پوستر فیلم مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست

پاگشای سوگلی زشت هالیوود

مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست
Spider-Man: No Way Home
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بگذارید با این مثال آغاز کنم؛ فرض کنید برای خرید یک شیشه شیر به یک مرکز خرید می‌روید. به‌سبب رشد سرطانی این هایپرها دیگر سوپرمارکتی باقی نمانده است که برای خریدهای جزئی به آنجا بروید. به‌محض ورود با انبوهی از قفسه‌های رنگی مواجه می‌شوید و گویی با گذشتن از گیت ورودی دیگر خودتان نیستید. هنگام بازگشت و در برابر صندوق به‌جای یک شیشه شیر با سبدی از کالاها در دست رو‌به‌روی صندوق‌دار ایستاده‌اید. در دنیایی که مصرف‌کننده نیاز بازار تولید است، کار تبلیغات همان تزریق افیون به ذهن توده است تا بدون علت در عطش برندهای رنگارنگ بماند. کار هالیوود در مورد ابرقهرمانان خود نیز به همین شکل است. این غول صنعت سینما از فقر فرم و محتوای آثار ابرقهرمانی خود بیش از هر کس دیگری آگاه است. اما ذائقه‌ی مخاطب را باید در حدی نگاه دارد که گیشه‌های‌اش آسیبی نبینند. به‌همین سبب دنیای ابرقهرمانی را تبدیل به سوگلی‌های گیشه‌ی خود کرده و مخاطب بدون آنکه بداند برای چه، بی‌صبرانه منتظر تماشای این آثار است.
نزدیک به سه دهه است که هالیوود با فرنچایز مرد عنکبوتی دنیایی را به تمسخر گرفته است. کسی فکرش را نمی‌کرد که پیتر پارکر ابتدایی آن‌قدر تکرار شود که هالیوود در نهایت مجبور به استفاده از نظریه‌ی ریسمان شود و هر سه پیتر پارکرها را درون یک فیلم بیاورد. البته این آزمون‌و‌خطا در انیمیشن «مرد عنکوبتی و دنیاهای عنکبوتی» انجام شده بود. اما تصور اینکه انیمیشن کودکانه را تبدیل به سوگلی خود در سال ۲۰۲۱ کند، بعید بود. تقریباً همه از تبلیغات پی‌در‌پی و فرش قرمزهای این فیلم در سرتاسر دنیا آگاه هستند. این تبلیغات گسترده و سخت‌گیری‌ها برای گرفتن بیشترین بازدهی از گیشه است. بار دیگر هالیوود موفق شد رکورد گیشه‌ی خود را جابه‌جا کند و این بار هم مخاطب از همه‌جا بی‌خبر نزدیک به سه ساعت با تهوعی پرده‌سبزی مواجه شد.
اینکه بخواهیم برای این آثار روایتی را در نظر بگیریم کاری مضحک است. در کلِ این فیلم آن‌قدر برش می‌بینیم که دیگر روایتی باقی نمی‌ماند. همه‌چیز در این دنیاها با سریع‌ترین ضربآهنگ ممکن در جریان است تا مخاطب حتی برای لحظه‌ای به روایت و اینکه کاراکترها قرار است چگونه در این روایت پرداخت شوند، فکر نکند. در مورد اولین فیلم از فرنچایز مرد عنکبوتی حداقل می‌توانستیم روایت را کمی به دنیای نئونوآر و استفاده‌ی هوشمندانه از تکنیک‌های جلوه‌های ویژه مرتبط کنیم. در آن فیلم پیتر پارکر به‌گونه‌ای پرداخت شده بود که در هر سه پرده‌ی روایت می‌توانستیم او را همچون قهرمان مرسوم روایت‌های کلاسیک تصور کنیم. اما رفته‌رفته این روایت و این کاراکتر آب رفت تا نوبت به بچه‌گانه‌ترین و مضحک‌ترین پیتر پارکر رسید. گویی هالیوود طی این سه دهه سعی کرده درجه‌ی سنی آثار ابرقهرمانی خود را پائین بیاورد تا گیشه‌اش را پرتر از قبل کند. در اینجا صحبت از روایت، تکنیک سینمایی، فرم و حتی فرامتن و استعاره‌های تصویری نیست. ما در اینجا با تولید کالا و مصرف‌کننده مواجه هستیم. مخاطبی که از این آثار لذت می‌برد و حتی مقابل شما می‌ایستد و از آن‌ها دفاع می‌کند همان مصرف‌کننده‌ای است که در میان قفسه‌های رنگارنگ خرید از یک فروشگاه بیش از چیزی که نیاز دارد خرید می‌کند. راه خارج کردن این مخاطب از افیون قدرتمند هالیوود و بالا بردن سطح ذائقه‌ی او چیست؟ باور کنید تا به همین جا که این متن در حال نگاشته شدن است تنها راه ممکن در ذهن نگارنده دادن انتخاب‌های متعدد به این مخاطب برای تماشا و درک سینماست. شاید عده‌ای عنوان کنند که بخشی از سینما سرگرمی‌ست و این دسته از مخاطبان نیز تحت همین بخش هستند. احتمالاً این دوستان را باید با همان مثال کی‌یرکگور در باب آثار هنری در موزه‌ها و نقاشی‌ها و مجسمه‌های باسمه‌ای سر چهارراه‌ها توجیه کرد.