پوستر فیلم مرد عنکبوتی: این‌سو و آن‌سو در میان چندجهانی عنکبوتی‌ها

کاش می‌شد ابرقهرمان‌ها را در همین دنیای خلاقانه گیر انداخت

مرد عنکبوتی: این‌سو و آن‌سو در میان چندجهانی عنکبوتی‌ها
Spider-Man: Across the Spider-Verse
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

▫️ اگر به‌عنوان پدر و مادر این فیلم را در اختیار نوجوان ۱۲ تا ۱۵ ساله‌ی خود قرار می‌دهید و دوست دارید سبک‌های هنری و طراحی و همین‌گونه بخش‌هایی از فیزیک کوانتوم را به او آموزش دهید، حتماً در باب زحمتی که گروه ۲۰۰نفره‌ی انیماتور کشیده‌اند تحقیق کنید تا تماشای این اثر تبدیل به یک تور علمی-هنری برای نوجوان‌های شما شود.

«فیل لورد» و «کریستوفر میلر»، تهیه‌کنندگان این انیمیشن، در سال ۲۰۱۴ اعلام کردند که قصد دارند وجهه‌ای از دنیای ابرقهرمانی را به‌تصویر بکشند که لایواکشن‌ها توانایی خلق آن را ندارند. آن‌ها به این نکته‌ی مهم رسیده بودند که در میان سوله‌ها و پرده‌های سبز و آبی نمی‌توان دنیایی را به‌تصویر کشید که هیچ نشانی از واقعیت‌های روزمره ندارد. استودیوی مارول خیلی قبل‌تر از اینکه تهیه‌کنندگان سونی‌پیکچرز اعلام کنند باید ساختار کمیک‌بوک‌های خود را تغییر می‌داد و از همان ابتدا در دنیای انیمیشن‌های خلاقانه گام برمی‌داشت. اگر از من بپرسید که با افتضاحات دو دهه‌ی اخیر دیگر دیر شده، باید بگویم که خیر، مارول از همین امروز هم می‌تواند با هجرت به دنیای انیمیشن ما را در برابر دنیای واقعی کمیک‌بوک‌ها قرار دهد. از سال ۲۰۱۴ با تیمی که ۱۶۷ نفر انیماتور داشت اثری در حال خلق شدن بود که هر مخاطبی را در سال ۲۰۱۸ شگفت‌زده می‌کرد؛ ترکیب انیمیشن کامپیوتری و طراحی‌های سنتی و دستی کمیک‌بوک‌ها که قادر باشند مخاطب را در برابر تجربه‌ای زنده از جنس جوهرهای کمیک‌بوک قرار دهند.

حسن دنیای انیمیشن در همین است که در آن دیگر نیاز نیست به شلنگ‌تخته‌انداختن‌های انتقام‌جویان و لیگ عدالت توسط بازیگرانی که با بند و بی‌هدف در میان پرده‌های سبز و آبی آویزان شده‌اند بنگریم. اصلاً نیازی به این همه تلاش مذبوحانه نیست که مخاطب را در برابر اثری سینمایی از دنیای خشونت‌آمیز اکشن قرار دهیم، زمانی که می‌دانیم این اکشن‌ها توانایی ماندگاری در بین سطور تاریخ سینما را ندارند و صرفاً بلاک‌باسترهایی هستند که هالیوود سعی می‌کند از طریق آن‌ها گیشه‌های‌اش را پر از پول کند. در دنیای این انیمیشن‌ها قرار نیست فلان ستاره‌ی سینما را با انواع و اقسام وعده‌های پرپول و تهدیدهایی از جنس هسته‌ی ابراستودیوها مواجه کنیم. زمانی که مارول در دنیای انیمیشن مهار شود سود بسیار بزرگی به پروژه‌های سینمایی رسانده است؛ هم بازیگران ستاره‌ای که تا پیش از این کارنامه‌ی هنری قابل قبولی داشته‌اند دست به انتخاب‌های بهتری می‌زنند، هم استودیوها در ژانرهایی مانند اکشن و آثار علمی-تخیلی می‌توانند پروژه‌های بزرگ‌تری را هدایت کنند و در نهایت اهالی سینما نیز این دنیا را به چشم یک اثر هنری خواهند نگریست. اما درد مارول و ابراستودیوهای هالیوودی در چیست که هم خدا را می‌خواهند و هم خرما را، حداقل من برای آن پاسخی درست ندارم.

چندجهانی عنکبوتی‌ها در همان اثر اول چشم را به‌لحاظ زیبایی‌شناسی هنری درگیر خود می‌کرد. طراحان دنیاها و شخصیت‌های این انیمیشن از تک‌تک فریم‌ها برای ارائه‌ی تلفیقی از پالت رنگ، طراحی کامپیوتری و در نهایت طرح‌های دستی استفاده کرده بودند. ما در این اثر با جلوه‌ای از هنر مواجه هستیم که در فیلم دوم خود ما را به سفری از طراحی‌های داوینچی تا نئو-فوتوریسم در معماری می‌برد. پالت رنگی در فیلم دوم نقش بسیار بزرگی دارد، به‌طوری که هر زمان پای ابراز احساسات پیش می‌آید، لانگ‌شات‌ها ما را با قابی مواجه می‌کنند که در آن احساسات باعث تغییر تونالیته‌ی رنگ می‌شوند. به دنیاهای موجود در این چندجهانی هم که توجه کنید متوجه می‌شوید که حتی مرد عنکبوتی هندی هم برای شما در دنیای خودش قابل باور است. در این اثر شما حتی مقولات فرهنگی و هنری دهه‌‌های مختلف انسان قرن بیستم را نیز شاهد هستید؛ از پانک-راک‌ها گرفته تا بلوز، جز و گرافیتی و نگرش‌های متنوع انسانی به مقوله‌ای مشترک در زندگی.

دنیای عنکبوتی‌های مارول در ساختار انیمیشن حداقل ما را به این باور می‌رساند که این استودیو و شرکای هالیوودی‌اش به‌راحتی می‌توانند مخاطب سینما را با خود همراه کنند و حتی باعث شوند همگان ایستاده آن‌ها را تشویق کنند. اما آن درد بی‌درمان همه‌چیزخواهی و طماعی گیشه باعث شده این استودیو پای‌اش را در سینما از گلیم‌اش درازتر کرده باشد و طی دو دهه انواع و اقسام زباله‌های تصویری را در ساختاری نامتناسب به خورد مخاطب نوجوان و از همه‌جا بی‌خبر دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟