی خدمتگزار شده تا در شب کریسمس و طبق همان رخدادی که برای خودش اتفاق افتاده، انسانهای غیر قابل اصلاح را به زندگی عادی بازگرداند. حال اسکروج با فردی روبهرو میشود که بهزعم آسمانیها دیگر امیدی به او نیست. تقابل این دو کاراکتر با یکدیگر تبدیل به اتفاق دراماتیک این روایت میشود. اثر جدید آقای آندرس ترکیبی از موزیکال و موقعیتهای کمدی است و صددرصد اثری مناسبتی در شب کریسمس است. بیش از این هم نباید از این روایت انتظار داشت. بههمین سبب در قیاس با آثار همردهی خود فیلمی مفرح و شاد بهحساب میآید. آندرس سعی دارد مخاطب را در جایجای فیلم دچار دوراهیهای اخلاقی کند. همهچیز طبق قاعدهی دیکنز پیش میرود. کاراکتر «کلینت» باید با گذشته، حال و آیندهی تلخ پیش رو مواجه شود. هنرنمایی طنزآلود آندرس روی همین تلفیق زمانها و کاراکتر کلینت است که باعث بر هم خوردن نظم کاری روحهای آسمانی میشود.
کمدی جدید آقای آندرس طنز تلخی در خود دارد. اما این تلخی زیر خامهی موزیکال و کمدیهای موقعیت پنهان شده است. او در این اثر کاملاً زمینی فکر میکند و در عین حال سعی ندارد مخاطب را همچون آثار کریسمسی تحت تأثیر درسی اخلاقی قرار دهد. اثر او بهسادگی یک کمدی است و همین باعث شده تکهکلام این روایت، «عصر بهخیر»، هر بار که بر زبان آورده میشود مخاطب را وادار به خنده کند و حتی پس از تماشای فیلم به شوخی به دیگران بگوید: «عصر بهخیر».
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.